<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>

<channel>
	<title>منبر الاهواز الحر</title>
	<atom:link href="http://mojadam.maktoobblog.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://mojadam.maktoobblog.com</link>
	<description>تنويه:
هذه المدونة تشكل مساحة شخصية يحاول صاحبها أن يعبر من خلالها عن هموم عايشها مع آخرين من ابناء وطنه بالاضافة الى أنها تحتوي على كل ما يتعلق به من اهتمامات وصور وافكار و... أنها لا تمثل جهة أو حزبا أو... بل أنها تمثله هو فقط ووجدت للبرهنة على عزم صاحبها نقل تجاربه المتواضعة للأجيال الجديدة ...
</description>
	<pubDate>Sun, 29 Nov 2009 18:23:45 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.6.5</generator>
	<language>en</language>
			<item>
		<title>تنش هاي قومى در خوزستان در سال های اول انقلاب: یک انتقاد</title>
		<link>http://mojadam.maktoobblog.com/1554553/%d8%aa%d9%86%d8%b4-%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%82%d9%88%d9%85%d9%89-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b2%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%a7/</link>
		<comments>http://mojadam.maktoobblog.com/1554553/%d8%aa%d9%86%d8%b4-%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%82%d9%88%d9%85%d9%89-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b2%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 29 Nov 2009 18:08:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>كاظم مجدم</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[غير مصنف]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mojadam.maktoobblog.com/?p=1554553</guid>
		<description><![CDATA[


&#160;

&#160;

&#160;رضا ربيعى

&#160;

&#160;

&#160;

در پی انتشار مقاله مروری بر ظهور و سقوط پدیده خلق عرب 58-1357 در فصلنامه &#34;گفتگو&#34; شماره 25پاییز 1378هـ &#160;نوشته ای به قلم آقای رضا ربیعی در نقد مقاله مزبور به دفتر فصلنامه رسیده است که به رغم طول و تفصیل و همچنین جوانب احساسی، نظر به اهمیت بحث آن را به همراه پاسخ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: large"><br />
</span></p>
<p><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p>&nbsp;</p>
<p></span><span style="font-size: x-large"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p>&nbsp;</p>
<p></span><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p><!--[if gte mso 9]&gt;-->&nbsp;<b><span lang="AR-SA">رضا ربيعى</span></b></p>
<p></span></span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p></span><span style="font-size: x-large"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p></span><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><b><span lang="AR-SA">در پی انتشار مقاله مروری بر ظهور و سقوط پدیده خلق عرب 58-1357 در فصلنامه &quot;گفتگو&quot; شماره 25پاییز 1378هـ &nbsp;نوشته ای به قلم آقای رضا ربیعی در نقد مقاله مزبور به دفتر فصلنامه رسیده است که به رغم طول و تفصیل و همچنین جوانب احساسی، نظر به اهمیت بحث آن را به همراه پاسخ مختصر آقای آذری شهرضایی منتشر می کنیم.</span></b></p>
<p></span></span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">پرداختن به موضوعات و پدیده های مختلف تاریخی و اظهارنظر در خصوص حوادث و رویدادهای مرتبط به آن قبل از هر چیز بی طرفی و عدم پیشدواری را طلب می کند. اهمیت بی طرفی و اجتناب از هرگونه اظهار نظر عجولانه و یا مبتنی بر احساسات در بررسی های تاریخی کمتر از اهمیت دسترسی به اطلاعات صحیح و استناد به منابع و مآخذ مورد وثوق نیست. اهمیت این موضوع &ndash; بی طرفی در پژوهش های تاریخی &ndash; هنگامی شدیدتر و فاحش تر می شود که نویسنده ای از قومیتی قصد داشته باشد درباره حوادث و رخدادهای مرتبط با <b>گرایشات هویت خواهی</b> یکی از اقوام غیر مسلط اظهار نظر کند. اگر پژوهشگر با پیشداوری و با ذهنیتی مشخص که <b>ناشی از پنجاه سال تبلیغات شونیستی خاندان پهلوی</b> است وارد این عرضه شود سرانجام کارش همان خواهد شد كه&nbsp; <u>آقای رضا آذری شهرضایی</u> در یادادشت خود به آن گرفتار شده است. یادداشتی که با بینش خاص خود فقط به منابع و مآخذ دولتی استناد می کند و از میان این اسناد و منابع آنهایی را انتخاب می کند که در جهت تخطئه مردم عرب و وابسته نشان دادن حرکت آنهاست و به هنگامی که برای بیان سیرحوادث&nbsp; نشانه های بارز و مشهودی از گرایشات سالم را نزد جریانات روشنفکری آیت الله شبیرخاقانی و هیئت نمایندگی مشاهده می نماید هیچگونه اظهار نظری در این خصوص نمی کند، از بررسی علمی و علت و معلولی حوادث عاجز می ماند، به زمینه های اقتصادی اجتماعی و فرهنگی قضیه نمی پردازد و در عوض از <b>دریادار مدنی</b> که بعدها ارتباط&nbsp; وی با سرویس های جاسوسی امریکا باعث فرار او شد، به عنوان تثبیت کننده اوضاع و ناجی خوزستان یاد میکند.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">آقای رضا آذری شهرضایی پای سخن و یا اظهار نظر نخبگان این مردم نمی نشیند و حتی برای خالی نبودن عریضه یک نمونه از اظهارنظرهای روشنفکران و مردم عرب را در بررسی خود ذکر نمی کند ایشان حوادث را یکطرفه و در جهت&nbsp; توجيه اقدامات حكومتى و تقدیس <b><i>مدنی</i></b> نقل و تفسیر کرده و چشم خود را بر واقعیت ها و حقایق می بند. در نهایت اینکه این مقاله بدون هیچگونه اظهار نظری درباره استحاله فرهنگی مردم عرب و تلاش <b>ناسيوناليسم فارس</b> براي نابودی هويت قومي اين مردم و همچنین بی آنکه درباره حقوق اولیه این مردم که مطابق مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر است اظهار نظری کند به زعم خود از ظهور و سقوط پدیده ای سخن می گوید که خود به درستی آن را نشناخته است.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p></span><span style="font-size: x-large"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p></span><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><b><span lang="AR-SA">ضررورت بازنگری در نگرش به مسئله قومیت ها </span></b></p>
<p></span></span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">مشکل اساسی درخصوص بحث قومیتها نحوه نگرش به این موضوع در میان اکثر روشنفکران است. این نگرش که ناشی از پنجاه سال سیاست های شوونیستی خاندان پهلوی و تمهیدات و تبليغات انجام شده درخصوص نابودی هویت قومی اقوام غیر فارس است آنچنان در ذهن افراد رسوخ یافته که آنها را از درک و تبیين صحیح پدیده های و حوادث وحتی ابتدایی ترین حقوق اولیه انسان ها باز می دارد.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">اگر روشنفکران ما قادر باشند پوسته و غلاف ضخیم شوونیستی را از بنيان های فکری خود دور سازند و با نگرشی علمی وواقع بینانه و مبتنی برعدالت خواهی به مطالبات قومی اقوام ایرانی بنگرند در آن هنگام قادر خواهند بود به درستی و فارغ از هرگونه تعصب و پیشداوری به تفسیر حوادث بپردازند و سره را از ناسره تشخیص دهند.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">نگرش و بینش آقای رضا آذری شهرضایی نسبت به حوادث سال های 58-57 خوزستان دقیقا مانند نگرش یک <b>سفید پوست متعصب اهل آفریقای جنوبی به مبارزات سیاه </b></span><b><span lang="FA">پوستان</span></b><span lang="FA"> آن کشور است می توان مبارزات سیاه پوستان برای رفع تبعیض نژادی و آپارتاید را آشوبگری و یا تحریک و مداخله بیگانگان در امور آفریقای جنوبی تفسیر کرد و می توان با نگرشی واقع بینانه و حق طلبانه این مبارزات را برضد تبعیض نژادی بیان کرد. آقای آذری شهرضایی و سایر روشنفکران همفکر او باید بینش به اقوام ایرانی را اصلاح کنند. آنها باید همان چیزی را که برای خود و همزبانان خویش می خواهند برای سایر هم میهنان خود قایل باشند. پیشرفت و توسعه و شکوفایی فرهنگ و ادب را فقط برای فارس زبانان نخواهند، به علل فقر فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مناطق قومی و به ویژه خوزستان بپردازند. به علل پایین بودن سطح تحصیلات در میان مردم عرب نگاه کرده و آن را ریشه یابی کنند. به مشکلات آموزشی کودکان با زبان غیرمادری خویش نیز نیم نگاهی داشته باشند مطمئناً با چنین نگاهی به موضوع قومیت ها گرایشات هویت خواهی و احراز نوعی هویت قومی را به رقابت های منطقه ای و تعارضات خارجی مرتبط نخواهند کرد و حوادث را آن طور که بوده و هست بازگویی می کنند.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p></span><span style="font-size: x-large"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p></span><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><b><span lang="FA">نگاهی اجمالی به حوادث سال 58-57</span></b></p>
<p></span></span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">در جنوب غربی ایران و در شهرهای مرکزی و جنوبی خوزستان در حدود 5/2&nbsp; الی 3 میلیون نفر از هم میهنان عرب ایرانی ما زندگی می کنند که از نظر زبان، فرهنگ، آداب و رسوم و حتی پیشینه تاریخی از سایر مردم ایران متمایز هستند. رژیم رضا خان که پایه های آن براستبداد و سرکوب استوار بود در خصوص قومیت ها سیاست استحاله فرهنگی و مسخ هویت قومی سایر اقوام ایرانی را دنبال می کرد <b>رضا خان و فرزندش ایرانی بودن را در فارس بودن تعریف می کردند و امنیت ملی را در گرو فارس کردن تمامی قومیت ها می دانستند</b> از اینرونگاه آنها به قومیت ها نگاهی امنیتی بود این نگرش بنا به دلایلی که ذکر آن در این مقال نمی گنجد در ارتباط با مردم عرب ایران شدیدتر از سایر مناطق قومی بوده است. سیاست ها و تبلغات رژیم پهلوی که بر مبنای سوء استفاده از احساسات ناسیونالیسم فارس و قائل شدن برتری نژاد آریایی بود آنچنان در جامعه ریشه دوانده که اثرات مخرب آن در نگرش و دیدگاه مردم فارس و حتی روشنفکران کماکان حاکم است.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">نتیجه بیش از نیم قرن سلطه جابرانه رژیم پهلوی برای مردم عرب ایران در مقایسه با هموطنان مهاجر به شهرهای آنها فقر و محرومیت، مسخ و نابودی هویت فرهنگی، تحقیر و تبعیض و عقب</span><span lang="FA" dir="ltr"> </span><span lang="FA">&nbsp;ماندگی فرهنگی و اقتصادی بود. زبان و فرهنگ آنها مورد تعرض قرار گرفت و با برنامه مدون و حساب شده ای در جهت فارس کردن آنها برآمدند. به دلیل عدم آموزش زبان مادری در مدارس و آموزش اجباری زبان دیگر[فارسی]، میل و رغبت به تحصیل در میان فرزندان آنها تقریبا صفر بوده و در نتیجه عدم واگذاری پست ها و مناصب به آنها نه تنها نقشی حتی ظاهری و صوری در حیات سیاسی نداشتند بلکه درسازمانها و ادارات دولتی فاقد هر گونه نقش واثری بودند.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">رژیم پهلوی با ایجاد فرصت های شغلی برآمده از نفت، مهاجرت از سایر شهرهای ایران به خوزستان را تشویق و ترغیب کرده و در نتیجه با عدم استخدام کارکنان عرب و حتی اعمال بازنشستگی بیش از موعد و بازخرید آنها ـ از جمله طرح سالی دوماه پالایشگاه آبادان (؟)ـ ضمن تغییر بافت جمعیتی شهرها، با به حاشیه راندن آنها، موجبات فقر و فاقه بیش از بیش مردم عرب را فراهم کرد.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">خلاصه کلام اینکه سیاست های رژیم پهلوی علاوه بر نابودی هویت قومی این مردم در مقام مقایسه با مهاجران غیر عرب به شهرهای خوزستان برای آنها بدبختی و سیه روزی را به دنبال داشت موردی که در آذربایجان موضوعیت نداشت.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">مسخ و استحاله فرهنگی و از بین بردن هویت قومی مردم عرب به همراه تحقیر و تمسخر تمامی مظاهر و ارزش های فرهنگی آنها موجب بروز گرایشات هویت خواهی و مبارزه به منظور حفظ هویت قومی شد. اختناق و سرکوب شدید رژیم پهلوی و عدم اعتراف به هویت قومی این مردم به همراه اظهار نظرهای تحقیرآمیز مقامات دولتی در این مورد نیز مزید بر علت بود. فقدان قشر تحصیلکرده در جامعه عرب خوزستان و به تبع آن عدم وجود قشر روشنفکر سبب شده بود که جریانات غیر روشنفکری و بعضاً بزرگان و سران قبائل در رأس این مبارزات باشد. <b>به همین جهت مبارزات هویت خواهی این مردم هم از نظر تئوری و هم از نظر تشکیلاتی و سازمانی ضعیف بوده</b> و طبیعی است همانند سایر تشکیلات سیاسی در آن مقطع پایگاه و مرکز خود را به خارج&nbsp; منتقل کند و هیچ بعید نبود در این رهگذر گرفتار زد و بندهای سیاسی دولت ها نیز بشوند. مرتبط دانستن و یا به تعبیری وابسته دانستن مبارزات مردم عرب ایران به آن طرف مرزها به دور از انصاف و ظالمانه بوده و بیانگر تأثیر تبلیغات رژیم پهلوی است. ضمن اینکه این نوع قضاوت مبین عدم درک صحیح وضعیت و ستم های وارده به مردم عرب ایران است.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">جامعه عرب ایران علاوه بر فشارها و ستم های وارده به همه مردم ایران از ستم ها و تضییعات دیگری نیز رنج می برد. این ستم ها که خاص مناطق قومی ایران بوده است به هموطنان فارس آنها تحمیل نشده است .</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">در چنین اوضاع&nbsp; و احوالی مردم عرب ایران همگام با سایر مردم ایران به طور فعال و موثر در انقلاب و جنبش عمومی براندازی رژیم شاه شرکت کردند . خشم و نفرت مردم عرب ایران از رژیم پهلوی زمانی شدت گرفت که محمدرضا شاه در پاسخ به سوال خبرنگاری در <b>زوریخ</b> مبنی بر وجود مردم عرب در <b>ایران ضمن انکار وجود آنها فقط به وجود تعدادی کولی در خوزستان اشاره کرد</b>! به همین خاطر سرنگونی این رژیم خواست و تمایل قلبی این مردم شد. با سقوط رژیم شاه مردم عرب خوزستان که همه بدبختی ها و فلاکت های خود را از آن رژیم می دانستند رفع ستم ملی، مشارکت در تعیین سرنوشت خویش، احراز هویت قومی و محو سیاست ها و مظاهر ضد عربی را به عنوان سرلوحه کار خویش قرار دادند. در این مقطع عنصر جدیدی وارد عرضه مبارزات هویت خواهی مردم عرب شد که آنهم وجود جوانان روشنفکر و تحصیلکرده بود. این جوانان که به سلاح علم مسلح بودند خواستار تعمیق انقلاب و احقاق حقوق مردم عرب در چار چوب یکپارچگی و وحدت ایران بودند. آنها با تاسیس کانون های فرهنگی در خرمشهر(محمره)، اهواز و آبادان به دنبال احراز نوعی هویت قومی بودند حتی آقای آذری شهرضایی نیز در صفحه 66 به جنبه های مثبت این کانون اذعان داشته و مبارز علیه ارتجاع عرب و فارس بخصوص مرتجعین عرب که می خواستند از احساسات ملی مردم عرب به نفع خود سوء استفاده کنند. احیای فرهنگ عرب، رشد سیاسی مردم و ایجاد محل تجمع برای اقوام مردم عرب که مسائل خود را مطرح کنند را جزء اهداف آنها دانسته است.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">متاسفانه اصرار ناسیونالیست های فارس مبنی بر <b>عدم اعتراف به وجود مردم عرب</b> و عدم تحقق خواسته های مشروع آنها ودر پیش گرفتن سیاست سرکوب به جای توجه و رسیدگی به این مطالبات گریبان این کانون غیر نظامی و غیر سیاسی را گرفت و با برخورد نظامی و روش سرکوبگرانه حبس و پرونده سازی با این کانون برخورد کردند. آقای آذری شهرضایی به دلیل همان بینش خویش در این مورد سکوت اختیار می کند و به ما نمی گوید چرا تکاوران نیروی دریایی و شبه نظامیان به یک تشکیلات صرفاً فرهنگی و غیر مسلح حمله می کنند؟ و با عده ای جوان بی دفاع و بی سلاح با تیراندازی و گسیل چندین کامیون سرباز و درجه دار و نیروهای شبه نظامی و کشته و مجروح &nbsp;کردن آنها برخورد می کنند؟</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">اشکال اساسی یادداشت آقای شهرضایی این است که ایشان حتی برای یکبار عملکرد مقامات و مسئولین را مورد بررسی قرار نداده و مجموعه این اقدامات را نقد نکرده است. ایشان به جنبه های مثبت جریانات هویت خواه عرب در خوزستان نمی پردازند و دلایل عدم توجه وعنایت به این جریانات را برای خوانند بازگویی نمی کند. دلیل اصلی طرز برخورد نامبرده، حاکمیت بینش و نگرش غیر واقعی و ناسیونالیستی بر اندیشه های ایشان است. به همین دلیل آقای آذری همه اقدامات مسئولین را درست می داند و در مقابل همه جریانات و تشکیلات مردم عرب را نادرست وابسته و &#8230; معرفی می کند.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">همزمان با تشکیل <b>کانون فرهنگی خلق عرب</b> و در نخستین روزهای پیروزی انقلاب سازمانی به نام <b>&quot;سازمان سیاسی خلق عرب ایران&quot;</b> تشکیل و ساختمانی را جهت تشکیل جلسات بحث و تبادل نظر در اختیار گرفت. ترکیب عمده اعضای آن از برخی افراد وابسته به خاندان شیوخ و عده ای افراد متنفذ و معروف و تعدادی از روشنفکران بود. از اسم سازمان پیدا بود که خود را به عنوان جزئی از جامعه بزرگ ایرانی می دانستند و به هیچ وجه گرایشات تجزیه طلبانه در این تشکیلات حاکم نبوده است. ذکر این نکته ضروریست که حتی در آن مقاطع افراد و یا جریاناتی که معتقد به راه حلی در چارچوب ایران نبودن به صورت علنی فعالیت نمی کردند. چون مردم عرب ایران چه قبل و چه بعد از آن احقاق حقوق خویش را با حفظ وحدت و یکپارچگی ایران عملی می دانستند.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">الصاق برچسب های تجزیه طلبی و یا اتهام وابستگی به بیگانگان حربه کهنه رژیم شاه به منظور لوث کردن حرکت و جنبش هویت خواهی مردم عرب ایران و تحریک احساسات ناسیونالیسم فارس بوده است .</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">سازمان سیاسی خلق عرب بیشتر نماینده <b>بورژوازی</b> نوپای عرب بود که خواستار مشارکت بیشتری در حیات سیاسی و اقتصادی بود. علیرغم اطلاق نام سیاسی بر سردر ساختمان اختصاص آن سازمان مزبور فاقد <b>برنامه مدون استراتژی و تشکیلات</b> بود. برخلاف کانون فرهنگی که ترتیب دهنده چندین شب شعر بود، سازمان سیاسی هیچ گونه اقدامی برای ارتقاء آگاهی های سیاسی و یا اعتلای فرهنگی مردم انجام نداد. در این میان باید از تلاش برخی روشنفکران موجود در سازمان سیاسی یاد کرد که نقش ارزنده ای در انزوای عناصر فرصت طلب و مشکوک و حاکمیت&nbsp; روش های عقلایی در آن مجموعه داشتند.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">به غیر از دو تشکیلات فوق که هرکدام ساختمانی را برای فعالیت خود در اختیار داشتند، جریانات و محفل های روشنفکری دیگری نیز در آن شرایط در میان مردم عرب وجود داشت. برخی از این جریانات با انتشار گاهنامه و هفته نامه موجودیت خویش را اعلام کرده بودند. ویژگی اصلی جریان ها و محافل مزبور وحدت طلبی و احقاق حقوق مردم عرب در چارچوب وحدت و یکپارچگی ایران بود.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">در این میان باید از نقش <b>آیت الله محمد طاهر شبیر خاقانی</b> یاد کرد که علیرغم اذعان آقای رضا آذری شهرضایی به اعلمیت نامبرده در فقه معهذا در سرتاسر یادداشت بجز یک یا دو مورد از او به عنوان شیخ یاد می کند شاید این یکی هم ناشی از بینش خاص آقای آذری به قومیت هاست که <b><i>حتی آیت الله&nbsp; آنها را قبول ندارد و از او به عنوان شیخ یاد می کند</i>!</b> برخلاف اظهار نظر مغرضانه&nbsp; آقای آذری یکی از دلایل محبوبیت و احترام آیت الله خاقانی نزد مردم منطقه به خاطر عدم وابستگی او به رژیم شاه و مبارزه با رژیم بود که در مقام مقایسه با سایر روحانیون شهر به وضوح قابل&nbsp; تشخیص است. شاید آقای آذری نداند که مسجد آیت الله خاقانی محل تجمع و کانون انقلابیون مسلمان خرمشهری در دوره شاه بود است.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">نگرش نادرست مسئولین نسبت به قضایا و نگاه امنیتی آنها به قومیت ها که در مورد مردم عرب این نگاه مضاعف بود باعث شد تا سربکوگرانه با موضوع برخورد شود و در نهایت با آن انفجار مشکوک در روز 24 تیرماه زمینه های روانی و سیاسی حمله به منزل آیت الله خاقانی را فراهم کنند و به طرز ناشایستی او را که به عنوان سدی در مقابل جریانات متعصب و افراطی عرب و فارس عمل می کرد به قم تبعید کنند.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">آقای آذری شهرضایی نمی توانستند اقدامات مثبت آیت الله خاقانی را کتمان کنند ولی چون ایشان درصدد توجیه اقدامات مسئولین و بویژه آقای مدنی است لاجرم بدون هیچگونه اظهار نظری در این خصوص از کنار موضوع می گذرد. مسدود کردن سرحدات مرزی خرمشهر اعم از زمینی و دریایی از جمله اقدامات بسیار مثبت آیت الله خاقانی برای جلوگیری از ورود عناصر بیگانه و بهره برداری آنها از شرایط بعد از انقلاب بوده است که متآسفانه آقای آذری این اقدام مثبت را به صورت یک اقدام منفی تفسیر کرده است.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">در جریان حوادث خرمشهر ایجاد بحران و متشنج کردن اوضاع، سیاست و روش برخی از افراد بود. این عده که هم در میان مقامات و نیروهای شبه نظامی وجود داشته و هم در میان مردم عرب نیز دیده &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;می شدند مایل نبودن موضوع به صورت مسالمت آمیز حل و فصل شود وگرنه با توجه به پایگاه مردمی آیت الله خاقانی امکان حل مسالمت آمیز موضوع بسیار زیاد بود. تیراندازی هوایی ـ دقت کنید نه قتل و آتش سوزی یا تظاهرات ـ در روز حضور مهندس بازرگان، کار همین عناصر افراطی بود که حضور نخست وزیر برای مذاکره را به نفع مردم عرب و به ضرر خویش و اهداف سرکوبگرانه خود می دیدند.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">در رأس افراد تشنج طلب و بحران ساز <b>آقای مدنی استاندار خوزستان</b> و <b>&quot;شبه نظامیان کانون فرهنگی نظامی جوانان مسلمان خرمشهر&quot;</b> بودند برخی از عناصر عرب متاثر از اوضاع و احوال انقلاب و جوشش انقلابی نمایش های محدود مسلحانه را به منظور نمایش قدرت و فشار بر حکومت جهت کسب حقوق قومی مطلوب می دانستند. اما این شیوه طرز تفکر حاکم نبود. نه آیت الله خاقانی و نه کانون فرهنگی ونه قاطبه مردم عرب آن را قبول داشتند. <b><span style="color: red">در مقابل مدنی به خوزستان به عنوان سکوی پرش نگاه می کرد. او که یک نظامی عضو جبهه ملی بود بسیار علاقمند بود که با نا امن کردن خوزستان و ایجاد تنش و بحران و بعد سرکوب این بحران&nbsp; خود را به عنوان یک قهرمان ملی و ناجی خوزستان مطرح کند.</span></b> او با طرح دروغ های مختلف از جمله حضور <b>جرج حبش</b> در شادگان[فلاحیه] که هیچ منبع رسمی و غیر رسمی آن را تآیید نکرد و یک دروغ محض بود و یا انفجار روز 24 تیرماه در مراسم سومین روز شهادت پاسدار انوشیروان رضایی به منظور حمله به خانه آیت الله شبیرخاقانی و یا مصاحبه های سراسر کذب درصدد تشنج آفرینی و ایجاد زمینه سرکوب بود. در یکی از مصاحبه های خود (صفحه 72 گفتگو) او چنین می گوید: &quot;دست هایی در خارج از کشور با عناصر ضد انقلاب همکاری دارند که بعداً در این مورد به صورت آشکار از این تلاش ها پرده برداری خواهد شد&quot; ولی او هیچگاه این پرده برداری را انجام نداد و به عوض آن براساس مدارکی که بعد از ایشان کشف شد، این او بود که با خارج از کشور در تماس بود ودر فکر توطئه علیه انقلاب اسلامی. درخواست از وزارت کشور به منظور سرپرستی تمام نیروهای سه گانه در استان و با تماس های پنهانی او با برخی عناصر مشکوک سازمان سیاسی خلق عرب ایران را باید در این راستا تجزیه و تحلیل کرد.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="FA">کانون فرهنگی نظامی جوانان مسلمان خرمشهر</span></b><span lang="FA"> که به زعم آقای آذری از نیروهای انقلابی ایرانی تشکیل یافته بود با تجمع جوانان متعصب و با تبلغیات ناسیونالیستی از ابزارهای سرکوبگری و ایجاد تشنج در شهر بود اولاً معلوم نیست چرا آقای آذری نیروهای این کانون را ایرانی ذکر کرده است؟ مگر نیروهای کانون های دیگر و یا سازمان دیگر غیر ایرانی بودند؟ <b>این یکی به خوبی بیانگر همان بینش فوق الذکر است که ایرانی بودن را مساوی فارس بودن قلمداد می کند و سایر قومیت ها را غیر ایرانی می</b> داند ثانیاً آیا یک کانون فرهنگی می تواند نظامی باشد که آقایان این ملغمه را برای خود درست کرده بودند؟! ثالثاً بهتر نبود نیروهای انقلابی ایرانی برای اثبات حسن نیت خود و تبری از تشنج و سرکوب همانند کانون فرهنگی خلق عرب ایران عنوان نظامی را از کانون خود حذف می کردند؟ رابعاً چرا آقای آذری که به نظر می رسد خود یکی از اعضای این کانون بوده است به اقدامات تحریک آمیز و دستگیرهای بی رویه و حمله به مردم بی دفاع توسط این کانون اشاره ای نکرده است؟</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p></span><span style="font-size: x-large"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p></span><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span lang="FA">نمی توان منکر این واقعیت شد که در میان مردم عرب افراد خودسر و احساساتی وجود داشت، افرادی که ممکن بود از روی احساسات اقدام به عملیاتی برخلاف خواست و حرکت عمومی مردم عرب انجام دهند همچنین ممکن بود از آنطرف مرزها کسانی درصدد بهره برداری و ایجاد تشنج در منطقه بوده باشند. اما <i>اینها نه تنها مورد تایید آیت الله خاقانی نبودند که در میان نیروهای روشنفکر و در میان قاطبه مردم نیز جایگاهی نداشتند.</i></span></p>
<p></span></span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">برای بیان روحیه مسالمت جویانه و اقدامات سازنده آیت الله خاقانی ودر مقابل آن تشنج آفرینی نیروهای به اصطلاح انقلابی ایرانی و شخص مدنی به ذکر چند نمونه از یادداشت های آقای آذری شهرضایی استناد می کنیم در صفحه <b>70 &quot;فصلنامه گفتگو&quot;</b> آقای آذری می نویسد: &quot;<span style="color: red">در نتیجه مذاکرات مدنی با آیت الله شبیر خاقانی مقرر گردید که به جز سازمان سیاسی خلق مسلمان عرب تمام کانون های موجود منحل شود و مقامات دولتی با مشارکت این سازمان امور انتظامی را تحت نظر بگیرند، ولی درست در زمانی که این مذاکرات جریان داشت عده ای به شهربانی حمله و آنجا را خلع سلاح کردند. در پی این تحولات وضع صورت دیگری یافت. چنین به نظر می آمد که رویارویی اجتناب ناپذیر شده است&#8230;&quot;</span> راستی چه کسی از نتیجه این مذاکرات خرسند نبود و آن را به ضرر خود می دانست؟ بدیهی است سازمان سیاسی خلق مسلمان عرب که نتیجه مذاکرات به نفع او بوده است نمی توانست دست به چنین اقدامی بزند. این اقدام کار آنهایی بود که از نتیجه مذاکرات راضی نبودند و با این اقدام خود می خواستند هم جو را متشنج کنند و هم <b>سازمان سیاسی خلق عرب</b> را عامل این حمله (خلع سلاح شهربانی مذکور) معرفی نمایند تا به قول آقای آذری شهرضایی، رویارویی اجتناب ناپذیر شود.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">در جای دیگر آقای آذری شهرضایی در صفحه 73 می نویسد&quot; در همین روز [آیت الله] شبیر خاقانی از قم وارد خرمشهر شد وی که در این سفر با امام خمینی، نخست وزیر و آیت الله طالقانی ملاقات کرده بودند اعلام داشت،<b> مرکز</b> قول داده است در قبال خلع سلاح ( گروههای عرب) به خواسته های آنها ترتیب اثر بدهد ولی در همین روز ظاهراً در اقدامی به تلافی عمل مزبور (منظور دستگیری سه نفر مسلح توسط پایگاه دریایی خرمشهر) پاسگاه ژاندارمری <b><i>دیری فارم</i></b> واقع در منطقه عرب نشین غربی جزیره آبادان مورد حمله تعدادی افراد مسلح قرار گرفته پس از اشغال پاسگاه ماموران آن خلع سلاح می شوند.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">بدون شک افرادی که از برآورده شدن خواسته های مردم عرب و نقش مثبت آیت الله خاقانی راضی نبودند دست به این اقدام زده تا با متشنج کردن اوضاع مانع تحقق خواسته های مردم عرب شوند. آقای آذری که این سطور را از <b>روز شمار جنگ</b> نقل کرده اند هویت &quot; <i>تعدادی افراد مسلح</i>&quot; را مشخص نمی کنند ولی طبیعی است که این عمل کار مردم عرب و سازمان های سیاسی آنها نبوده است شاید بیان این سخنان در آن زمان مورد قبول واقع نمی شد ولی امروز با حوادثی که در دوسال اخیر و به ویژه بعد از روی کار آمدن دولت خاتمی در کشور رخ داده است و نمونه مشهود آن کارناوال بعد از ظهر عاشورا و حوادث کوی دانشگاه و&#8230; می باشد ملاحظه می کنیم که تشنج آفرینان و بحران سازان این روش و تاکتیک را قبل از همه در خوزستان اجرا کرده بودند.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">آقای آذری در صفحه 73 و 74 <b>فصلنامه گفتگو</b> به ذکر تناقض آمیز حوادث چهارشنبه نهم خردادماه 59 می پردازد و ایشان در مقاله خود از خون های بیگناهی که در آن روز توسط <b>تکاوران نیروی دریایی و کانون فرهنگی نظامی خرمشهر و پاسداران اعزامی از دزفول</b> ریخته شدند سخنی به میان نمی آورد و مشارالیه در این یادداشت نمی گوید که در آن روز چرا به مردم بی دفاع و فاقد سلاح حمله کردند؟ چرا کانون فرهنگی خلق عرب ایران را با سلاح های خودکار به گلوله بستند؟ و چرا تکاوران نیروی دریایی را آنطرف رودخانه گذاشته بودند و به آنها می گفتند آن طرف آب عراقی هستند شما شلیک کنید؟</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">اما مردم ما این دو روز را به هیچ وجه فراموش نمی کنند، دو روزی که بیانگر قساوت، بی رحمی، بی حرمتی و تزویر است. دو روزی که بیانگر مظلومیت این مردم هستند. یکی روز چهارشنبه نهم خرداد 58 و دیگری بیست و چهارم تیر58 روز حمله به منزل آیت الله خاقانی و انتقال ایشان به قم .</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">علیرغم روحیه مسالمت جویانه آیت الله خاقانی و با وجود اینکه مقامات مملکتی تحت فشار عناصر افراطی فارس از جمله <b>مدنی</b> و کانون فرهنگی نظامی، ایشان را در حل مسالمت آمیز قضیه تنها گذاشتند. معهذا مجموعه اقدامات آیت الله خاقانی اگر با حمایت واقع بینی مسئولین مملکتی همراه بود نه تنها عناصر افراطی و تشنج آفرین منزوی می شدند بلکه خون ده ها انسان بیگناه بر زمین&nbsp; نمی ریخت.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">برای تایید این گفتار باز از نوشته های آذری شهرضایی مدد می گیریم چرا که حقایق چنان روشن است که نیازی به منابع معتبر دیگر نداریم.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">آقای آذری شهر ضایی در صفحه <b>74 گفتگو</b> مطالب با اهمیتی را نقل می کند اما از تفسیر و اظهار نظر درباره آنها اجتناب می کند چرا که این مطالب بیانگر روحیه مسالمت جویانه آیت الله خاقانی و جنگ افروزی و اتخاذ سیاست سرکوبگرانه طرف مقابل است او پس از ذکر حوادث روز چهارشنبه نهم خرداد 58 چنین می نویسد:</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">&quot;شیخ شیبر خاقانی طی اعلامیه ای اعلام کرد که در مذاکرات پیشین سه شنبه 8 خرداد 58 خود با مقامات دولتی یعنی آقایان <b>مدنی</b> استاندار خوزستان و <b>حقانی</b> شهردار خرمشهر از یک سو و نمایندگان وی آقای حجت الاسلام <b>دیباجی</b>، <b>الیاسی</b> و شیخ <b>عیسی</b> آل شبیر خاقانی از سوی دیگر درمورد خلع سلاح و تخلیه و تحویل کانون فرهنگی و دفتر سیاسی خلق عرب خوزستان توافق شده &nbsp;بود که نقل و انتقال مزبور تا روز پنج شنبه 10 خرداد 58 صورت گیرد ولی با این حال نمایندگان وی صراحتاً اعلام کرده بودند که انجام مورد گفتگو نیاز به حداقل 24 ساعت مهلت دارد و در غیر این صورت مسئولیت هرگونه پیشامد و اتفاق احتمالی به عهده آقای<b> مدنی</b> خواهد بود و مردم مسئولیتی نخواهند داشت و لذا توافق گردید تا روز پنج شنبه 10 خرداد 58 موضوع مورد بحث به نحو مسالمت آمیز به انجام رسد. لیکن علیرغم توافق فوق الذکر حوادث خونین و ناگوار خرمشهر <b>2 ساعت</b> پس از جلسه مذکور با هجوم مسلحانه به کانون فرهنگی و دفتر سیاسی خلق عرب آغاز گردید&#8230; شیخ شبیر همچنین تهدید کرد اگر استاندار خوزستان برکنار نشود ممکن است بحران جاری ابعاد گسترده تری به خود گیرد&quot;.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">با اصلاح بینش و با دیدی بی طرفانه به حوادث و رویدادهای آن دوره نقش مثبت و ارزنده آیت الله خاقانی و جنگ افروزی و سرکوبگری <b>مدنی</b> و <b>کانون فرهنگی نظامی</b> بیش از بیش روشن می شود با بررسی منصفانه و خالی از تعصب خبط بزرگ آقای آذری شهرضایی در تایید اقدامات <b>مدنی</b> و مسئولین محلی آشکار می شود که هدف از تحریر مقاله تبرئه <i>مدنی</i> و نادیده گرفتن <b>حقوق قومی مردم عرب ایران</b> بوده است. بدون شک اگر مقامات مسئول با بینشی حق طلبانه و فارغ از هرگونه ناسیونالیسم نژادگر به خواسته های مردم عرب و بویژه نقش سازنده آیت الله خاقانی نگاه می کردند و با <b>قبول وجود جامعه عرب</b> با هیئت نمایندگی مذاکراتی را آغاز می کردند نه تنها خون انسان بیگناه ریخته نمی شد بلکه تشنج آفرینان و جنگ طلبانی چون مدنی و کانون فرهنگی نظامی نیز منزوی و رسوا می شدند.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">بهترین و سالم ترین شیوه برخورد در آن مقطع انحلال <i>سازمان سیاسی خلق عرب </i>برچیدن بساط<i> کانون فرهنگی نظامی انقلابیون مسلمان خرمشهر</i> بدون توسل به نیروی نظامی تقویت نقش آیت الله خاقانی و انجام مذاکره به هیئت نمایندگی و تلاش در جهت رفع تبعیض و تحقیر و نابودی هویت قومی بود.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">در نهایت لازم است از دیدگاه علمی به چند اصطلاح آقای آذری شهرضایی نگاهی بیافکنیم تا مشخص شود ایشان تا چه اندازه به ابزارهای علمی مجهز هستند.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p></span><span style="font-size: x-large"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p></span><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span lang="FA">ایشان در ابتدای بحث و در اولین پاراگراف اصطلاح <u>عشایر عرب جنوب خوزستان</u> را بکار می برد. بکار بردن این اصطلاح در مورد اعراب خوزستان اگر ناشی از ناسیونالیسم فارس نباشد در خوشبینانه ترین حالت از ندانستن تعریف عشیره و یا از عدم شناخت صحیح ایشان از بافت</span><span lang="FA" dir="ltr"> </span><span lang="FA">&nbsp;اجتماعی مردم عرب ناشی می شود. از آنجایی که مردم عرب ایران مدتهاست زندگی کوچ نشینی را رها ساخته و زندگی یکجانشینی اختیار کرده اند و در یکصد سال اخیر با توسعه شهرنشینی در شهر سکونت گزیده و قشرها و طبقات جدیدی را بوجود آورده اند. <b>لذا هم از نظر اقتصادی و هم از نظر اجتماعی اطلاق نام عشایر بر آنها غلط و غیر علمی است.</b></span></p>
<p></span></span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">مورد دیگر کاربرد اشتباه یک اصطلاح به مفهوم و معنای دیگری برخلاف معنای واقعی و ماهوی آن است این کاربرد غلط که در حقیقت تحریف معانی می باشد در عنوان مقاله آقای آذری شهرضایی به وضح قابل رویت است . آقای آذری شهرضایی عنوان یادداشت خورد را مروری بر ظهور و سقوط پدیده خلق عرب 58-57 گذشته است که نفس عنوان بیانگر خلط مبحث می باشد. خلق عرب پدیده ای نبوده که ظهوری و یا سقوطی داشته باشد. خلق عرب قبل از تولد آقای آذری شهرضایی بوده و به دلیل تاریخ و تمدن کهن و فرهنگ عرب که ریشه در تمدن اسلامی دارد همچنان باقی خواهد ماند. </span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">کاربرد غلط این اصطلاح و مترادف ساختن آن به عنوان <b><i>غائله خرمشهر</i></b> و یا <b><i>تحریکات تجزیه طلبی</i></b> و یا <i>تحریکات فتنه انگیزی</i> ادامه همان سیاست های شوونیستی خاندان پهلوی به منظور لوث کردن مطالبات حق طلبانه مردم عرب ایران است .</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="FA">اصلاح خلق عرب ایران</span></b><span lang="FA"> به دلیل شرایط حاکم بر جامعه بعد از پیروزی انقلاب و ادبیات سیاسی آن دوره به مردم عرب ایران که دارای زبان مشترک، ویژگی های فرهنگی و تاریخ مشترک بوده و در محدوده جغرافیایی معین زندگی می کردند اطلاق می شده است. براساس این تعریف ملت ایران از خلق های مختلف تشکیل یافته که یکی از آنها خلق عرب ایران است . بعضی این تعریف را جزء ادبیات مارکسیستی دانسته و نسبت به آن حساسیت دارند و به جای آن از <b>قومیت عرب ایران</b> یا <b>مردم عرب ایران </b>یا <b>جامعه عرب ایران</b> استفاده می کنند.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">برخی نیز منکر وجود مردم عرب ایران می شوند و برای انکار هویت قومی آنان لفظ <b>خلق عرب </b>را تحریف کرده و آن را به معنی دیگری بکار می برند این ترفند را اول بار <b>مدنی</b> و <b>کانون فرهنگی نظامی جوانان مسلمان خرمشهر</b> بکار بردند و کاربرد آن توسط آقای آذری شهرضایی بیانگر این مطلب است که آقای آذری شهرضایی به عنوان یک نویسنده بی طرف بلکه به عنوان کسی که با عدم قبول وجود مردم عرب ایران سعی در تحریف حقایق و توجیه اقدامات سرکوبگرانه داشته به نگارش این سطور همت گماشته است.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">&nbsp;</span></span></span></p>
<p align="center" class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center">&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p align="center" class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center">&nbsp;</p>
<p></span><span style="font-size: x-large"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p align="center" class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center">&nbsp;</p>
<p></span><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p align="center" class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center"><b><span lang="FA">تنش های قومی در خوزستان&#8230; پاسخ یک انتقاد</span></b></p>
<p></span></span></span></span></p>
<p align="center" class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="FA">رضا آذری شهرضایی</span></b></span></span></p>
<p align="center" class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center">&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p align="center" class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center">&nbsp;</p>
<p></span><span style="font-size: x-large"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p align="center" class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center">&nbsp;</p>
<p></span><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p align="center" class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center"><b><span lang="FA">&nbsp;</span></b></p>
<p></span></span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">نقد آقای رضا ربیعی بر مقاله ای که اینجانب در مروری مختصر بر چگونگی ظهور و سقوط پدیده خلق عرب نوشتم از پاره ای جهات در خور پاسخ وبررسی است. اگر چه در بسیاری از تعریف هایی که ایشان به عنوان اصول مسلم و مطلق در بحث خود مطرح کرده اند با ایشان به هیچ وجه هم عقیده نیستم ولی در این نوشته گذشته از نکات مذکور که بدان اشاره خواهد شد مباحثی هم طرح شده اند که شاید به روشن شدن موضوع و امکان فراهم آوردن بیشتر زمینه های گفت وگو نیز کمک کنند و شایسته بررسی بیشتر.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">اما نخست مواردی که در مورد ان توافق نظر نداریم, ما چنین استدلالهای گنگ و کلی ای را چون ـ &quot;این نگرش ـ ناشی از پنجاه سال سیاست های شووینیستی خاندان پهلوی و تمهیدات و تبلیغات انجام شده در خصوص نابودی هویت قومی اقوام غیر فارس است &#8230;&quot; را که برای تخطئه هر نوع بحثی در این زمینه مطرح می شود مثبت و کارساز تلقی نکرده و اعتقاد داریم که تا این موارد مورد ادعا در یک چارچوب تاریخی یعنی مطابق با تحولات منطقه ای وقت, جزء به جزء مورد بررسی قرار نگیرند, با یک چنین حکم قاطع و یک جانبه ای قابل رفع و رجوع نیستند و به همین نسبت تعریفی که در این پاسخ از شووینیسم ایرانی ارائه شده است را نیز بیشتر تعریفی تبلیغی ـ تهیجی می دانیم تا یک تعریف واقعی. این که <b>در دوره پیش از انقلاب ـ ایرانی بودن را در فارس بودن تعریف می کردند و امنیت ملی را در گرو فارس کردن تمامی قومیت ها می دانستند</b> و بحث برتری نژادی آریایی مورد اشاره آقای ربیعی برداشت ساده انگارانه ای بیش نیست اگر جایگاه زبان فارسی در مقام زبان رسمی این سرزمین از دیرباز یعنی از قرون &nbsp;پیش از برآمدن رضاخان و فرزند وی به درستی مورد پذیرش قرار گیرد و نتایج اجرایی و عملی یک چنین توافق نظری ملحوظ کرد. البته بسیاری از سیاست های فرهنگی که در این قبیل نوشته ها به نام ستم فرهنگی و انهدام هویت قومی و تبلور شووینسیم فارس تخطئه می شوند تعبیری جز این اصطلاحات خواهند یافت.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">همانگونه که در مقاله ظهور و سقوط پدیده خلق عرب خاطر نشان ساخته ایم نه فقط با حقوق فرهنگی ایرانیان غیرفارسی زبان و تلاش آنها برای تحقق و شکوفایی چنین حقوقی مخالفتی نداشته بلکه آن را گام موثری می دانیم در هر چه پربارتر شدن فرهنگ متنوع و متکثری که در نهایت از آن به عنوان <b>ایرانیت </b>نام می بریم تاکید ما صرفاً بر لزوم پاسداری و حفاظت از این حقوق در برابر مخاطرات و تحریکاتی است که از جایی جدا از بستر اصلی این همزیستی فرهنگی برخاسته و موجودیت آن را تهدید می کنند.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">یکی از این ایرادهای اصلی آقای ربیعی به این نوشته، استنادات بنده است به آنچه که ایشان منابع حکومتی می نامند اگر چه در این بررسی سعی شد حتی الامکان دیدگاه های متفاوت شناسایی و مورد استفاده قرار گیرد ولی ضمن اذعان موفقیت آمیز نبودن این تلاش، حکومتی تعبیرکردن تمامی این منابع را نیز قابل قبول نمی دانم بخش اصلی مستندات مقاله بنده براساس جراید وقت کشور استوار بودند که اگر جناب ربیعی به خاطر داشته باشد در آن برهه اکثراً تحت نفوذ گروه های چپ بودند که از لحاظ سیاسی و ایدئولوژیک با آراده و افکار تشکل هایی چون کانون فرهنگی خلق عرب تنافر چندانی نداشتند. استفاده از اسناد و مدارک یک جانبه البته روش درخور تقدیر وستایشی نیست ولی از آن بدتر عدم ارجاع به هرگونه سند و مدرک است. آقای ربیعی بارها بر لزوم ارائه مستندات برای بررسی های علمی تاکید کرده اند ولی اولین تفاوت مقاله بنده با پاسخ ایشان در آن است که مقاله بنده 52 ارجاع دارد و پاسخ ایشان حتی فاقد یک ارجاع.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">با این حال و به رغم اختلاف نظرهای مهمی که بین این دو وجود دارد آن بخش از نوشته های آقای ربیعی را که از طرح مباحث کلی و شعارگونه فاصله می گیرد و به بحث پاره ای داده ها و رخدادهای مشخص می رسد, مفید و سازنده تلقی می کنیم. روایت ایشان از چگونگی شکل گیری فعالیت های فرهنگی ایرانیان عرب زبان خوزستان در مراحل نخست پیروزی انقلاب ـ تلاش های آیت الله شبیر خاقانی در جلوگیری از توسعه تنش های جاری که بخش میانی نوشته ایشان را تشکیل می دهد می تواند در سعی و تلاش هایی که قاعدتاً باید برای بررسی مجدد تحولاتی که بدین حوادث میدان دادند, صورت گیرد مفید واقع شوند.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">فراهم ساختن زمینه لازم برای یک چنین بازنگری هایی به رعایت حداقل <b>سه شرط اساسی</b> منوط است:</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="FA">شرط اول</span></b><span lang="FA"> مختصر تخفیفی است در جوانب شعاری و احساسی بحث و خودداری از صدور احکام کلی و قیاس های مع الفارق. <b>شرط دوم</b> مقید ساختن دامنه بحث به داده های مستند و مشخص و بلاخره <b>شرط سوم</b> که در این مورد خاص نیز از اهمیت درخورد توجهی برخورد است، احتراز از روش های تجریدی و انتزاعی در بررسی این مقوله.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">در <b>ظهور و سقوط پدیده خلق عرب</b> تلاش اصلی نویسنده برآن بود که در توصیف این حوادث و رخدادها بستر منطقه ای و گسترده تر این رشته فعل و انفعالات نیز از نظر دور نماند. حال آن که تمامی سعی و تلاش آقای ربیعی برآن است که این مقوله را به صورتی تجریدی و انتزاعی به گونه ای بررسی کنند که نه از لحاظ زمانی, تاریخ خاصی دارد ونه از نظر مکانی جایگاهی مشخص.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">در بحث تحولات سیاسی خوزستان و بویژه تحولات جاری در میان اقوام عرب زبان آن حدود موضوع پان عربیسم را که از همان بدو استقرار خاندان فیصل در بین النهرین و تاسیس عراق در همسایگی ما پا به عرصه وجود نهاد, نمی توان نادیده گرفت. بازتاب خفیف و ابتدایی آن در ماجرای شیخ خزعل در سالهای نخست دهه 1300 شمسی پروژه جدی تر ولی همچنان محدود آن در خلال بحران آذربایجان در سال های بعد از شهریور 1320 که به صورت توسل پاره ای از مشایخ عرب به <b>مقر جامعه عرب</b> در قاهره و تقاضای آنها مبتنی بر حمایت اعراب از <b>خود مختاری آنان</b> و بلاخره گره ناجور این مقوله با انواع و اقسام جبهه های <b>تحریر عربستان</b> که از زمان اقتدار بعثی ها به بعد, به یک تحریک و تحرک مستمر &nbsp;&nbsp;منطقه ای تبدیل شد, بُعد تاریخی این پدیده را تشکیل می دهد و موقعیت جغرافیایی خوزستان در جوار عراق عرب نیز بعد مکانی آن را .</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">چگونه می توان به گونه ای که آقای ربیعی سعی داشته اند به بررسی حوادث سالهای 58-57 خوزستان نشست ودر عین حال ابعاد تاریخی و جغرافیایی امر را نیز به دست فراموشی سپرد و تاکید بر منظور داشتن یک چنین ابعادی تاریخی و جغرافیایی امر را نیز به دست فراموشی سپرد و تاکید بر منظور داشتن یک چنین ابعادی را با طرح مباحثی چون &quot;&#8230; الصاق برچسب های تجزیه طلبی و یا اتهام وابستگی به بیگانگان حربه کهنه رژیم شاه &#8230;&quot; است, &nbsp;نفی کرد.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">علت اصلی آن که مطالبی از قبیل نوشته آقای ربیعی در نهایت به استدلال های نه چندان موثری چون توصیف دیدگاه های نویسنده به &quot;&#8230;. <b>نگرش یک سفید پوست متعصب اهل آفریقای جنوبی [نسبت] به مبارزات سیاه پوستان آن کشور &#8230;.</b>&quot; که مؤید بی لطفی ایشان به هموطنان عرب زبان ما نیز می باشد, تنزل می کند نیز دقیقا در همین میل و گرایش به بررسی تجریدی و انتزاعی موضوعی است که چنین نگرشی را بر نمی تابد.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">برای آگاهی از یکی از مصادیق بارز این نوع سهل انگاری ها به مورد زیر می توان اشاره کرد: آقای ربیعی در توجیه <b>ارتباطات خارجی گروه های مورد</b> بحث پس از اشاراتی به اختناق و سرکوب رژیم گذشته فقدان قشر تحصیل کرده در جامعه عرب خوزستان و بلاخره تفوق ساختار سنتی موجود که به نظر ایشان در نهایت موجب آن شد که مبارزات هویت خواهی این مردم هم از نظر تئوری و هم از نظر تشیکلاتی و سازمانی ضعیف بماند, چنین نتیجه گرفته اند که &quot;&#8230; طبیعی است همانند سایر تشکیلات سیاسی در آن مقطع پایگاه و مرکز خود را به خارج منتقل کند&#8230;&quot; &quot;و علاوه بر این &quot;&#8230; مرتبط دانستن و یا به تعبیری واسته دانستن مبارزات مردم عرب ایران به آن طرف مرزها به دور از انصاف و ظالمانه بوده و بیانگر تبلیغات رژیم پهلوی است &#8230;&quot;</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">فقط با یک چنین تسامح آشکاری در نادیده گرفتن جوانب تاریخی و جغرافیایی امر است که می توان از ارتباط تشکیلاتی و تدارکاتی یک گروه هویت طلب با یک نیروی بیگانه که از دیرباز به قلمرو ایران طمع ارضی داشته و دارد ودر برآورده ساختن مطامع خود نیز فرصتی را از دست نداده است با تعابیر معصومانه ای چون&quot; &#8230; طبیعی است همانند سایر تشکیلات سیاسی در آن مقطع پایگاه و مرکز خود را به خارج منتقل کند&quot; یاد کرد. مرتبط و وابسته دانستن این تحرکات به آن طرف مرزها نیز نه فقط بیانگر &quot;تبلیغات رژیم پهلوی&quot; نبوده و &quot;دور از انصاف و ظالمانه&quot; نمی باشد بلکه برای حفظ حداقلی از صحت و سلامت در حرکات هویت طلبانه مورد بحث, لازم وضروری است.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="FA">برخورداری از حقوق فرهنگی و قومی یک حق مسلم و اساسی انسان هاست</span></b><span lang="FA"> ولی در بسیاری از موارد این حق را مخاطراتی اساسی تهدید می کند. برخلاف آقای ربیعی که این خطررا بیشتر در مقولاتی چون &quot;<b>شوونیسم فارس</b>&quot; و &quot; <b>تبلیغات رژیم پهلوی</b>&quot; و دیگر موارد مشابه می بینند. ما خطر اصلی و واقعی را منحرف شدن این <b>خواست برحق</b> از مجرای داخلی و طبیعی آن می بینیم و مرتبط شدنشان با تحرکاتی خارج از این حوزه داخلی. جدای از مسائل خوزستان بخش مهمی از دیگر رخدادهای ایران معاصر را نیز در دیگر نقاط مرزی کشور می توان در توضیح بیشتر این خطر به شهادت گرفت که در عرض مدت زمانی کوتاه بسیاری از دیگر تلاش های حق طلبانه مشابه را از پا انداخت. رخدادهایی که همگی کم و بیش از آنها مطلعیم ولی عجالتا به دلیل پرهیز از اطاله کلام از طرح و بحث آنها خودداری می شود.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">در این بحث آنچنان که آقای ربیعی مرقوم داشته اند فقط از تعدادی &quot;&#8230; افراد خودسر و احساساتی که ممکن بود از روی احساسات, اقدامی برخلاف خواست و حرکت عمومی مردم عرب انجام دهند&quot; سخن در میان نیست، صحبت از یک رشته تحرکات نظامی و سیاسی گسترده در کار است به مراتب فراتر از&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &quot;&#8230; همچنین ممکن بود از آن طرف مرزها کسانی در صدد بهره برداری و ایجاد تنش در منطقه بوده باشند&quot;.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p></span><span style="font-size: x-large"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p></span><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><b><span lang="FA">در این مقطع مشخص و اصولا در هر مورد مشابه دیگر گروه های هویت طلب در درجه اول می بایست تکلیف خود را با این خطر اصلی روشن می کردند که نکردند &quot;حوادث ساله های 58-57 خوزستان حوادث تأسف باری بودند، ولی هنگامی که حدود و ثغور بحث مخدوش شوند، وقتی که گروه های هویت طلب از یک مرزبندی صریح با عوامل بیرونی ذی نفع خودداری می کنند، طبیعی است که حل و فصل غائله به اقداماتی چون خط مشی دریادارمدنی و تدابیر مرکز فرهنگی ـ نظامی خرمشهر موکول گردد.</span></b></p>
<p></span></span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">اگر بتوانیم در این مورد خاص که لزوم و ضرورت رعایت یک چنین مرزبند ای است به توافق برسیم در مورد سایر موارد مورد اختلاف نیز به توافق خواهیم رسید. این که <b>دریادار مدنی</b> بعد از بروز و گسترش تنش های محلی به استانداری خوزستان منصوب شد با پیش از آن، القاب شیخ و آیت الله چه تفاوت های ماهوی با یکدیگر دارند، آیا در این دوره نیز همانند ماجرای کارناوال ظهر عاشورا و حوادث دانشگاه تحریکات دیگری نیز در کار بود با خیر, اصطلاح عشایر بهتر است یا مردم &#8230; هیچ یک مواردی نیستند که نتوان در مورد آنها به توافق رسید ولی <b>شرط اساسی و اولیه چنین توافقی حصول اتفاق نظر</b> در همان نکته ای است که به عقیده ما محور اصلی این بحث را تشکیل می داد.</span></span></span></p>
<p align="center" class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center">&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p align="center" class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center">&nbsp;</p>
<p></span><span style="font-size: x-large"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p align="center" class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center">&nbsp;</p>
<p></span><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p align="center" class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: center"><b><span lang="FA">مروری بر ظهور و سقوط پدیده خلق عرب 58-1357</span></b></p>
<p></span></span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right">&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right">&nbsp;</p>
<p></span><span style="font-size: x-large"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right">&nbsp;</p>
<p></span><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right"><b><span lang="FA">رضا آذری شهرضایی</span></b></p>
<p></span></span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">تحرکات قومی که امروزه یکی از وجوه شاخص عرصه تحولات سیاسی در بخش های وسیعی از جهان است در ایران معاصر نیز از پیشینیه تاریخی درخور توجهی برخوردار می باشد. اگر چه این نوع تحرکات به رغم تنوع قومی گسترده ای که ایران از آن برخوردار است در درجه اول به دلیل سنتی دیرینه از همزیستی اقوام ایرانی، در قیاس با تحرکات مشابه در دیگر نقاط منطقه هیچ گاه نتوانست از یک حرکت سطحی و حاشیه ای فراتر رفته، جنبه ای حاد و اساسی بیابد ولی با این حال تداوم و بقای آن ـ هر چند بیشتر به صورتی مکتوم و فرو خفته ـ به اندازه ای جدی هست که لزوم شناخت و بررسی آن را آشکار سازد. یکی از نمونه های درخورد توجه این مقوله هویت قومی و فرهنگی, مورد <u>عشایر جنوب خوزستان است</u> و مسائل ناشی از خواست ابراز و احراز این هویت مشخص قومی و فرهنگی.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">از یک سو از سال های نخست ـ یا به طور دقیق تر اگر تحرکات سایسی محافل عرب خوزستان را در سال های بعد از شهریور 1320 ملاک قرار دهیم ـ از سال های میانی قرن حاضر شاهد شکل گیری تلاشی هستیم در سطح محلی برای ابراز و احراز نوعی <b>هویت قومی </b>و از سوی دیگر گره خوردن این سعی و تلاش ـ که به خودی خود می توانست و می بایست حرکتی معقول و به سزا محسوب گردد ـ با رشته تحرکات و تحریکاتی که در رقابت های منطقه ای و تعارضات خارجی ریشه داشت. <b>ظهور و سقوط پدیده &quot; خلق عرب&quot; درخوزستان</b> در سال نخست پیروزی انقلاب همزمان با تحرکات مشابهی که در دیگر نقاط کشور جریان داشت یکی از نمونه های در خور توجه مقوله نام برده است. در این بررسی سعی بر آن است که با ترسیم سیمایی مختصر از چگونگی شکل گیری این حرکت و مآلا فروپاشی آن در <b>عرض چند ماه</b>, بررشته عواملی تآکید نهیم که معمولا این تحرکات را تحت الشعاع قرار داده و در نهایت آن را از مجرای اصلی خود منحرف می کنند.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">سرآغاز دور جدید و معاصر تحرکات <b>پان عربی</b> در خوزستان به دوران حکومت <b>جمال عبدالناصر</b> در مصر و موجی از افکار پان عربی که در این ایام در کشورهای مختلف عرب فراگیر شد, باز می گردد. این حرکت به خصوص با توجه به <b>زمینه های فقر و عقب ماندگی در خوزستان</b> و همچنین به دلیل روابط خصومت آمیزی که بین ایران و مصر در آن مقطع به وجود آمده بود به تدریج صورتی سازمان یافته و تشکیلاتی پیداکرد. &quot;<b>جبه</b></span><b><span lang="AR-SA">ة</span></b><b><span lang="FA"> التحریر</span></b><span lang="FA">&quot; وجه سازمانی این حرکت بود که در آن مقطع یعنی در اوایل دهه 1340 شمسی فعالیت مخفی خود را شروع کرد و بعد از به روی کارآمدن بعثی ها درعراق گرایشی مطابق با سیاست های عراق یافت. پس ازشناسایی این جریان توسط نیروهای امنیتی ایران در همان ایام که به سرکوب آن منجر شد, پاره ای از اعضای تشکیلات مزبور به کشورهای چون لیبی، عراق و سوریه گریخته و در چارچوب سیاسست های پان عربی این کشورها به خدمت در آمدند(1).</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">بعد از یک دوره طولانی از درگیری ها و تنش های مرزی میان ایران و عراق در فاصله سال های 1340 تا 1354 که در خلال آن <b>تحرکات پان عربی</b> درخوزستان بخشی از <b>عملیات ایذایی</b> عراق به شمار می آمد, بالاخره با توافق نامه 1975 الجزایر میان دو کشور این تحرکات نیز تا حدود بسیاری فروکش کرد ولی بعثی ها علیرغم این توافق نامه هیچ گاه اندیشه از سرگیری خصومت با ایران را فراموش نکرده حتی به گفته سرلشکر <b>وفیق السامرایی</b> ـ از مقامات سابق نظامی عراق ـ حتی طرح حمله ای را برای فرصت های آتی تهیه نمود(2).</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">با انقلاب اسلامی و سقوط شاه, رژیم بعث فرصت را مغتنم شمرده و از ضعف نیروهای نظامی و انتظامی ایران که تشکیلات آن به دلیل نابسامانی های برآمده از انقلاب از وضعیت مناسبی برخوردار نبودند, استفاده کرده و به سرعت درصدد سازماندهی تحرکاتی به نفع خود برآمد.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">همانند ادوار پیش استفاده از عرب زبانان ایران در خوزستان برای ایجاد تشکیلات منسجمی از میان آن ها برای فعالیت نظامی، اطلاعاتی و سیاسی به نفع عراق به یکی از اولویت های سیاسی حزب بعث تبدیل شد.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">بعد از پیروزی انقلاب، شیخ شبیر خاقانی از روحانیون معروف خرمشهر به دلیل اعلمیت در فقه و همچنین به دلیل نفوذی که در عامه مردم داشت ـ علی رغم این که سابقه مبارزاتی قابل توجهی در دوران شاه نداشت ـ تا حدود فراوانی توانست زمام امور منطقه را در دست گیرد. یکی از نخستین فرامینی که شیخ شبیر صادر کرد آن بود که به دستور وی کلیه سرحدات مرزی خرمشهر اعم از زمینی و دریایی تا اطلاع ثانوی مسدود اعلام شد و کار کنترل مرزها به عشایر ساکن نوار مرزی خرمشهر محول گردید(3). وی همچنین طی حکمی <b>سید هادی مزاری پور</b> ـ که بعدها از عمال رژیم بعث گردید و در طول جنگ در خدمت ارتش عراق بود ـ و<b>عبدالصاحب موسوی اصل</b> را به عنوان مسئولین امنیت و حراست شهر و خطوط مرزی استان معرفی کرد(4).</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">به دلیل نفوذ شیخ شبیر خاقانی شورای جدید شهر و کمیته انقلاب- که ترکیبی از عرب و فارس بود- منحل شد و با حمایت او ابتدا <b>کمیته عرب ها</b> تشکیل شد که بعد از مدت کوتاهی به <b>مرکز مجاهدین عشایر</b> تغییر نام داد و سرانجام به نام <b>ستاد رزمندگان خلق عرب</b> در آمد. یکی از وجوه اصلی این تشکیلات <b>قوم گرایی افراطی</b> بود. در کنار این تحولات نیروهای انقلابی ایرانی &quot;<b>کانون فرهنگی نظامی جوانان مسلمان خرمشهر</b>&quot; را تشکیل دادند و سعی نمودند دراموری چون انتظامات شهری و مرزی و دستگیری عوامل رژیم سابق و دیگر مسایل مختلف سیاسی و اجتماعی استان به فعالیت بپردازند.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">&nbsp;&quot;ستاد رزمندگان خلق عرب&quot; در مدت زمان کوتاهی تغییر نام داده به &quot;<b>سازمان سیاسی خلق عرب</b>&quot; معروف شد. در کنار این سازمان که دررأس آن <b>شیوخ عرب</b> قرار داشتند و بیشتر به جذب توده مردم &nbsp;&nbsp;&nbsp;می پرداخت, گروهی با عنوان &quot;<b>روشنفکران انقلابی عرب</b>&quot; با اشغال ساختمان سازمان زنان در خرمشهر &quot;<b>کانون فرهنگی خلق عرب</b>&quot; را تشکیل دادند که گروه اجتماعی دیگری یعنی بیشتر قشر روشنفکر را هدف تبلیغات خود داشت. این کانون طی اعلامیه هایی مبارزه علیه &quot;<b>ارتجاع عرب و فارس</b>&quot; بخصوص &quot;<b>مرتجعین عرب</b>&quot; که می خواستند از احساسات ملی مردم عرب به نفع خود سوء استفاده کنند, احیای فرهنگ عرب،&nbsp; رشد سیاسی مردم و ایجاد محل تجمع برای اقوام عرب که مسایل خود را مطرح کنند، را جزء اهداف خود بیان کردند. بخش عمده ای از کادرهای این تشکیلات را عناصر سابقه دار جبهه التحریر و مارکسیست ها تشکیل می دادند(5). به تدریج با توسعه فعالیت های این گروه ها که حول محور شیخ شبیر خاقانی جمع شده بودند تنش های قومی افزایش یافته و هرروز در یک نقطه تظاهراتی برپا بود.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">در آغاز شیخ شبیر خاقانی که نفوذ مذهبی و احترام خاصی در مردم منطقه و دربین دولتمردان وقت ایران داشت نقطه ثقلی شد برای حل و فصل مسائل منطقه ای و به همین جهت بود که در 18 اسفند 1357 آیت الله <b>خامنه ای</b> به همراه <b>فرمانده لشگر خوزستان</b> به منظور رسیدگی به مسأله تشکیل <b>خلق عرب ایران</b> در خرمشهر با شیخ شبیر خاقانی ملاقات کرد و چندی بعد نیز <b>مهندس بازرگان</b> و هیأت همراه وی در 29 اسفند به دیدار او رفتند و به مذاکره پرداختند ولی در همان روزی که قرار بود مهندس بازرگان برای مردم سخنرانی نماید گروهی از مخالفان با تیراندازی هوایی و ارعاب در سطح شهر باعث شدند که نخست وزیر از سخنرانی منصرف شود. روزنامه اطلاعات نوشت:&quot; این <b>تیراندازی هوایی</b> از ساعت 11 صبح تا ساعت 4 بعدازظهر به شدت ادامه داشت به طوری که باعث نگرانی هیأت اعزامی, افراد پلیس و حتی آیت الله خاقانی شد. نخست وزیر و همراهان در پایان ملاقات با آیت الله خاقانی در معیت ایشان و از طریق یک راه اضطراری عازم مسجد امام صادق(ع) شدند اما در محل مسجد به علت ازدحام بیش از حد و شدت تظاهرات و تیراندازی نخست وزیر موفق به سخنرانی نشد(6).</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p></span><span style="font-size: x-large"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p></span><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span lang="FA">تحولاتی از این دست باعث شد که مقامات کشور برای حل و فصل این مسأله از اتکا صرف به میانجگیری شیخ شبیر خاقانی صرف نظر کرده و تدابیر جدیدی اتخاذ کنند؛ لهذا دولت موقت <b>دریادار احمد مدنی</b> فرمانده نیروی دریایی را با حفظ سمت در مقام استاندار خوزستان تعیین کرد(7). <b>دولت موقت در تلاش برای قانونمند نمودن خواست های مطرح شده طی نامه ای از آیت الله شبیر خاقانی خواست تا هیأتی از منتخبان ایرانیان عرب زبان خوزستان را جهت ارائه خواسته های خود و گنجاندن این خواسته ها در قانون اساسی به تهران اعزام کند(8).</b></span></p>
<p></span></span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">دولت در این مرحله بعد از انتخاب دریادار مدنی سعی کرد انتظام خوزستان را از نو اعاده کند و به همین منظور دریادار مدنی در دیدار با شیخ شبیر خاقانی و جمعی از مقامات محلی آبادان و خرمشهر گفت: &quot;هرکس نغمه تجزیه طلبی در این استان ساز کند به شدت او را سرکوب می کنیم&quot; وی افزود&quot;برای حفظ امنیت و انتظامات شهر با توجه به محدودیت پرسنل شهربانی قرار است عده ای از <b>جوانان پاسدار</b> &#8230; به استخدام دولت در آیند و انتظامات شهر را با ضوابط نظامی به عهده بگیرند. وی با اشاره به مشکلات منطقه گفت در گذشته سیاست استعماری مبتنی بر تحقیر خلق ها بود و تنها خلق عرب نبود که زیربار ستم بود&quot;(9).</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">بدنبال درخواست دولت مبنی بر خلع سلاح و حفظ امنیت شهر توسط قوای دولتی در &quot;خرمشهر گروهی از روحانیون این شهر از جمله آقایان <b>سجادی</b>، <b>موسوی</b>، <b>محمدی</b>، <b>صداقت</b> و <b>نوری</b> به منظور سروسامان دادن به اوضاع آشفته شهر با آیت الله شبیر خاقانی ملاقات کردند. در این ملاقات اصرار روحانیون برای خلع سلاح نیروهای موسوم به خلق عرب و نیز نیروهای مذهبی متقابل آن و جایگزینی نیروهای رسمی اعزامی دولت جمهوری اسلامی به جایی نرسد و آیت الله با بروز <b>حساسیت های قومی</b> پیشنهاد نامبردگان را نپذیرفت&quot;(10).</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">در این میان شبیر خاقانی در واکنش به این دور از تلاش های دولت برای حفظ امنیت توسط نیروهای دولتی، به بهانه دخالت بی رویه کمیته های انقلاب, در دوم اردیبهشت 1358 با انتشار اعلامیه ای تهدید کرد که به عنوان اعتراض کشور را ترک خواهد کرد. در پی این واقعه امام خمینی از <b>آیت الله طالقانی</b> و <b>حجت الاسلام احمد خمینی</b>&nbsp; خواستند با شبیر خاقانی مذکره کرده و از وی بخواهند در این وضعیت بحرانی کشور را ترک نکند. حجت الاسلام احمد خمینی در تماس تلفنی با شبیر خاقانی مراتب تأسف امام را از شنیدن خبر تصمیم شیخ شبیر خاقانی در مورد ترک ایران ابلاغ کرده و از او خواست که &quot;در این اوضاع بحرانی کشور را ترک نکند زیرا در این صورت احتمال وقوع رویدادهای ناخوشایندی در خوزستان &nbsp;&nbsp;&nbsp;می رود&quot;(11).</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">در پی همین مذاکرات بود که هیأت اعزامی از او درخواست کرد که برای استراحت به قم برود ولی وی قبول نکرد. همزمان با رد این تقاضا گروهی تحت عنوان &quot;<b>هیأت اعزامی خلق عرب مسلمان ایران</b>&quot; متشکل از <b>سی نفر</b> به <b>دعوت مهدی بازرگان</b> وارد تهران شدند تا مسایل خود را مطرح و یک راه حل اصلاحی به دست آورند. این هیأت علاوه بر مذاکره با دولت موقت با آیت الله طالقانی نیز ملاقات کرد. در اوائل اردیبهشت 1358 &quot;هیأت نمایندگان خلق عرب مسلمان ایران</span><span lang="FA" dir="ltr"> </span><span lang="FA">&nbsp;اعزامی به تهران&quot; طی نامه ای به مهندس بازرگان خواسته های خود را در <b>12 بند</b> اعلام کرد. در میان این خواسته ها&quot;<b> اعتراف</b>&quot; دولت به وجود <b>&quot;ملیت خلق عرب</b>&quot; ودرج آن در قانون اساسی، <b>تشکیل دادگاه های عربی و مجلس خود مختار عرب</b>، <b>پذیرش زبان عربی به عنوان زبان رسمی در منطقه و آموزش آن در مدارس</b>, <b>اولویت براستخدام عرب ها</b>، <b>تخصیص درآمد نفت به عمران منطقه گنجانده شده بود</b>(12).</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">همزمان با توسعه و گسترش تنش های موجود، دامنه مسائل جاری از ابعاد داخلی تجاوز کرده، یک بعد خارجی نیز یافتند. علاوه بر <b>عراق و کویت</b> که از پیش در این تحریکات نقش داشتند. گروه هایی از <b>سازمان های فلسطینی و لیبیایی</b> به نقش آفرینی پرداختند. چنانکه در اخبار نقل شد، <b>سازمان آزادی بخش فلسطین</b> از طریق<b> دفتر</b> خود در خوزستان در تظاهراتی که در استان خوزستان ترتیب داده می شد دخالت داشته است(13). البته به نظر می رسد افرادی که در گذشته از ایران به گروه های سازمان آزادیبخش فلسطین پیوسته بودند نیز در این ماجرا نقش داشتند. در گزارش سفارت امریکا در مورد ملاقات امیر انتظام و کاردار سفارت آمده است &quot;<i>دولت موقت نگران مداخله عراقی ها در خوزستان و فعالیت فلسطینی ها و لیبیایی ها است . امیر انتظام گفت دولت موقت اطلاع یافته است که جرح حبش اخیرا از چند منطقه خلیج فارس دیدن کرده است و شاید یکی از دلایل این سفر ایجاد ناراحتی برای ایران بوده است &#8230;</i> &quot; در پایان این گزارش کاردار سفارت امریکا در تهران به وزارات امور خارجه کشور متبوعش پیشنهاد کرده بود:&quot;اگر وزارت قبول کند که خطر (ریسک) مبادله اطلاعات درباره فعالیت های خراب کاری فلسطین، لیبی و عراق به امکان روابط و همکاری نزدیک با دولت ایران می ارزد سند این اطلاعات را جهت دادن به امیر انتظام [از سازمان های اطلاعاتی ذی ربط] درخواست کنید.(14)&quot; دریادار مدنی استاندار خوزستان نیز در همین ایام در مورد تحریکات مرزی خاطر نشان ساخت که <b>جرج حبش دوبار به منطقه شادگان</b> آمده بود و با افرادی ملاقات هایی داشته است(15).</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">در تاریخ 17 خرداد 1358 <b>شاخه خوزستان جبهه ملی ایران</b> طی بیانیه ای در انتقاد از سیاست خارجی کشور در آن روزگار نوشت: &quot;کار به آن جا کشیده که حتی جرج حبش رهبر سازمان کمونیستی جبهه خلق برای آزادی فلسطین به طور محرمانه&nbsp; وارد منطقه شده و در پاره ای از نقاط که شناسایی شده اند اقداماتی را علیه انقلاب ایران شروع کرده است ولابد این به تلافی همه خوبی هایی است که تاکنون ما به نهضت فلسطین عرضه کرده ایم! به هر حال دولت باید وضع خودش را با مردم و مملکت روشن کند باید به مردم بگوید که ما اکنون در کجای تاریخ ایستاده ایم؟ از یک طرف روابط مان را با بخشی از دنیا تیره &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;می سازیم تا در مجموع به دنیای عرب و بالاخص نهضت فلسطین کمک کنیم از طرف همین ها که &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;می بایستی صمیمانه دست دوستی ما را بفشارند, معلم تربیت چریک به میهن ما گسیل می کنند و سیل اسلحه به داخل کشورمان روانه می دارند!&quot;(16)</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">علاوه بر فلسطینی ها به نظر می رسد که پاره ای از عوامل لیبی نیز در این تحریکات دست داشتند. زیرا جبهه التحریر اهواز از طرف لیبی نیز پشتیبانی می شد.(17)</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">این که علاوه بر بعضی از کشورهای عربی مانند<b> کویت</b> که ایران آن ها را &quot;<b>مرتجع&quot;</b> می نامید کشورهایی که در آن دوره از سوی ایران <b>&quot;انقلابی</b>&quot; تلقی می شدند نیز در این تحریکات نقش داشتند, نکته ای است که کمتر به آن توجه شده است. دولت عراق و کویت علاوه بر تبلیغات رادیویی به <b>توزیع اسلحه</b> در خوزستان نیز اقدام کردند و دولت وقت نیز چندبار به این عمل اعتراض نمود. در تلفنگرامی که دریادار مدنی به وزارات کشور فرستاد, آمده بود که <b>کنسول عراق</b> در خرمشهر با عناصر محلی مشکوک روابط&nbsp; و تماس هایی برقرار نموده است ودرخواست کرد که از طریق وزارت خارجه به او تذکر داده شود.(18)</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">با آنکه در حمایت از تحرکات جاری، حمایت تبلیغاتی و تسلیحاتی آشکاری از آن سوی مرزها به داخل خاک ایران جریان داشت ولی دولت هنوز بر مقابله حاد با این تحرکات مصمم نشده بود. مقامات دولتی ابتدا سعی نمودند گروه های مخالف را شناسایی و آنان را تحت کنترل قرار دهند. دریادار احمد مدنی در اواخر اردیبهشت همان سال با اعلام این خبر که <i>گروهی تجزیه طلب</i> با میلیون ها تومان پول در خوزستان دستگیر شده اند اظهار داشت که با متجاوزین به یکپارچگی ایران برخورد خواهد کرد.(19)</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">همزمان با تلاش دولت برای کنترل امور، به خصوص از وقتی که اعلام شد پاسداران برای کنترل منطقه به خوزستان اعزام خواهند شد. حملات شیخ شبیر خاقانی متوجه آنان نیز شد حمله به کانون فرهنگی- نظامی جوانان مسلمان خرمشهر در اواخر اردیبهشت ماه که به انهدام مقر آن ها و مجروح شدن تعدادی از مردم منجر شد نقطه عطفی در تشدید صف بندی های جاری گردید. شیخ شبیر قبل از آن با <i>انتقاد صریح</i> خود از پاسداران کمیته های انقلاب زمینه های روانی این نوع رویارویی ها را فراهم آورده بود. وی در &nbsp;23 اردیبهشت در سخنرانی در مسجد امام صادق(ع) خرمشهر ضمن انتقاد شدید از استاندار خوزستان، فرمانده پایگاه دریایی و کانون فرهنگی ـ نظامی جوانان مسلمان خرمشهر افزود: &quot;علی رغم تلاش من برای پایان دادن به هرگونه نفاق افکنی و دعوت برای اتحاد و یکپارچگی عده ای با نام کانون نظامی ـ فرهنگی به تحریک چند نفر از مقام های محلی اعلامیه هایی نوشته و من و فرزندانم را تهید به ترور کرده اند.&quot;(20)</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">به این بهانه شرکت کنندگان در سخنرانی بعد از پایان سخنرانی شیخ شبیر به ساختمان کانون حمله و ساختمان را تخریب و تعدادی مجروح و تعدادی گروگان گرفته شده به محل سازمان سیاسی خلق عرب منتقل گردیدند.</span><span lang="FA" dir="ltr"> </span><span lang="FA">&nbsp;با انعکاس خبر حمله به کانون فرهنگی ـ نظامی, موج اعتراض علیه این اقدام بلند شد و روز بعد دریادار مدتی وارد خرمشهر شد و در جلسه تأمین شهر شرکت کرد. در این جلسه از استاندار درخواست شد که به این تحرکات پایان داده شود و در ادامه یکی از <b>روحانیون شادگان[؟]</b> در توصیف وخامت وضع افزود:&quot;عده ای معلوم الحال در خرمشهر دست به تحریکاتی زده اند و به این شهر اسلحه و پول به میزان قابل توجه وارد می شود و در یک شب در خرمشهر 14 میلیون تومان روی یک محموله اسلحه معامله می شود. پریشب در خرمشهر با کلاشنکف تیراندازی شد و این وظیفه دولت است که در شهر امنیت برقرار کند.&quot;</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">به دنبال این تحولات مدنی اظهار داشت که تمام کانون ها و کمیته ها باید منحل شود ودر این باره با شبیر خاقانی و دولت مذاکره خواهد شد.(21) وی بعد از خاتمه جلسه به اقامتگاه شبیر خاقانی رفت و با او به توافق رسید که به جز <b>سازمان سیاسی خلق مسلمان عرب</b> تمام کانون های موجود منحل شود و مقامات دولتی با مشارکت این سازمان امور انتظامی را تحت نظر بگیرند ولی درست در زمانی این مذاکرات جریان داشت عده ای به <b>شهربانی</b> حمله و آنجا را خلع سلاح کردند.(22) در پی این تحولات وضع صورت دیگری یافت: چنین به نظر می آمد که رویارویی اجتناب ناپذیر شده است. مدنی در یک مصاحبه اختصاصی با <i>روزنامه اطلاعات</i> اعلام کرد از 28 اردیبهشت خلع سلاح در خوزستان آغاز خواهد شد و به مدت یک هفته پایان می پذیرد. وی در مورد عوامل درگیری خرمشهر گفت که این عوامل شناخته شده هستند واو می داند که آن ها از کجا هدایت می شوند. وی در ادامه افزود &quot;آنان که نغمه عرب و عجم&quot; را ساز کرده اند نه علاقه ای به عرب دارند و نه عجم، مردم خوزستان خواه عرب زبان و خواه فارسی زبان باشند ایرانی فکر می کنند و جز به ایرانی بودن به چیز دیگر فکر نمی کنند.(23) بلافاصله بعد از این مصاحبه, <i>سازمان سیاسی خلق عرب</i> بر ضد برنامه های استاندارد خوزستان واکنش نشان داده و اعلام کردند هیچ مقامی نمی تواند آنان را منحل کنند. فرزند شیخ شبیر نیز از طرف وی اعلام کرد کانون هایی که موجب اخلال هستند باید منحل شوند ونه کانون هایی که فعالیت سیاسی و فرهنگی دارند.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">در این میان شورای تأمین شهر خرمشهر تشکیل جلسه داده و سه اعلامیه جداگانه منتشر کرد:در اعلامیه اول اعلام شده بود تمامی اماکن دولتی ای که توسط گروه های مختلف اشغال شده است باید تا پایان وقت اداری دوشنبه 31 اردیبهشت 1358 تحویل شهرداری و بخشداری شود. در اعلامیه دوم اعلام شد کلیه فعالیت های انتظامی، نظامی و امنیتی از طرف سازمان ها و شوراها و انجمن ها و کمیته ها و کانون ها و افراد و &#8230;. از این تاریخ متوقف و منحل اعلام می شود وکلیه امور انتظامی صرفا از طریق مراجع دولتی انجام خواهد گرفت و دراعلامیه سوم نیز آمده بود که با توجه به پراکندگی انواع اسلحه در خرمشهر که امنیت شهر را به مخاطره افکنده بود از تاریخ جمعه 4 خرداد حمل و نگهداری هر نوع سلاح غیر مجاز ممنوع اعلام می شود و کلیه سلاح ها باید به پادگان دژ تحویل داده شود.(25)</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">بالاخره بعد از <b>پنج ماه</b> دولت مرکزی تصمیم گرفت که قاطعانه با این تحولات برخورد نماید. <b>سازمان سیاسی خلق عرب</b> درمخالفت با مواضع فرمانداری خرمشهر اعلام کرد که <b>اسلحه بر زمین</b> <b>نخواهد گذاشت</b>.(26) همان روز فرماندار خرمشهر اعلام کرد تعدادی از واحدهای پاسداران انقلاب وارد شهر خرمشهرشده اند و به زودی تعدادی دیگر نیز وارد خواهند شد. علاوه براین اعلام شد که نیروهای ارتش نیز برای حفظ نظم و مقابله با هر نوع عمل ضد انقلابی به خرمشهر آمده اند.(27) در همان مقطع دریادار مدنی اعلام کرد:&quot;به دنبال وقایع شوشتر و مسجد سلیمان و برخوردهایی که صورت گرفت بلافاصله جهت آرامش این دو منطقه و پیشگیری حوادث بعدی در نقاط دیگر، اقداماتی به عمل آمد و پاسداران انقلاب و نیروهای انتظامی تقویت شدند. تاکنون چند تن از ضد انقلابیون و کسانی که مخل نظم عمومی بودند دستگیر شدند وی در مورد کمیته ها گفت با برنامه ریزی اصولی کمیته های استان در <b>پاسداران انقلاب</b> ادغام خواهند شد و در حال حاضر تشکیلات پاسداران انقلاب در خوزستان در حال شکل گرفتن است.(28) <b>مدنی</b> بلافاصله طی تلفنگرامی از وزارت کشور درخواست کرد سرپرستی تمام نیروهای سه گانه در استان برای مقابله با ضد انقلاب را به عهده گیرد.(29)</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">این درخواست ها ظاهرا برای هماهنگی بیشتر جهت اجرای دستورات مفاد بیانیه های فرمانداری بود. <i>سازمان خلق عرب</i> نیز با پایان رسیدن ضرب العجل بلافاصله به تحصن در ساختمان تصرف شده پرداختند و با اینکه فرماندار و مقامات امنیتی تا <b><i>سه بعد از نیمه شب</i></b><i> با آن ها به مذاکره پرداختند</i> ولی عملا نتیجه ای حاصل نشد. شیخ شبیر هم که در بعد از ظهر 29 اردیبهشت از خرمشهر راهی قم شده بود از آنجا پیام داد که پسرش و یکی از روحانیون به نام <b>دیباجی</b> از حوزه علمیه قم به خوزستان خواهند آمد تا مسایل را مورد بررسی قرار دهند.(30) در این میان اعضاء و هواداران سازمان سیاسی خلق عرب همچنان در <b>اماکن دولتی</b> به تحصن خود ادامه داده و سعی داشتند مردم را به آنجا بکشانند. همزمان با این تحولات <b>دریادار مدنی</b> در مصاحبه ای با <b>روزنامه آیندگان</b> گفت:&quot;هر نیرویی را که ضد انقلابی بود درهم می شکنیم و هیچ حوصله تلاش های ضد انقلابی را نخواهیم داشت&#8230; خلع سلاح را ما در خوزستان به این صورت عمل می کنیم که سلاح را از دست آدم های غیر مسئول در بیاوریم و آن را فقط در اختیار کسانی که پاسداران انقلاب اسلامی هستند و مؤمن به انقلاب اسلامی می گذاریم.&quot; <b>مدنی</b> در مورد انگیزه های تحرکات خرمشهر اظهار داشت:&quot;انگیزه حوادث اخیر خوزستان مسأله عجم و عرب نیست, استعمار و امپریالیسم که ضربه سختی بر پیکر آن وارد شده است هر روز توطئه جدیدی را طرح می کنند. در استان خوزستان مساله عرب و عجم را مطرح کرده اند و اسلحه مجانی به طور قاچاق وارد و در مرز رایگان در اختیار مردم قرار می گیرد&quot; وی افزود :&quot; لذا به منظور برقراری آرامش در خرمشهر حدود یک صد نفر از افراد نیروی دریایی به این شهر اعزام شده اند&quot;.(31)</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">همزمان با مباحثی که بین مقامات دولتی و <b>گروه های مخالف</b> در مورد اجرای مفاد بیانیه های سه گانه فرمانداری خرمشهر جریان داشت, <b>کانون فرهنگی خلق عرب</b> در اعلامیه ای خواهان اعطای خود مختاری به <b>عربستان</b> ـ خوزستان ـ محکومیت اتهام تجزیه طلبی, اجرای برنامه های عربی در صدا و سیما و انتصاب استاندار بومی شد.(32) در حالی که این تحولات ادامه داشت و به رغم این که پس از گذشت بیش از <b>هشت روز</b> از پایان ضرب العجل فرمانداری، <b>هواداران کانون فرهنگی خلق عرب</b> هنوز به تحصن خود پایان نداده بودند، وقایع دیگری رخ داد که تمامی این تحولات را تحت الشعاع قرارداد. در اوایل خرداد 1358 ستاد نیروی دریایی در تلفنگرامی به وزارت کشور اطلاع داد که برابر گزارش دریایی خرمشهر سحرگاه <b>7 خرداد</b> سه نفر مسلح به وسیله دژبانی خلع سلاح شدند و اسلحه های آنان ضبط و یک نفر دستگیر شد. بعد از این حادثه <b>سازمان سیاسی خلق عرب</b> و <b>برادر شبیر خاقانی</b> مصرا تقاضای اعاده سلاح ها را نموده و اظهار داشت که در حال مذاکره برای خلع سلاح می باشد که در این مورد تذکر داده شد حمل سلاح غیر قانونی می باشد. در ضمن تعداد زیادی از جوانان عرب زبان جلو منزل شبیر خاقانی تجمع نموده اند و اظهار می دارند باید <b>شدت عمل</b> به خرج داد.(33) درهمین روز شبیر خاقانی از قم وارد خرمشهر شد وی که در این سفر با امام خمینی, نخست وزیر و آیت الله طالقانی ملاقات کرده بود اعلام داشت مرکز قول داده است در قبال خلع سلاح به خواسته های آن ها ترتیب اثر بدهد.(34) ولی در همین روز ظاهرا در اقدامی به تلافی عمل مزبور, <b>پاسگاه ژاندارمری دیری فارم</b> واقع درمنطقه عرب نشین غربی جزیره آبادان مورد حمله تعدادی افراد مسلح قرار گرفته پس از اشغال پاسگاه مأموران آن خلع سلاح می شوند.(35)</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">به دنبال این واقعه عناصر خلق [؟]عرب با حمله به گمرک دو نفر از پاسداران آنجا را به قتل رسانده و بدین ترتیب بحران تشدید گردید. اعضای کانون فرهنگی و نظامی جوانان مسلمان خرمشهر که برای خلع سلاح دست به اعتصاب غذا زدند و عده ای مردم در همین روز طی راهپیمایی ضمن حمایت از استاندار خواستار خلع سلاح و امنیت عمومی می شوند.(36)</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">در صبح 9 خرداد 1358 در حالی که بعد از <b>ده روز</b> هنوز برای اجرای مفاد اعلامیه های فرمانداری خرمشهر کوچک ترین اقدامی نشده بود, سازمان خلق عرب شروع به سنگر بندی در اطراف ساختمان ها و تقویت نیرو از طریق وارد کردن عناصر مسلح به شهر نمود. در همین روز <b>چهار فرد مسلح</b> با اتومبیل به محل تحصن مخالفان سازمان سیاسی خلق عرب آمده و به پرتاب کوکتل مولوتف و تیراندازی اقدام نمودند. این گروه همچنین با شلیک تیر به سوی شهربانی فضای شهر را ملتهب کردند.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">به دنبال این تحولات <i>دریادار مدنی</i> در شهر حالت فوق العاده اعلام کرد واز مردم خواست که از خانه های خود خارج نشوند. بلافاصله پاسداران انقلاب و تکاوران از ارتش وارد شهر شده مرکز سازمان سیاسی خلق عرب و کانون فرهنگی خلق عرب را محاصره و بعد از پاره ای درگیری ها آنجا را تصرف کردند. در این درگیری 3 نفر از سازمان سیاسی خلق عرب کشته و 10 نفرمجروح و 37 نفر دستگیر می شوند.(37) همزمان با این عملیات نیروهای نظامی <b>سازمان خلق عرب</b> طی یک رشته عملیات گسترده بسیاری از پاسگاه های انتظامی و ساختمان های دولتی خرمشهر را مورد حمله قرار می دهد.(38) در&nbsp; ادامه این زد و خوردها نیروهای کمکی سازمان سیاسی خلق عرب از نقاط مختلف خوزستان به سوی خرمشهر سرازیر شده و از سوی دیگر نیروهای دولتی نیز تقویت شدند. به درخواست دریادارمدنی از وزیر کشور علاوه بر اعزام پاسدار از <b>نیروی هوایی دزفول</b> خواسته شود که با رشته پروازهایی به نمایش قدرت بپردازد.(39)</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">شهر فضای جنگی به خود گرفت و هر دو طرف خود را برای یک رویارویی نهایی آماده کردند. همزمان با این اقدام شیخ شبیر خاقانی و سازمان سیاسی خلق عرب طی مصاحبه های به رسانه های داخلی وخارجی مواضع خود را بیان کردند. شیخ شبیر خاقانی طی اعلامیه ای اعلام کرد که در مذاکرات پشین <b>&nbsp;&nbsp;ـ</b> سه شنبه 8 خرداد 1358 خود با مقامات دولتی ـ یعنی آقایان مدنی استاندار خوزستان وحقانی شهردار خرمشهر از یک سو و نمایندگان وی آقایان حجج الاسلام دیباجی، الیاسی و شیخ عیسی آل شبیر خاقانی از سوی دیگر در مورد خلع سلاح و تخلیه و تحویل کانون فرهنگی و دفتر سیاسی خلق عرب خوزستان توافق شده بود که نقل و انتقال مزبور تا روز پنج شنبه 10 خرداد 1358 صورت گیرد ولی با این حال نمایندگان وی صراحتا اعلام کرده بودند که انجام مورد گفت و گو نیاز به حداقل <b>24 ساعت</b> مهلت دارد و در غیر این صورت مسئولیت هرگونه پیشامد و اتفاقی احتمالی به عهده آقای<b> مدنی</b> خواهد بود و مردم مسئولیتی نخواهند داشت و لذا توافق گردید تا روز پنج شنبه 10 خرداد 1358 موضوع مورد بحث به نحو مسالمت آمیز به انجام رسد لیکن علی رغم توافق فوق الذکر حوادث خونین و ناگوار خرمشهر <b>2 ساعت</b> پس از جلسه مذکور با هجوم مسلحانه به کانون فرهنگی و دفتر سیاسی خلق عرب آغاز گردید&#8230;.&quot;(40) شیخ شبیر همچنین تهدید کرد اگر استاندار خوزستان برکنار نشود ممکن است بحران جاری ابعاد گسترده تری به خود گیرد. همزمان با حوادث خرمشهر در آبادان و اهواز هم درگیری و اغتشاش هایی رخ داد.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">مقارن با این تحولات تحریکات مرزی عراق افزایش یافت. بنا به اطلاعی که دولت منتشر ساخت &quot; ساعت 11 صبح چهارشنبه شهربانی آبادان اطلاع داد که طبق خبر رسیده از آن طرف مرز به مهاجمین کمک می رسید&quot;.(41)</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">&nbsp;دریادار مدنی نیز ضمن اشاره به پیام های رادیو عراق و کویت برای مردم خوزستان که از آن با نام &quot;<b>عربستان</b>&quot; نام برده می شد در مصاحبه با <b>روزنامه اطلاعات</b> گفت: &quot; دست هایی در خارج ازکشور با عناصر ضد انقلاب همکاری دارند که بعدا در این مورد به صورت آشکار از این تلاش ها پرده برداری خواهد شد.&quot;(42) با ادامه تحریکات تبلیغی و نظامی عراق نیروهای ارتشی و سپاه مرزهای خرمشهر را تحت کنترل بیشتری قرار دادند.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">در این میان دریادار مدنی با شیخ شبیر خاقانی ملاقات کرده و پس از مذاکرات بالاخره در <b>شانزدهم</b> خرداد، توافق نامه ای در 8 ماده در خصوص حل مسایل خوزستان خصوصا خرمشهر حاصل می شود. در اعلامیه ای که بعد از این توافق نامه منتشر گردید تاکید شده بود که محرکین و مسببین شناسایی و محاکمه گردند، برقراری امنیت و حفظ انتظامات شهر و روستا زیر نظر شهربانی و ژاندارمری منطقه انجام پذیرد و کلیه شوراها، کمیته ها و کانون ها و سایر سازمان ها و جبهه های انتظامی بومی منحل و امور انتظامی از طریق سازمان های مسئول فوق انجام گیرد.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">ولی این توافق نامه مورد اعتراض <b>متحسنان مسجد امام صادق(ع)</b>قرار گرفت. آنان اظهار داشتند تنها &quot;زمانی دست از تحصن برمی داریم که ابتدا دولت اسرای عرب را آزاد نماید و پاسداران انقلاب از خرمشهر بیرون رانده شوند.&quot; متحصنان برای اجرای خواسته های خود تا <b>هجدهم </b>همان ماه مهلت دادند.(43) ولی در 18 خرداد در پی سخنرانی <b>حجت الاسلام گلسرخی</b> نماینده <b>آیت الله شریعت مداری</b> به تحصن خود پایان دادند و بدنبال آن آیت الله شبیر خاقانی و فرماندار خرمشهر هر یک به صورت جداگانه اعلامیه هایی دادند و خواهان حفظ برادری و اتحاد شدند.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">تا قبل از درگیری روزهای خرداد 1358 دولت عراق فقط به شکلی <b>پنهانی</b> از گروه های مخالف عرب حمایت می کرد ولی بعد از این درگیری ها تحریکات مرزی و حملات عراق به صورت مستمری ادامه پیدا کرد. انفجار قسمتی از خط آهن در 16 کیلومتری خرمشهر در 20 خرداد 1358 در حالی که تنها چهار روز از توافق نامه مدنی وشبیر خاقانی گذشته بود و تبادل آتش میان پاسگاه های مرزی ایران وعراق خود نشانی از این امر بود. ولی با این حال تلاش های مسالمت آمیز مقامات دولتی برای حل و فصل این معضل ادامه یافت. دریادارمدنی در خلال دیداری از عشایر عرب در 22 خرداد اعلام کرد اقداماتی مبنی بر تقسیم عادلانه اراضی و رفع ستم و اجحافی که در دوره پهلوی بر آنان رفته را انجام خواهد داد. در پی دیدار <b>شیخ عیسی خاقانی </b>از استاندار در 13 خرداد و طرح درخواست آزادی زندانیان و آن گروه از کسانی که در وقایع خرمشهر دستگیر شدند بودند، استاندار آنان را آزاد و با یک دستگاه اتوبوس به خرمشهر اعزام کرد.(44) ولی با این حال همان گونه که اشاره شد حملات تروریستی در داخل شهرـ بمب گذاری و تیر اندازی های پراکنده به ساختمان های دولتی (45)ـ ادامه داشت و در این میان اطلاعات واصله در مورد توزیع وسیع اسلحه در سطح استان برنگرانی های موجود می افزود.(46)</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">هنگامی که در اواخر خرداد <b>آیت الله خلخالی</b> در مصاحبه ای با <b>مجله فردوسی</b> اظهار داشت &quot;مجازات خائنین و تجزیه طلبان مرگ است و اگر <b>شبیر خاقانی</b> نیز به بازی های تجزیه طلبان ادامه دهد و خائن شناخته شود, مصداق همین حرف خواهد بود&#8230;.&quot;(47) بار دیگر بر تنش های موجود دامن زده شد. در این میان حتی به رغم انتشار بیانیه ای از سوی شورای تامین شهر خرمشهر مبنی برآن که نظر افراد که درباره آیت الله شبیر خاقانی بیان می شود مسئولیتش با گوینده آن است و نیز با وجود آن که شورای تامین شهر ضمن تجلیل از مقام آیت الله شبیر خاقانی اعلام کرد سعی دارد اجرای مفاد توافق نامه تداوم یابد و سرانجام علی رغم این که شیخ شبیراین سخنان خلخالی را <b>غیر مهم دانسته</b> و تظاهرات کنندگان را به آرامش دعوت کرده بود؛(48) <i>سازمان های سیاسی خلق عرب</i> این موضوع را دستاویز قرار داده و دست به راهپیمایی زدند ودر پایان طی صدور قطعنامه ای گفته های آیت الله خلخالی را محکوم کرد.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">در حالی که تظاهرات سیاسی، اقدامات تروریستی و همچنین زد و خوردهای پراکنده مرزی در سطح استان ادامه داشت، پیش آمد واقعه ای کار را به رویارویی نهایی رساند. در 24 تیرماه در پایان مراسمی که به مناسبت سومین روز شهادت <b>انوشیروان رضایی</b> مسئول پاسداران اعزامی از <b>خرم آباد</b> تجمعی در <b>مسجد جامع</b> شهر برقرار بود. نارنجکی در بین مردم انداخته شد و باعث کشته شدن <b>هفت نفر</b>گشت. در واکنش به این اقدام مردم خشمگین به خیابان ها آمدند و متعاقب آن گروهی به مردم تیراندازی کردند. هنگام حمل مجروحان به بیمارستان ظاهرا از اطراف خانه شیخ شبیر خاقانی به سوی مردم تیراندازی شد. بلافاصله پاسداران آن خانه را محاصره و افراد مستقر در آن را دستگیر کردند. پاسداران سپس به خانه شیخ رفته پس از بازرسی در آن مقادیری تسلیحات نظامی و مقداری اوراق و اسناد بدست آمد. در همین روز نیروهای پاسداران درخرمشهر یک خانه بازرسی می کنند و در آن چند قبضه آر. پی جی 7 و مواد منفجره بدست می آوردند و 20 نفر دستگیر می شوند که دو تن از آنان <b>تبعه عراق</b> بودند.(49)</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">شیخ شبیر خاقانی ابتدا به اهواز منتقل و سپس به قم اعزام شد و با انتشار اعلامیه ای در 30 تیر برائت خودش را از تجزیه طلبان اعلام نمود. با رفتن شیخ این غائله به پایان می رسد اما حرکتی که در آغاز بیشتر در چارچوب یک خواست متعارف قومی و فرهنگی آغاز شده بود, اینک با پشت سرگذاشتن تمام جوانب فرهنگی و سیاسی خود- سیاسی در چارچوب مملکتی و قانونی و فرهنگی متناسب با بدیهی ترین قواعد آموزشی و پرورشی ـ به یک رشته فعالیت های پنهانی تروریستی تبدیل شد که در نهایت در خلال یورش نیروهای نظامی عراق به ایران در شهریور 1359 از حالت پنهانی خارج شده به بخشی از عملیات نظامی عراق تبدیل گردید.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">مهم ترین نقیصه ای که از همان مراحل نخست کاردامن این حرکت را فراگرفت فقدان هرگونه تلاش اساسی بود. برای تفکیک یک رشته خواسته های متعارف قومی و فرهنگی از تحریکات و حرکت هایی که منشأ آشکار برون مرزی داشت. اگر چه توده مردم عرب خوزستان با عدم استقبال عمومی از این تحرکات درمراحل پیش از جنگ و همچنین با مقابله صریح خود با تجلی نظامی&nbsp; آن در خلال جنگ، یعنی مشارکت گسترده دردفاع از ایران هیچ گاه این حد فاصل را ازیاد نبردند ولی بخش قابل توجهی از گرایش های سیاسی کشور در آن دوره به ویژه تبلیغات و تعلیمات گروه های چپ که بهره برداری از حق خلق ها را نصب العین قرار داده بودند. این حد فاصل را مورد توجه قرار نداد. نشریه کار، ارگان فدایی ها به رغم آن که&nbsp; یکی از دلایل تشکیل کانون فرهنگی خلق عرب را وجود عوامل ارتجاع در سازمان سیاسی خلق عرب می دانست. ولی در فعالیت هایشان عملا با آن همراه بود. در عرصه ای دیگرعملکرد شیخ شبیر نیز بر همین روال بود.او با آن که می دانست عوامل کشورهای عربی در دامن زدن به تحرکات تجزیه طلبانه در خوزستان فعال هستند و حتی در یک بیانیه خود اعلام داشت که تاسیسات نفتی ایران در خطر است. ولی از بهره برداری این نیروها از اعتبار و نفوذش جلوگیری نکرد.نه این که به این وجه از کار یعنی به رشته خارجی بعضی از این تحرکات آگاهی نداشتند، آگاهی داشتند ولی نسبت به مخاطرات نهفته در این نوع حرکات و توان بالقوه آن ها در سوق این خواسته ها به نوعی از رویا رویی که در نهایت به نفی هرگونه چارچوب قانومند و دموکراتیک حل و فصل مسآله می توانست منجرگردد.شناخت در خور توجهی ارائه نکردند. رقابت و همچشمی در حمایت هرچه گسترده تر از حق خلق ها و بی توجهی به پاره ای از جوانب ناخوشایند این مقوله یعنی موضوع بهربرداری قدرت های بیگانه از آن نیز ویژگی اصلی رویکرد چپ ایران نسبت به این مساله بود.</span></span></span></p>
<p class="MsoListParagraphCxSpFirst" dir="rtl" style="margin: 0cm 36pt 10pt 0cm;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><!--[if !supportLists]--><span>1-<span>&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span><!--[endif]--><span lang="FA">خرمشهر در جنگ طولانی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ، تهران. 1375. ص34</span></span></span></p>
<p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="rtl" style="margin: 0cm 36pt 10pt 0cm;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><!--[if !supportLists]--><span>2-<span>&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span><!--[endif]--><span lang="FA">خاطرات سرلشگر رفیق السامریی، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، تهران. 1375.</span></span></span></p>
<p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="rtl" style="margin: 0cm 36pt 10pt 0cm;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><!--[if !supportLists]--><span>3-<span>&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span><!--[endif]--><span lang="FA">مرز آبی خرمشهر بسته شد. روزنامه کیهان 8/12/1375</span></span></span></p>
<p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="rtl" style="margin: 0cm 36pt 10pt 0cm;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><!--[if !supportLists]--><span>4-<span>&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span><!--[endif]--><span lang="FA">خرمشهر در جنگ طولانی. ص51 و 52</span></span></span></p>
<p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="rtl" style="margin: 0cm 36pt 10pt 0cm;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><!--[if !supportLists]--><span>5-<span>&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span><!--[endif]--><span lang="FA">همان.ص55 و روزشمار جنگ ایران و عراق، ج اول. مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ،تهران 1375.ص364</span></span></span></p>
<p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="rtl" style="margin: 0cm 36pt 10pt 0cm;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><!--[if !supportLists]--><span>6-<span>&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span><!--[endif]--><span lang="FA">مشکلات و مسایل اولین سال انقلاب از زبان مهندس بازرگان، تهران. دفتر نهضت آزادی ایران.1362.ص10 و11</span></span></span></p>
<p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="rtl" style="margin: 0cm 36pt 10pt 0cm;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><!--[if !supportLists]--><span>7-<span>&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span><!--[endif]--><span lang="FA">تیمسار دکتر مدنی رئیس ستاد نیروی دریایی، ایران به مرز دیگران تجاوز نمی کند. روزنامه کیهان 20/1/1385ص2.</span></span></span></p>
<p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="rtl" style="margin: 0cm 36pt 10pt 0cm;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><!--[if !supportLists]--><span>8-<span>&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span><!--[endif]--><span lang="FA">دولت، نمایندگان عرب زبانان را به تهران فراخواند. روزنامه اطلاعات 21/1/1385ص3.</span></span></span></p>
<p class="MsoListParagraphCxSpLast" dir="rtl" style="margin: 0cm 36pt 10pt 0cm;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><!--[if !supportLists]--><span>9-<span>&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span><!--[endif]--><span lang="FA">امنیت شهرها تآمین می شود. روزنامه کیهان 23/1/1358 ص3.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">10-همان ، ص673</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">11-همان ، ص 748 به نقل از نشریه ویژه خبرگزاری پارس 4/2/1358ص6.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">12-همان، ص 739 به نقل از نشریه ویژه خبرگزاری پارس 7/2/1358.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">13- سخنگوی دولت، دولت طرح عفو عمومی را دنبال می کند. روزنامه کیهان 25/1/1358 ص6.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">14- روزشمار جنگ ایران و عراق بحران خوزستان ج دوم، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ تهران 1377.ص299. به نقل از اسناد لانه جاسوسی آمریکا جلد 10 ص 64،65</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">15- مدنی: جرج حبش دو بار به خوزستان آمد. روزنامه اطلاعات 14/1/1358ص2.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">16- عاملین حوادث خرمشهر در دادگاه انقلاب محاکمه می شوند. روزنامه کیهان 17/3/1358.ص8</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">17- روزشمار ج2،ص455 به نقل از روزنامه مردم ایران 19/3/1358</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">18- روزشمار جنگ ایران و عراق، جلد اول .ص87.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">19- فرمانده نیروی دریایی واستاندار خوزستان، چند عامل تجزیه طلبی درخوزستان دستگیر شدند. روزنامه اطلاعات 22/2/1358ص3.از دیگر موارد حساسیت کشورهای عربی می توان به خبر ذیل اشاره کرد.&quot; هفته گذشته جلسه ای به عنوان افطار در منزل یکی از سفرای عرب درتهران تشکیل شده بود. در این جلسه پنج سفیر و معاونانشان درباره سیاست آینده دولت های مطبوعشان در مورد خوزستان به بحث نشسته اند و در نهایت گزارش مشترکی نوشته شده که&nbsp; در آن سفرا به دولت های مطبوعشان توصیه کرده اند در مورد حوادث خوزستان سیاست صبر و انتظار در پیش بگیرند&#8230;&quot; مجله امید ایران، دوشنبه 29 مرداد 1358. خیلی محرمانه. ص 50.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">20- ساختمان کانون نظامی فرهنگی خرمشهر به آتش کشیده شد. روزنامه اطلاعات 24/2/1358.ص7.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">21- کانون و کمیته های خرمشهر منحل شد. روزنامه اطلاعات 25/2/1358ص3.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">22- حمله به شهربانی خرمشهر، روزنامه اطلاعات 26/2/1358 ص7.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">23- خلع سلاح خوزستان از جمعه شروع می شود. روزنامه اطلاعات 26/2/1358.ص7</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">24- فقط کانون ها و سازمان های مزاحم خرمشهر منحل می شود.روزنامه اطلاعات 27/2/1358ص3</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">25- روزشمار، ج2.ص 187و188</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">26- خلع سلاح عمومی در خوزستان از امروز آغاز می شود. روزنامه کیهان 29/2/1358ص7.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">27- همان</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">28- نیروهای انقلاب و انتظامی واردمسجد سلیمان و شوشتر شدند. روزنامه اطلاعات 29/2/1358ص2</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">29- روزشمارج 2،ص203</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">30- روزشمارج 2،ص230 به نقل از روزنامه بامداد وکیهان 1/3/1358ص2.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">31- روزشمارج 2،ص240و 241 به نقل از روزنامه آیندگان 2/3/1358.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">32- روزشمار،ج2 ص 277و278 به نقل از اعلامیه کانون فرهنگی خلق عرب.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">33- روز شمار،ج 2 ص 302و 303</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">34- روزشمار، ج2 ص 305 به نقل از نشریه کار مورخه 31/3/1358.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">35- روز شمار،ج2،ص305</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">36- روزشمار،ج2،ص318 به نقل از روزنامه بامداد9/3/1358</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">37- روزشمارج 2، ص344</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">38- روزشمارج 2،ص ص47-346</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">39- روزشمارج 2،ص347</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">40- در وقایع خوزستان دست خارجی دخالت دارد.روزنامه اطلاعات 12/3/1358ص2</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">41- روز شمار،ج2، ص 355 به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی 12/3/1358</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">42- روزشمار،ج2 ص 355 به نقل از روزنامه بامداد و اطلاعات 10/3/1358</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">43- توافقنامه آرامش در خوزستان امضا شد. روزنامه اطلاعات 17/3/1358.ص2</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">44- دیدار استاندار خوزستان با آیت الله شبیر خاقانی. روزنامه کیهان 26/3/1358 ص4.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">45- انفجار در بندر خرمشهر، روزنامه کیهان 27/3/1358 ص7.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">46- روزشمار.ج2.ص547</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">47- بمب اندازی و ایجاد حریق در خرمشهر، روزنامه اطلاعات 31/3/1358 ص3</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">48- دیدار با آیت الله ال شبیر خاقانی و گزارش آنچه درخوزستان می گذرد. مجله امید ایران. دوشنبه 25 تیرماه 1358.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">49- مدنی از اسرار آشوب خرمشهر پرده برداشت. روزنامه اطلاعات 25/4/1358.ص2و&quot;مهاجمین با پرتاب نارنجک به مسجد خرمشهر 7نفر را کشتند&quot; روزنامه کیهان 25/4/1358ص3.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">50- آیت الله خاقانی از خرمشهر رفت. روزنامه کیهان 26/4/1358.ص2</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">51- نقش امپریالیسم و ارتجاع در وقایع خونین خرمشهر، نشریه کار، دوشنبه 28 خرداد 1358. شماره 15 ص 1و2و همچنین گزارش چگونگی وقایع در خرمشهر(2). نشریه کار.پنج شنبه 31 خرداد 1358. شماره 16</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">52- جلوی کشتارها باید گرفته شود. مجله امید ایران. دوشنبه 14 خرداد 1358 و توطئه در خوزستان ادامه دارد. مجله امید ایران . دوشنبه 1 مرداد 1358. ص9</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">53- برای نمونه بنگریه به یوسف بنی طرف. نظری به مسآله خلق عرب در ایران اعراب خوزستان(متن منتشر شده یک سخنرانی در دانشکده نفت آبادان در 14/11/57) بی جا، بی تا. صص 10-11 که در آن به این نوع فعالیتها اشاره شده است .</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">&nbsp;</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span dir="ltr">&nbsp;</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-right: 18pt;text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">&nbsp;</span></span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mojadam.maktoobblog.com/1554553/%d8%aa%d9%86%d8%b4-%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%82%d9%88%d9%85%d9%89-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b2%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>رد &#8220;سلفي الاهواز&#8221; على نقد ومقترحات لجنة الوفاق الاسلامي</title>
		<link>http://mojadam.maktoobblog.com/1554544/%d8%a5%d8%b4%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d9%81%d8%a9-%d8%ad%d9%80%d9%88%d9%84-%d8%aa%d8%b7%d9%80%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d9%8a%d9%82%d8%b8%d8%a9-%d8%a7%d9%84%d8%b9%d8%b1/</link>
		<comments>http://mojadam.maktoobblog.com/1554544/%d8%a5%d8%b4%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d9%81%d8%a9-%d8%ad%d9%80%d9%88%d9%84-%d8%aa%d8%b7%d9%80%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d9%8a%d9%82%d8%b8%d8%a9-%d8%a7%d9%84%d8%b9%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 30 Jul 2009 19:37:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>كاظم مجدم</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[غير مصنف]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mojadam.maktoobblog.com/?p=1554544</guid>
		<description><![CDATA[جرت حوارات كثيرة بين الفاعلين الاساسيين في الحركة السياسية الثقافية المستقلة التي انطلقت في التسعينيات من القرن الماضي في الاهواز وتناولت مواضيع شتى: سياسية، واجتماعية، وثقافية وغيرذلك. وكانت بعض من هذه الحوارات كتابية &#8230; فنحاول ننشر ما بقى بعيدا عن متناول الأجهزة الأمنية في مداهماتها المتكررة للحصول على ارشيف الحركة التي كان في حوزتي. في [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">جرت حوارات كثيرة بين الفاعلين الاساسيين في الحركة السياسية الثقافية المستقلة التي انطلقت في التسعينيات من القرن الماضي في الاهواز وتناولت مواضيع شتى: سياسية، واجتماعية، وثقافية وغيرذلك. وكانت بعض من هذه الحوارات كتابية &#8230; فنحاول ننشر ما بقى بعيدا عن متناول الأجهزة الأمنية في مداهماتها المتكررة للحصول على ارشيف الحركة التي كان في حوزتي. في هذه الحلقة ننشر رد احد ناشطي الحركة السلفية في الاهواز على مقال نشر من قبل بعض اعضاء لجنة الوفاق الاسلامي سنة 2000م وتناول المقال تبيان وتوضيح استراتيجية الحركة أنذاك. في البداية نعيد نشر مقال لجنة الوفاق الذي نشر في ما سبق على موقع عربستان ومن ثم الردّ، فنحن نشره على الرغم من عدم التزام كاتبه بشروط النقد العلمي واصول الاستدلال وأتهامه اعضاء الوفاق بعدم الاخلاق وما الى ذلك من تهم لا تليق بالبحث العلمي الهادف.&nbsp; </span></span></span></p>
<p style="text-align: left" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span></span></span><strong><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA"> كاظم مجدم</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: left" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; الدنمارك 30/7/2009</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: larger"><span style="font-size: large"></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL">&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: center"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">بسم اِلله الرحمن الرحيم</span></b></span></p>
<p></span>  </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">&nbsp;<b>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; إشارات خاطفة حـول تطـور اليقظة العربية في الأهواز</b></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">&nbsp; بغض النظر عن الأحلام الإنفصالية القائمة على أساس الكفاح المسلّح و التي كانت تراود نفرا قليلا و تروّج هنا و هناك في عهد الشاه , إلا أنّ النهضة العربية تطوّرت أثناء الحرب الإيرانية ــ العراقية فأخذت طابعا قوميا و نزعـة ُ بعثية ُ و ذلك لأسباب معروفة, منها :</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ــ الدعاية العراقية المكثّفة من خلال وسائل الإعلام .</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ــ تبعات الحرب الإيرانية ــ العراقية .</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ــ تواجد بعض الناشطين القوميين الأهوازيين في العراق و تلقيهم الدعم المادي و الثقافي هناك .</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">وإستمرّت هذه الحالة بين جزر ٍ و مدّْْ , حتى أن قبلت ايران قرار مجلس الأمن الرامي الى وقف إطلاق النار ولكنها بدأت تلفظ أنفاسها الأخيرة إبّان إحتلال العراق للكويت و هزيمة العراق على يد التحالف الدولي.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">و في ضوء التطورات المتلاحقة على المستويين العالمي و الإقليمي التي أعقبت حرب الخليج الثانية </span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">(حرب تحرير الكويت ), تضاءلت الحركة القومية الى حدّ ٍ كبير. فذهب القوميون يبحثون عن بديل ٍ يملأ هذا الفراغ . فجاءت فكرة جديدة آنذاك بإسم &quot; الحركة السلفية &quot; لتطغى على ساحة الفكر العربي الأهوازي .</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">و من أهم الأسباب التي أدّت الى ظهور هذه الفكرة و تبلورها في عقول الداعين اليها يمكن الإشارة الى ما يلي :</span></b></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ــ المتغيرات الدولية بعد إنهيار &quot; الاتحاد السوفيتي &quot; .</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ــ خيبة الأمل لدى الحركات التحررية في العالم الثالث لفقدها الدعم الأساسي من المعسكر الشيوعي.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ــ هزيمة العراق و تحطيم بنيته الأساسية في حرب الخليج الثانية ( حرب تحرير الكويت ) كعمق استراتيجي معوّل عليه في رؤية القوميين في الأهواز .</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ــ الترويج الشامل و المدعوم من قبل الولايات المتحدة الأمريكية لمشروع السلام و هرولة الأنظمة العربية المعنية به وراء هذا المشروع , بدءا بمفاوضات &quot; مدريد &quot; لتسوية القضية العربية المركزية ــ قضية فلسطين .</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ــ تفرّغ الحكومة الايرانية بعد الحرب الايرانية ــ العراقية لقمع الحركات الكفاحية و وقوفها ضد الأصوات المنادية بالحقوق القومية .</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ــ قناعة مناصري حركة الكفاح المسلّح بعدم جدوى هذه الحركة و ضرورة العمل في المجال الثقافي.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">و تبنّى دعاة الحركة السلفية النقاط التالية كاستراتيجية&nbsp; ، علّقوا عليها آمالهم لنيل ما يصبون اليه من حقوق :</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">&nbsp;ــ مكافحة التخلف الديني و مناصرة أي فكرة تقف أمام الدين كأسلوب لبلوغ الهدف .</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ــ تعميق الفجوة بين العرب و الفرس , و منع العرب من الإنصهار في القومية الفارسية .</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ــ تبرير الغزوات * و إضفاء المشروعية عليها ولكن , حتى بعد انتكاسة الحركات السرية , بقت النزعة الانفصالية مترسّبة في الأذهان و ألقت بظلالها على الحركة القومية حتى أن صبّت جلّ اهتمامها بقطع كل الصلات بين الشعبين : العربي و الفارسي , متأثرا بنزعته الإنفصالية .</span></span></span><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA"><br />
</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">&bull;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; أهـدافـ القيام بما يسمّى بـ &quot; الغزوات &quot; :</span></b></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">&nbsp;1 ــ بث الرعب بين المستوطنين الفرس و منعهم من الإستثمار في المنطقة العربية ( الأهواز ).</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">2 ــ تمويل الحركة الثقافية .</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">3 ــ مكافحة الخرافة المنتشرة في المنطقة و الحد من إستنزاف طاقات الشعب المادية و المعنوية و ذلك بضرورة هدم المعالم المذهبية كالمقامات و الأضرحة &#8230;&#8230; </span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">أسـباب فشل الحـركة السلفية :</span></b></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">&nbsp;1 ــ عدم إستجابة الشعب , و خاصة المتعلمين منهم لهذه الفكرة بحجة : أن المذهب هو أحد المقومات , للقومية العربية . فأي طعن ٍ بهذه المقومات يزيد من أزمة الهوية في الشارع العربي .</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">2 ــ فشل التجربة الدينية في معالجة القضايا الداخلية في ايران .</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">3 ــ التخوّف من ازدياد التشرذم في المجتمع الذي ــ هو أصلا ــ يعاني من التشرذم و الانقسامات العمودية . ( النقاش الشيعي ــ السني العقيم )</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">4 ــ دور المذهب الشيعي في تأسيس حكم سياسي مستقل في زمن المشعشعين , لهذا , أي محاولة لحذف هذا المذهب سوف يلغي فترة مهمة من تاريخ هذا الشعب .</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">و اما العوامل التي أدّت الى تبني الرؤية العلمانية للقومية :</span></b></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">1ــ عدم قدرة الحركة السلفية لإستجابة المستجدّات و التحديات الداخلية نظرا لطبيعة نظرتها الى الأمور . فهي تعاني من نفس الضعف الذي يخيّم على التفكير الشيعي .</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">2 ــ القناعة بعدم جدارة السلطة الدينية في معالجة القضايا الداخلية , لأنها قد أثبتت عجزها ميدانيا منذ اليوم الأول من الثورة . فلهذا رُجحت كفّة &quot; العلمانية &quot; كآلية يمكن استخدامها لضرب مشروعية النظام الديني , و الجدير بالذكر أن أحد افرازات الفكر العلماني هو &quot; فصل الدين عن السياسة &quot; .</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">3 ــ من أهم الدعائم التي ترتكز عليه العلمانية هو المنشور العالمي لحقوق الانسان , كوسيلة يمكن استخدامها لإستعطاف الرأي العام العالمي لمؤازرة الشعوب و نصرتها في سبيل الوصول الى حقوقها المشروعة المنصوص عليها دوليا .</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">&nbsp;بعد هذا العرض الوجيز للحركات العقيمة لشعبنا العربي الأهوازي , في فترة ٍإمتدّ أمدها لأكثر من عقدين , إرتأينا أن نكون أكثر واقعيين , ايمانا منّا بأن &quot; السياسة &quot; هي فن الممكن لا فن المستحيل.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">فمن هذا المنطلق إتخذنا لأنفسنا منهجا ينسجم مع الواقع الذي نعيشه في ايران كمواطنين ايرانيين متماشين مع المعطيات السياسية , مع أخذ الواقع&nbsp; بعين الإعتبار .</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">فنحن نتطلّع الى تحقيق كل حقوقنا القومية في إطار مفهوم &quot; المواطنه &quot; المنصوص عليها في اتفاقيات دولية , منها لجنة حقوق الانسان .</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">&nbsp;فلم نرَ سبيلا لبلوغ الهدف الا أن نتّخذ المنهج الآتي :</span></b></span></span><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA"><br />
</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">اولا : أن نعمل في اطار دستور جمهورية ايران الاسلامية طالما يعترف بحقوق القوميات و يؤيّد ممارستها على أرض الواقع .</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">&nbsp;ثانيا : أن ندعم الاصلاحات في اطار المنهج الاصلاحي الذي تبنّاه السيد محمد خاتمي , رئيس الجوهورية .</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">&nbsp;أمّا استراتيجيتنا فهي مبنية على ركيزتين :</span></b></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">&nbsp;اولا : نحن &quot; إصلاحيون &quot; في المجال السياسي و نسعى جاهدين في هذا المجال لكسب الإعتراف بوجودنا كشعب عربي له حق التمتّع بكل حقوقه وفق مفهوم المواطنه العصري . إن هذا الأمر يتطلّب المساهمة الجادّة من شعبنا في الساحة السياسية , من جهة, و التأهب و الاستعداد لممارسة الوظائف السياسية المصيرية التي تتناسب مع النسبة السكانية و الوزن الاجتماعي و الثقافي و الاقتصادي و &#8230;&#8230;&nbsp; من جهة أخرى .</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">&nbsp;ثانيا :نحن &quot; قومـيّون &quot; في المجال الثقافي و نركّز في هذا المجال على كل الحقوق الثقافية منها : دعم التعددية الثقافية و حـريّة التعبير باللغة العربية و سنمارس السبل الكفيلة لتحقيق هذه الحقوق.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">&nbsp;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مجموعة من مثـقـفـي الأهــــــــــواز</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;ربيع عام 2000 م </span></span></span><span style="font-family: Times New Roman"><span dir="LTR"><span style="font-size: large"><br />
</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL">&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: larger"><span style="font-size: large"></p>
<p align="center" class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: center">&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: center"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">بسم الله الرحمن الرحيم</span></span></p>
<p></span></span><span style="font-size: larger"><span style="font-size: large"></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: center"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله وقولوا قولا سديدا</span></b></span></p>
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: larger"><span style="font-size: large"></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">الحمدلله رب العالمين والصلاة والسلام على نبينا محمد صلى الله عليه وآله وصحبه اجمعين وبعد:</span></span></p>
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: medium"></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large">&nbsp;<span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">نقول أن الناقد الذي تناول الحركات التي ظهرت على الساحة الأهوازية وخاصة تلك التي ظهرت خلال العقدين الأخيرين من هذا القرن(قرن العشرين) يعني من سنة 1980 وحتى سنة 2000 يبدو لي لم تكن له رؤية شمولية(شاملة) تجاه جميع هذه الحركات حيث ترك البعض وركز في نقده على الواحدة منها وهذا في رأيي لا يستطيع أن يكون نقدا منصفا وكاملا بل هو محاولة للتعريض لبعض هذه الاتجاهات الظاهرة في الساحة وقد تناول الناقد، <b><i>الحركة السلفية</i></b> اكثر من غيرها ثم حكم عليها<b> بالفشل</b> وقال بأنها حركة فاشلة أو تكاد تواجه الفشل الكامل! وبما ان هذه الاقوال من قبل الناقد موجهة <b>الينا</b> رأينا الجواب على بعض بنود هذا النقد والذي تبناه الناقد تجاه <b>اصحاب الفكر الديني</b> وهي: </span></span></span></p>
<p></span></p>
<p></span></p>
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify">&nbsp;<span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">اولا</span></b><span lang="AR-SA">، قوله ان <b>الحركة السلفية</b> (الاهوازية) قد ولدت بعد حرب الخليج امر مرفوض حيث ان الدعوة ضد الاعراف(<b>البدع</b>) في الاسلام قد بدأت قبل حرب الخليج بسنوات حيث نحن على سبيل المثال عندما كنا طلاب مدارس كانت لنا هواجس وافكار ضد <span style="color: red">الخرافة المنتشرة في مذهب الشيعة</span> وفي اوج شدة الحرب العراقية الايرانية وفي اواخر عقد الثمانينات كنا قد دخلنا مذهب <b>السنة </b>واحتضناه وهذا بتأكيد قبل حرب الخليج وقبل انهيار الاتحاد السوفييتي بسنوات عدة والصحيح ان يقال أن الاندفاع وراء هذه الفكرة كان بعد حرب الخليج حيث ظهرت هذه الحركة على الساحة اكثر فاكثر وكان لها اتباع كُثر ولم تظهر اي حركة بهذا المستوى من الشهرة بين الناس مثلما ظهرت به <b>الدعوة الى التصحيح</b> <span style="color: blue">ومحاولة الناقد ربطها بأحداث خارجية مثل انهيار الاتحاد السوفييتي وغيرها لا محل لها من الاعراب!</span></span></span></p>
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify">&nbsp;<span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">ثانيا</span></b><span lang="AR-SA">، <b>الحركة السلفية</b> لم يكن دافعها <b>الهاجس القومي فقط</b> وإنما الوعي الحاصل لدى ابنائنا والرغبة لكشف العلاقة بين ما ينشر باسم الشيعة وماله من ارتباط مع الحركات الشعوبية واليهودية والصليبية وما لهذا الذي يقدم لنا كأنه <b>دين الجديد</b> والذي له دور خياني وتخلفي في المجتمع الاهوازي وما يلحقه من اضرار مادية ومعنوية في جميع المجالات بأبناء هذا الشعب المساكين من استغلال <b>الملالي</b> ونهب قوت الناس الفقراء تحت إسم ما يسمى بالنذور والحسينيات والمآتم&#8230; الى تدجين فكر الشعب بالخرافات والشوائب الباطلة ولا نريد ان ننكر الدور الذي يلعبه <b>الحس القومي</b> في هذا المجال وماله من تأثير مباشر بتقبل الدعوة الى الاسلام الصحيح لكن ان نربط جميع الامور <b>بالقومية</b> هذا مردود ايضا حيث لدينا كثير من الاخوة الان لم يدخلوا في الدعوة بدواعي قومية وانما دخلوها طلبا للحق والحقيقة ووصولا الى مرضات الله بعد التيقن من بطلان الدعوى الرافضية وبطلان الرفض في جميع الحالات وذلك بالادلة العقلية والنقلية وهذا امر لا نستطيع انكاره او التفاف عليه.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">ثالثا</span></b><span lang="AR-SA">:القول بان الحكومة الايرانية تفرغت لقمع الحركات القومية ونست الدعوة الاسلامية هذا ايضا اجحاف وظلم ولم يكن نقدا صحيحا حيث لم تحس الحكومة خوفا وهلعا وفزعا من اي حركة اكثر من الدعوة الاسلامية والدليل في هذا الامر واضح حيث ان الحكومة حكومة قد بنت اصول حكمها على قواعد الدين الشيعي ولا تستطيع ان تتحمل من يريد زعزعة هذه الاصول او الطعن فيها.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">رابعا</span></b><span lang="AR-SA"> : مسألة القيام بالغزو واخذ الاموال التابعة للدولة والمشعوذين كانت خطوة اساسية مهمة وهي ايضا من ابتكارات <b>الدعوة التصحيحية</b> ولم تكن اي حركة من قبل قامت بهذا العمل في الاهواز وكان القصد من هذا العمل كما ذكر الناقد تمويل الامور الخاصة في مجال النشر والتوزيع اي المجال الثقافي ودعم المحتاجين من المنتسبين الى الحركة وبالاضافة الى ذلك ازالة القدسية المخلوقة حول القبور وقد نجح هذا المجال تقريبا ولكن استغل ايضا من قبل بعض الافراد المنتسبين الى الدعوة واصبح مجرد سرقة لتمويل النفس وصرفها على امور خاصة او نزوات معروفة انكشفت في ما بعد وحدث هذا الامر بعد الانحراف عن الدعوة ولا تعود تبعاته على الدعوة واصلها النزيه انما ذلك عائد على الاشخاص الذين لم يزكوا انفسهم في جميع المجالات والله المستعان. ثم تطرق الناقد الى اسباب فشل الدعوة التصحيحية زاعما بأن هنالك ثمة امور تسببت في ذلك الفشل وقد عد هذه الامور في هذا الاتجاه حيث سنوردها مع الرد عليها <b>كالاتي</b>:</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA" style="color: red">اولاً: قال الناقد بان أبناء الشعب لم يستجيبوا للدعوة وخاصة المتعلمين منهم وهذا قولٌ ترده الشواهد والدلائل الكثيرة، حيث لم يسجل إقبال من قبل هذا الشعب {لحركة} مثلما سجل للدعوة الاسلامية ولم تواجه أي حركة وفكرة سواء قومية أو شيوعية اقبالاً وقبولاً مثلما حدث للدعوة الاسلامية وهي ما تزال لها تأثيرها القوي والفعال برغم النسكة التي واجهتها بسبب ردة بعض العناصر المنسوبة اليها لتي لم تدخل في الاسلام بقناعة وانما دخلت بدوافع معروفة سواء سياسية كانت أو مادية وقد أثبتت الأحداث عمل هؤلاء في الساحة وسقطت الاقنعة عن وجوههم بشكل كامل ودليل الاول على قوة وجودها(الحركة الاسلامية) تمسك بعض الافراد بأساليبها الدعائية وتوزيع بعض من كتب ومنشوراتها من قبل العلمانيين. فهؤلاء من باب يحاربونها ومن باب أخر يوزعون كتبها ولا ندري بماذا يبررون عملهم هذا والدليل الثاني هو النسبة العالية من المؤمنين الراغبين في الالتحاق بها فمازال كثير من الاخوة يعلنون عن برائتهم من الافكار العلمانية و تأييدهم للإسلام والشواهد في هذا كثيرة ولاتحصى.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size: larger"><span style="font-size: large"></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA" style="color: red">ثانياً: القول بأن التجربة الدينية(تجربة إقامة الدولة الإسلامية الدينية، اى الحكومة الدينية التي تتخذ من دين الاسلام مشروعها السياسي</span><span lang="AR-SA" style="color: red"> </span><span lang="AR-SA" style="color: red">وتسعى الى تطبيق حرفي لقراءة من الشريعة الاسلامية) فشلت في كل مكان، هذا أيضاً مردود، لأن المسألة هنا في الاهواز لم تكن مسألة حكم</span><span lang="AR-SA"> فعلاً حيث لم تقام دولة معلومة وكيان مستقل وسيادة كاملة حتى يقام الحكم، والكلام عن هذا الامر سابق للأوانه ومعدود <u><span style="color: red">في عداد أحلام اليقظة</span></u> لأنه لم تقم حكومة إلا بوجود دولة معروفة محددة علي خارطة جغرافية العالم ويصدق على قول الناقد المثل العشبي الدارج &quot;معاملة بيع السمك وهو مازال في الهور!&quot; </span></span></p>
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: medium"></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">إما التجربة الدينية لم تكن فاشلة في كل مكان وانما التجربة الفاشلة هي <b>النظرة الرافضية</b>(مثلا نظرية ولاية الفقيه الشيعية) في الحكم والسلطان حيث لا يمكن تعميم ذلك الى الدين والاسلام بشكل كامل لانها تصطدم مع تجربة ناجحة ومهمة في هذا المجال الا وهي تجربة <b>الحكومة السعودية</b> التي أخذت شرعيتها من السلطة الدينية مع وجود التفاهم والاحترام من الجانبين ومرت على هذه التجربة عقود من الزمن ومازال هذا السلطان قائم و تجربته ناجحه وهنا لا نريد التطرق الي الحكومات الاسلامية الاولى حيث هنالك نماذج كثيرة ولكن نعود ونقول بأن التجربة الرافضية، لها نظرتها الخاصة الى الحكم من أمثال وجود <b>الولاية المطلقة للفقية</b> والنيابة عن الامام الغائب وغير ذلك وهذا غير موجود عند أهل السنة والجماعة وإنما أهل السنة يرون طاعة السلطان ولزوم حفظ الجماعة وعدم تفريقها لما له من حساسية مهمة في مجال الحكم وبناء الدولة ورخاء أبناها وسعادتهم&#8230;</span></span></span></p>
<p></span></p>
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">&nbsp;ونؤكد بأن المسألة في الاهواز لم تكن مسألة حكم وانما هي مسأله قيام مكونات الحكم أو قيام دولة ولا مجال فعلاً للحديث عن هذا الامر.</span></span></p>
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ثالثاً: القول بأن الحركة السلفية أو العودة الي الاسلام فيه تشرذم و فرقة نقول بان التخوف من التشرذم في المجتمع <span style="color: red">دونه خرط الغتاد</span>(؟) وغير مقبول أصلاً، حيث لم نشهد تشرذم و أنقسام أكثر بما حدث بعدما جاءت الافكار اللاينية وما يسمى بالعلمانية وأنه لابد وأن يكون لكل حركة إصلاحية في كل زمان ومكان معارضين ومخالفين ولو أراد رجال الاصلاح في كل عصر التوجه(؟) الى المعارضين والسكوت بحجة معارضتهم والخوف من التشرذم لم يحصل أي أي اصلاح في المجتمعات ولو أراد النبي محمد&quot;ص&quot; أن يسكت أمام قريش خوفاً على وحدتها لما وجدت دولة الاسلام ولما حصل هذا المجد العظيم للأمة وأبناءها.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">&nbsp;أما بالنسبة لأبناء شعبنا نقول بأن العامة من الناس يعارضون كل شىء و يخافون من كل شىء ينتهي الى معارضة النظام سواء كان دينياً أوسياسي فهم مستعدون بأن يروا أبنائهم في كل حضيض وسخافة إلاّ في هذا المجال وأن لايتفوهوا بكلمة ضد الحكومة أي كان مضمونها! </span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">رابعا: ادخال التاريخ في هذا المضمار من قبل الناقد امر غريب نقول هل نسى الناقد الدور الخياني الذي لعبه بعض مراجع المذهب &quot;الشيعة&quot; ورموزه في اخضاع الامير خزعل الشيعي لرضا خان وما كان من دور خياني لعبه علماء النجف انذاك في مسائل الجهاد(الحركة الجهادية التي اعلنها بعض مراجع النجف ضد الانكليز) وهل التباهي بالموالي من المشعشعين وبدولتهم يكون تاريخ الاهواز كله؟ الم تكن الاهواز خضعت لحكم الامويين والعباسيين وولاتهم من اهل السنة وكان ذلك قبل المشعشعين؟ وهل حكم الموالي هو الذي اوجد الاهواز وحضارتها؟ وهل دولة الموالي دولة مستقلة؟ الم يكونوا قد خضعوا للصفويين بشكل مباشر في فترات طويلة من الزمن؟ نقول ان ادخال التاريخ في هذا المجال ليس الا محاولة للوقوف في وجه الصحوة والعودة الى <span style="color: red">الاسلام دين العرب</span> الصحيح ولو اردنا ان نتباها بهذا او ذاك من الحكومات التي حكمت الاهواز لكونها عربية او غير ذلك فعلينا ان نتباها ايضا بحكومة <b>الزنج</b> لانها ايضا ادعت الانتساب الى آل البيت الكرام &quot;ص&quot; وحكمت الاهواز فترات من الزمن وكانت مستقلة تماما عن اي دولة وحكومة الزنج لا يشك احد في مجوسيتها وحقدها على الاسلام. ثم تحول الناقد الى عوامل ظهور العلمانية في الاهواز وأدعى بأن العلمانية ظهرت بعد فشل الحركة السلفية محاولاً في ذلك اثبات هذا المدعى بان العلمانية كانت فكرة جديدة على الاهوازيين ونسى بان هناك الكثير من الشيوعيين كانوا علمانيين ويعتقدون بنفس المعتقد الذي جاء به العلمانيون وكانوا قبل هذا علمانيين ويعتقدون بنفس المعتقد الذي جاء به العلمانيون(الجدد) وكانوا قبل هذا بعقود كثيرة من الزمن فالشيوعيون وحملة الافكار اللادينية ومحاربين الفضيلة قد كانوا يدعون نفس الادعاء من رد الاخلاقيات و محاربة الدين وفصله عن السياسة وغيرذلك من الافكار المردودة وغير المقبولة من قبل الشعب ولم تكن العلمانية فكرة جديدة على الساحة الاهوازية ولابد من تذكير الناقد هنا بمقولته السابقة حيث قال بأن الدعوة السلفية تسبب التشرذم في المجتمع نقول وهل العلمانية لها أرضية في المجتمع؟ ولها الركائز الكافية حتى لا تسبب التشرذم؟ وهل من يقول بتغيير نص القرآن وعدم ثبوته تكون له أرضية وأقبال في المجتمع؟ وهل من يحارب العفة ويشجع ألربا؟ تكون له أرضية أو ركيزة في المجتمع؟ في حين يرى الناقد مَن يحمل نص القرآن الصحيح والسنة الصحيحة، لا تكن له ركيزة ويسبب التشرذم! إنه أمر غريب بنظري! العلمانية لم تكن فكرة تقاس مع الدعوة ولم يكن لها ما كان للدعوة ولم تأتي بشيء جديد وإنما ما جاءت به أمور يستطيع كل من لا يلتزم بدين أو مبدأ طرحها! وقد كانت قبل هذا مطروحة، نقول إن الذي طرحته العلمانية عدم الالتزام وتشجيع اللااخلاقية &nbsp;واعطاء الشباب المبررات للوقوع في الفساد الاخلاقي وعدم العفة و تحريك الوساس الشيطانية وتشجيح النفوس الامارة بالسوء وإعطاء &nbsp;المبررات الازمة والواضحة لأهل الاموال حتى يستغلوا الفقراء من الناس وينهبوا أموالهم وذلك باقي في مقولة العلمانيين المشهورة في الرباء!</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">&nbsp;الأهم من ذلك الطعن الصريح ألذي قام به العلمانيون بالصفحة الخالدة من تاريخ العرب الا وهو فجر الاسلام وتعرضهم <u>للقرآن معجزة ألامة العربية الخالدة</u> وما قالوا من القول بعدم ثبوت النص أونقصانه في أمور كثيرة في الوقت الذي يدعي هولاء الولاء للقومية العربية ويرفعون شعارتها الرنانة ونسوا بأن الفرس يتباهون بالكتاب الموهوم المسى أفستا (اوستا) ألذي فيه من الخرافات والخزعبلات والأباطيل فحدث ولا حرج! وأين أوستا من القرآن وهل يقاس الثرى على الثريا؟ ولم يكتفوا بأنهم تعرضوا للقرآن بل تناولوا السنة المطهرة وأنكروها نهائياً وبذلك طعنوا بصاحبها عليه الصلاة والسلام وشككوا بأصل الدعوة وقالوا بأن ما جاء به صلي الله عليه و سلم لم يكن جديداً على الأمة العربية وإنما كانت أصول موجودة لدى العرب وأدخلوا أنفسهم في أمور ليس لها أي أرتباط مع واقع الشعب وفي النهاية عرضوا أنفسهم لسخط الناس حيث رفضهم الناس لأنهم لم يشتركوا مع الناس في شيء و بقوا في عزلة سرعان ما دفعتهم الى الانهيار وكانت النهاية الفشل الكامل الذي لم يذكره الناقد ونسب الفشل للمسلمين وبذلك ثبّت بأنه لم يكن محايداً أبداً. وصرّح بعض أهل الفكر العلماني في ما بعد بأنهم لو بقوا على دعوتهم الأولى الأسلامية لكان أفضل ولكانوا أثقل في عيون الناس وقد ساعد هؤلاء بعض الفرس الذين يبغضون ويكروهون كل شىء ينتمي الي العرب سواء كان دينياً أو غير ذلك وقد رأوا في هؤلاء مرتعاً خصباً لبث سمومهم وهذا هو فخرٌ للسلفيين بأن لابد من العودة إلي دين العرب الأصلي. أما العلمانية فقد كانت تتغذى من الفرس وأن لم يكن ذلك بشكل مباشر. وبالنسبة لتبنّي العلمانيون <b>منشور حقوق الانسان العالمي</b> كوسيلة لاستعطاف الشعوب نقول لو كان هذا المشروع قد يجدي نفعاً لكان نفعه قد وصل الى الفلسطينين الذين يذبحون أمام أنظار العالم أو الشيشان أو غير ذلك من الشعوب ألتي بلغت سمعتها الأفاق وردد أسماء بلادها ليل نهار من الاذاعات وعرفها حتى الصبيان الذين لم يبلغوا الحلم فكيف بشعبنا الذي لم يعرفه معظم العرب؟ أما نظرة الناقد إلى الأصلاح الجاري في البلد وأنه يرى العمل في إطار الدستور افضل للحصول على الحقوق الخاصة بشعبنا نقول هذا متروك للزمن ولا يستطيع أحد اليوم تقييم هذا الموضوع، والعمل السياسي في أطار الدستور لانظن بأنه سيجدي نفعاً بشكل كامل وأن أتى ببعض المنافع، كما نقول بأن العمل والحركة والفعالية السياسية خير من الجمود والسكوت وترك الساحة للأخرين.</span></span></span><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt"><span style="font-size: large"><br />
</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size: larger"><span style="font-size: large"></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">وفي النهاية نقول بأن تبني الفكر الأسلامي والتحرك بايدلوجية أسلامية من قبلنا هو أمرٌ له مبرراته ودلائله وهي مايلي:</span></span></p>
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: medium"></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">اولاً</span></b><span lang="AR-SA">: وجود نظرية أساسية قديمة بين العرب و المسلمين بعد ضياع سلطانهم بأنه <b>لا يصلح أمرهذه الأمة إلا بما صلح به أولها</b> ولم يصلح إولها الفكر <b>القومي</b> ولا <b>القبليّة</b> ولا <b>منشورات حقوق الأنسان</b> ولا الدعوة الادينية و أنما أصلحها ألاسلام و التوحيد و شعارها الخالد <b>لا اله الا الله محمد رسول الله.</b></span></span></span></p>
<p></span></p>
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><u><span lang="AR-SA">ثانياً</span></u></b><u><span lang="AR-SA">: فشل الفكر القومي المتمثل اليوم بالبعث و الفكر الناصري من تحقيق طموح <b>الأمة</b> وعودة مجدها وعزها، حيث حكم الفكر القومي الأمة و لم يحقق شيئا بل كان السبب الرئيسي في فشلها و نكستها و لا نريد الخوض في الجزئيات في هذا المجال.</span></u></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">ثالثاً</span></b><span lang="AR-SA">: أمكانية أستعطاف بعض الشعوب الأسلاميه من غير العرب مع العرب و ذلك برفع الشعار الواحد وترك النعرات القومية و العرقية ألتي خلقت للعرب أعداء حتي من أهل الأسلام و أهل القبلة أنفسهم.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">رابعاً</span></b><span lang="AR-SA">: محاولة جلب العون والمساعدة من قبل أهل السنة في العالم العربي لهذا الشعب حيث لا يحصل ذلك <b>بالعلمانية</b> و<b>القومية</b> و إنما عامة الشعب العربي يتكون من الشريحة المتديّنة حيث لو عرفت نفسك اليهم <b>كأهوازي قومي عربي</b> لا يهتمون بك ويستقبلونك كما لو قلت لهم أني عربي كنت من الشيعة وألان اصبحت من أهل السنة.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">خامسا</span></b><span lang="AR-SA">ً: وجود حالة من التزكية النفسة في الدين وفي أموره من أمثال الالتزام <b>بالطهارة</b> و<b>العفة</b> و<b>الصدق</b> و<b>الأمانة</b> و<b>الحياء</b> و <b>جوب الوفاء</b> و<b>الخوف من ألله </b>و<b>ترك المغريات </b>و<b>المنكرات</b> تمكنك من الحصول على رجال ثقة تستطيع الأعتماد عليهم في جميع مجالات العمل السياسي والاجتماعي والثقافي حيث لا تستطيع أن تثق بأنسان لم تكن له أمانة وصدق و وفاء وحياء&#8230; ولم يوفر هذه الصفات والسجايا الحسنة غير الدين وأموره العبادية والروحية وقد واجهنا وعانينا الكثير من هذه العوامل المذكورة أعلاه حيث هنالك أشخاص كانوا (على سبيل المثال)من أهل الفكر القومي والوطني ولكن لم تكن لهم أمانه وصدق، و لا يمكن أن تحصل على هذه الصفات الحسنة إلا بالتخلص من الأفكار السبئية والرواسب الرافضية و العودة إلي الاسلام.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">سادساً</span></b><span lang="AR-SA">: التاكيد على فهم القرآن و دركه وتعليمة وتعهده حفظاً للغة العربية وصيانة لها من الضياع في هذا الأقليم حيث يمكن لقارىء القرآن قرائت جميع الصحف والكتب المطبوعة بالعربية بسهولة كما للقران من دور أساسي في حفظ لغة العرب لأنه أصلها و مرجعها الاساسي و لا يحصل هذا المهم و هو تعليم القرآن إلا بالدعوة الأسلامية و تبينها أيدولوجية في العمل.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">سابعاً: خلق حالة من الفجوة و الخلاء الكامل بين أبناء شعبنا في الحكومة و محاولة سد الباب علي اصدار الفتاوي أليّ طغتنا في القديم بالصميم و ما فتوي محمد الكرمي الشيعي علينا ببعيد.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ثامناً: إن محاولة تخليص شعبنا من الخرافات والشوائب و الجمود الفكري و تخلصيهم من سلطة الملالي و نجاتهم من الطبقية البغضية لا تحقق إلاّ بالخلاص من ألاصل فيها إلا و هو الفكر السبئي الرافضي و محاربته في جميع المجالات.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">وفي النهاية نقول بأننا نعلم علم اليقين بأن الشعب المسكين لا يرضى بهذه <b>الأفكار</b> وإنه سيحاربنا <b>النظام</b> ولكن هذا هو الذي حصل و يحصل لكل من يريد الأصلاح، فقد واجه محمد صلي الله عليه وسلم و هو خير البرية أشد العذاب والقسوة من قومه وجاهد و هاجر وتحمل ولكنه لم يتراجع قيد أنملة وفي النهاية انتصر ولنا ولكل مسلم فيه أسوة حسنه وهكذا كان حال جميع دعاة ألاصلاح من أمثال شيخ الاسلام أبن تيميه وصلاح الدين وغيرهم ولكن في النهاية حققوا ما كانوا يصبون اليه ولو قال الناقدون بأن هذه أمور قديمة لا تمشي في هذا العصر نقول آتونا بشىء جديد أفضل من هذا فيه هذه المبادىء السامية.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">&nbsp;والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته</span></b></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">كتب في 23\شعبان\1421هـ ق</span></b></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: right"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt"><span style="font-size: large">&nbsp;</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: large"></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p></span></p>
<p style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: larger"></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p></span></p>
<p style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: larger"><span style="font-size: large"></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-family: Times New Roman"><span dir="LTR" style="font-size: 14pt"><span style="font-size: large">&nbsp;</span></span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mojadam.maktoobblog.com/1554544/%d8%a5%d8%b4%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d9%81%d8%a9-%d8%ad%d9%80%d9%88%d9%84-%d8%aa%d8%b7%d9%80%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d9%8a%d9%82%d8%b8%d8%a9-%d8%a7%d9%84%d8%b9%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>ما که به خواست و اراده خداوند متعال عرب شدیم !</title>
		<link>http://mojadam.maktoobblog.com/1554541/%d9%85%d8%a7-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%85%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d9%84-%d8%b9%d8%b1%d8%a8/</link>
		<comments>http://mojadam.maktoobblog.com/1554541/%d9%85%d8%a7-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%85%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d9%84-%d8%b9%d8%b1%d8%a8/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 07 Jul 2009 11:18:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>كاظم مجدم</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[غير مصنف]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mojadam.maktoobblog.com/?p=1554541</guid>
		<description><![CDATA[ما که به خواست و اراده خداوند متعال عرب شدیم مگر شما با مشیت خداوند سبحان محاربه می کنید. ما دوست داریم همانطور و برهمان شکلی که خداوند عادل ما را آفریده، باشیم ما عرب آفریده شدیم و عرب خواهیم ماند این چرا به شما برمی خورد؟
&#160;
باسمه تعالی
جناب آقای لطفی، سردبیر محترم روزنامه &#34; کاروکارگر&#34;
با [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><b><span lang="FA" style="font-size: 14pt">ما که به خواست و اراده خداوند متعال عرب شدیم</span></b><span lang="FA" style="font-size: 14pt"> مگر شما با مشیت خداوند سبحان محاربه می کنید. ما دوست داریم همانطور و برهمان شکلی که خداوند عادل ما را آفریده، باشیم ما عرب آفریده شدیم و عرب خواهیم ماند این چرا به شما برمی خورد؟</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span lang="FA" style="font-size: 14pt">&nbsp;</span></p>
<p align="center" class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: center"><span lang="FA" style="font-size: 14pt">باسمه تعالی</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><b><span lang="FA" style="font-size: 14pt">جناب آقای لطفی، سردبیر محترم روزنامه &quot; کاروکارگر&quot;</span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span lang="FA" style="font-size: 14pt">با سلام و آرزوی موفقیت برای جنابعالی در انجام وظائف مهم و تعهد آفرین مطبوعاتی.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span lang="FA" style="font-size: 14pt">در توضیح مراسم جشن خجسته میلاد با سعادت محمد مصطفی (ص) که در تاریخ 19/4/77 (پانزدهم &ndash; ربیع الاول -1419) در تالار معلم شهرستان اهواز برگزار گرددید و جنابعالی با استناد گزارش مخبر محترمتان، آنرا در صفحه سوم روزنامه &quot; کارو کارگر&quot; شماره 2215 مورخ 24/4/77، تحت عنوان &quot;<b>پان عربیسم و ازدواج</b>&quot; درج نموده اید، مطالب زیر را به اطلاع جنابعالی رسانده و خواهشمند است این توضیح را طبق قانون مطبوعات چاپ نمائید.</span></p>
<p class="MsoListParagraphCxSpFirst" dir="RTL" style="text-align: justify"><!--[if !supportLists]--><span style="font-size: 14pt"><span>1-<span>&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span></span><!--[endif]--><span lang="FA" style="font-size: 14pt">در مراسم یاده شده صرفا به منظور تشویق زنان، به ویژه زنان محروم عرب خوزستان که برای اولین بار در چنین مراسمی حضور یافته بودند و نیز در چهار چوب احترام به حق آنان در اظهار نظر خود، به خانم دکتر عزیزی فرصت خواندن مقاله خویش داده شد.</span></p>
<p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-align: justify"><!--[if !supportLists]--><span style="font-size: 14pt"><span>2-<span>&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span></span><!--[endif]--><span lang="FA" style="font-size: 14pt">نامبرده به موضوع &quot; ازدواج&quot; که از حساسترین و معضل ترین موضوعات فرهنگی، اجتماعی، زنان عرب خوزستان است اشاره کردند. همچنین در سخنان خود به تبیین نظر شخصی و عاطفی خویش که از زوایه دید فرهنگی &ndash; اجتماعی ایشان ناشی <span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span>می شد، پرداختند.</span></p>
<p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-align: justify"><!--[if !supportLists]--><span style="font-size: 14pt"><span>3-<span>&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span></span><!--[endif]--><span lang="FA" style="font-size: 14pt">هیآت برگزار کننده، بلافاصله، بعد از پایان سخنان مشارالیها، در حضور شرکت کنندگان اعلام نمود که سخنان نامبرده صرفا منعکس کننده نظر شخصی خویش است.</span></p>
<p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-align: justify"><!--[if !supportLists]--><span style="font-size: 14pt"><span>4-<span>&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span></span><!--[endif]--><span lang="FA" style="font-size: 14pt">گزارشگر محترمتان به هیچیک از برنامه های این جشن که اساسا به مناسبت میلاد پیامبر اکرم و تحت عنوان شب شعر عربی برگزار گردید و شامل سرودن اشعار درمدح پیامبر اکرم و برنامه های فرهنگی &ndash; هنری بود توجه ننموده، تنها به سخنان خانم دکتر عزیزی که در بین مراسم درخواست تخصیص وقت جهت ایراد سخنان خود کردند عنایت و توجه داشته اند، گوئی که در آن تالار، هیچکس جز ایشان نبوده و هیچ چیز جز مقاله وی مطرح نشده بود.</span></p>
<p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-align: justify"><!--[if !supportLists]--><span style="font-size: 14pt"><span>5-<span>&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span></span><!--[endif]--><span lang="FA" style="font-size: 14pt"><span>&nbsp;</span>موضوع ازدواح که یک موضوع فرهنگی- اجتماعی صرف است و فقط در ابعاد فرهنگی و اجتماعی و روانشناختی بطور اعم، ودر چهار چوب فرهنگ شناسی و جامعه شناسی و روانشناسی اجتماعی مردم عرب خوزستان بطور آخص، قابل تحلیل می باشد، چرا باید بعد &quot;<b> سیاسی</b>&quot; بیابد و برچسب &quot; <b>پان عربیسم</b>&quot; بگیرد.</span></p>
<p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-align: justify"><span lang="FA" style="font-size: 14pt">خانم عزیزی در سخنان خود بر این مطلب استناد کردند که بنا به رای بسیاری از کارشناسان فرهنگی و اجتماعی و روانشناسان و متخصصان امور خانواده، آنچه بیش از هر عامل دیگری به زندگی زناشویی تداوم می بخشد و مایه تحکیم روابط خانواده می گردد، تفاهم و همفکری است و از زاویه خاصی می توان گفت که این عناصر تداوم بخش درمیان افراد هم فرهنگ، - یعنی آنهائیکه دارای زبان و آداب و سننن و عادات مشترک هستند و از شرایط نسبتا یکسان فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی بهره مند- بیشتر یافت می شود.</span></p>
<p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-align: justify"><span lang="FA" style="font-size: 14pt">ما نیز بر این اساس می گوئیم که این مقوله اجتماعی و علمی است که البته در جای خود قابل مناقشه و نقد است، اما طرح آن و اظهار نظری در مورد آن نه منع قانونی دارد و نه از نظر شرع حرام و نه از نظرعرف مطرود است، بنابراین آقای مخبر محترم طبق چه تحلیلی و براساس کدام شواهدی به این نتیجه قطعی رسیده است که<span>&nbsp; </span>طرح این مسئله جنبه پان عربیسم که معمولا رائحه جهت گیری سیاسی از آن به مشام می رسد دارد؟ و سایه این برداشت کاملا محدود خود را بر تمامی محتوای آن مراسم افکنده است؟ مراسمی که جهت دعوت به وحدت و تعظیم شعائر اسلامی برگزار شده بود!</span></p>
<p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-align: justify"><span lang="FA" style="font-size: 14pt">ما به این برادر عزیز(مخبر) و همکاران محترمشان در آن روزنامه وزین برادرانه توصیه می کنیم که سعی نمایند با بلند نظری و دیدی خوش بینانه و با قبول کثرت و تنوع در زمینه های اجتماعی کشور به تعلق و تمایلات افراد به میراث فرهنگی خویش بنگرند و از تنگ نظریها و حساسیتهای بی مورد بپرهیزند تا بدینوسیله، مطبوعات که بعنوان ابزار مهم نشر فرهنگ است، زمینه تفاهم و برادری را در میان اقوام مختلف ایران با توجه به واقعیات موجود تقویت و توسعه بخشند.</span></p>
<p align="right" class="MsoListParagraphCxSpLast" dir="RTL" style="text-align: left"><b><span lang="FA" style="font-size: 14pt">از طرف &quot;هیأت برگزار کننده مراسم&quot; عبدالمجید عبداللهی&quot;</span></b></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mojadam.maktoobblog.com/1554541/%d9%85%d8%a7-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%85%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d9%84-%d8%b9%d8%b1%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>پان عربیسم و ازدواج در خوزستان</title>
		<link>http://mojadam.maktoobblog.com/1554537/%d9%be%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%88-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b2%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://mojadam.maktoobblog.com/1554537/%d9%be%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%88-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b2%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Jul 2009 20:04:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>كاظم مجدم</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[غير مصنف]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mojadam.maktoobblog.com/?p=1554537</guid>
		<description><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحيم
در تاریخ 24/4/1377 روزنامه کار و گارگر خبری را تحت عنوان &#34;پان عربیسم و ازدواج در خوزستان&#34; درج کرده است. که این روزنامه با استناد به سخنان یکی از سخنرانان مجلس جشنی که بمناسبت ولادت با سعادت رسول اکرم محمد(ص) بن عبدالله که در اهواز تشکیل شد این خبر را با عنوان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">بسم الله الرحمن الرحيم</span></b></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">در تاریخ <b>24/4/1377</b> روزنامه کار و گارگر خبری را تحت عنوان &quot;<b>پان عربیسم و ازدواج در خوزستان</b>&quot; درج کرده است. که این روزنامه با استناد به سخنان یکی از سخنرانان مجلس جشنی که بمناسبت ولادت با سعادت رسول اکرم محمد(ص) بن عبدالله که در اهواز تشکیل شد این خبر را با عنوان مذکور چاپ کرده است.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">جهت اطلاع خوانندگان گرامی این عریضه و همچنین گردانندگان آن روزنامه لازم می دانم مقدمتا اشاره ای به آن مجلس جشن و سرور و شب شعری که توسط جوانان متدین و &#8230;عرب خوزستان ترتیب یافت داشته باشم.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">در تاریخ <b>19/4/77</b> در آن مجلس مبارک جمعی از روحانیون گرامی، مسئولین محلی، نمایندگان مردم محترم اهواز در مجلس شورای اسلامی و همچنین جمع کثیری از اعلام شعر و ادب استان حضور اشتند. که پس از شروع مجلس با تلاوت ایاتی چند از کلام الله مجید هر کدام از شعرا و صاحبنظران به ایراد قصاید و شعر و سخنان خود در رابطه با ولادت پیامبر اسلام(ص) و هفته وحدت و اعتصام بحبل الله و عدم تفرق پرداختند.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">این مجلس از هرنظر منصفانه و صرفا مجلس مذهبی و تجمعی مبارک جهت اعلام مشارکت <b>مسلمانان عرب اهوازی</b> در ابراز احساسات شادی و ابتهاج با دیگر مسلمانان ایران و جهان بود و هیچ گونه رنگ و بویی از احساسات به اصطلاح &quot;<b>پان عربیسم&quot;</b> به همان گونه که در خبر روزنامه <b>کار و کارگر</b> آمده است نداشته است. اما این نکته بسیار مهم را نباید فراموش کرد که مردم محروم و مظلوم عرب خوزستان که همواره زیر بار ظلم و جور حکام قبل از انقلاب و گاها بعضی از <b>مسئولین نژاد پرست محلی</b> بعد از انقلاب کمر خم کرده اند هیچ گاه فرصتی جهت ابراز مواضع حرمان و مظلومیت خویش را نیافته اند و همواره هر فرصتی ولو اندک و زودگذر را که بتوانند صدای نارسای مظلومیت خویش را در آن به گوش سنگین مسئولین برسانند غنیمت شمرده و برادرانه و ملتسمانه ندای برحق و خواسته های مشروع خویش را با کمترین توقع سر می دهند اما ظاهرا این صدا بر طبع و مزاج خود خواهان و نژاد پرستان تلخ می نشیند و تحمل شنیدن آن را ندارند(چه برسد به درک و اجابت آن).</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">در این رابطه می توان به نظرات و اظهارات خواهر گرامی <b>دکتر سهیلا عزیزی</b> که فرصت حضور برخی از مسئولین محترم استانی در مجلس مذکور را غنیمت شمرده و کمبودهای زن ستمدیده و زحمتکش عرب خوزستانی را خاطر نشان کرد و به سمع آنها رساند اشاره کرد که یقیقنا هدفی جز اصلاح و حل مشکلات اجتماع خویش در سر نداشته است .</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">حال به اصل مطلب می پردازیم و به حرکت نادرست و مغرضانه روزنامه کار و کارگر که غرضی جز خبر پراکنی و جوسازی و الصاق برچسبهایی کریه بر پیکره مردم شهید داده و انقلابی عرب خوزستان و همچنین محروم کردن آنها حتی از یک&nbsp; اظهار نظر اجتماعی نداشته است می پردازیم .</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">الف: با توجه به وضعیت سیاسی و فرهنگی جامعه و آزادیهایی که در سایه قانون و جامعه مدنی به افراد داده می شود اظهار نظر و بیان عقیده در راستای قانون و احترام به جمع محترم و قابل بحث است که دراین زمینه روزانه شاهد و سامع هزاران نظر و نقطه نظر مخالف و موافق در تجمعات رسمی و غیر رسمی که از طریق رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی پخش و نشر می شود هستیم و روزانه افراد زیادی صراحتا یا تلویحا خیلی از عملکردها مجریات و تصمیمات کلی نظام را زیر سوال می برند و آب از آب تکان نمی خورد اما جالب توجه این نکته است که تا <u>یک عرب بخواهد در خوزستان به اندازه یک سر سوزن سخنی بر لب بیاورد (درست یا نادرستش را کاری نداریم) از آن سوی ایران جنجالی برپا می شود و با موجی بزرگ از تفاسیر گوناگون و برداشتهایی که بر حساسیت بسیار شدید نژادی مبتنی است مواجه می شود.</u></span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">ب: سخنان سرکار خانم دکتر عزیزی طرفی صرفا نظرات و معتقدات شخصی وی بوده است که جهت احترام به اصل تضارب آراء و آزادی اظهار نظر که همیشه بر زبان رئیس جمهور محبوب و محترم جمهوری اسلامی ایران جاری است و همچنین برای احترام گذاشتن به پزشکان زن و ارج نهادن به حضور خواهران گرامی حاضر در آن مجلس فرصت ایراد آن&nbsp; سخنان به آن خواهر محترم داده شد که با این حال به هیچ وجه نمی توان تأویل یا تفسیری از سخنان شخص مشارالیه استخراج کرد و به کل مردم عرب خوزستان تعمیم کرد. و از آن بنام حرکتی &quot;<b>پان عربیسم</b>&quot; یاد کرد و خطرش را گوشزد کرد.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">ج: اگر به متن سخنان خانم دکتر عزیزی رجوع کنیم هیچ گونه مطلبی از نوع خبر روزنامه کار وکارگر نخواهیم یافت چرا که این شخص اذعان داشت که <b>&quot;من درازدواج با غیر عرب شکست خوردم&quot;</b> وبه عواقب علمی و ابعاد جامعه شناسی مترتب بر ازدواج با غیر از عرب که این امر از لحاظ علمی نیز ثابت شده است و حائز اهمیت است اشاره کرد که این بحث از بعد اجتماعی و جامعه شناسی شامل هر زنی چه عرب و چه غیر عرب نیز می شود. زیرا عملا ثابت شده است که ازدواج با فردی که ازعنصر و فرهنگ دیگری باشد عواقب سویی برآینده زندگی مشترک زوجین دارد و چه بسا که این گونه ازدواجها به&nbsp; جنجال مستمر و عدم تفاهم و درنتیجه به جدایی منتهی می شود. حال کجای این گفته ها ناسیونالیستی است .</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">و از جهتی دیگر وضعیت نابسامان زنان عرب خوزستان دردآورد است و ارتقای وضع فرهنگی و اجتماعی آنان آرزو و خواسته تمامی زنان محروم عرب خوزستان است که از جمله <u>خانم سهیلا عزیزی با دعوت کردن برادران تحصیلکرده عرب به ازدواج با دختران عرب یقینا هدفی جز ارتقای حال زن عرب از این طریق نداشته است</u> .</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">د: سخنی که بیش از حد حال گردانندگان روزنامه کار وکارگر را آشفته کرده است &quot;<b>حفظ اصالت عربی</b>&quot; است که از سخنان خانم عزیزی استنباط کرده اند که ما نیز می گوئیم بر منکرش هزار لعنت. <u><span style="color: red">ما که به خواست و اراده خداوند متعال عرب شدیم مگر شما با مشیت خداوند سبحان محاربه می کنید. ما دوست داریم همانطور و برهمان مشکلی که خداوند عادل ما را آفریده باشیم ما عرب آفریده شدیم و عرب خواهیم ماند این چرا به شما برمی خورد؟</span></u> مگر تا حالا کسی به شما گفته است که چرا فارسید یا اصلا کسی به شما به شما گفته است که نگوئید ما فارسیم؟ اما ما عربهای خوزستان اصالت عربی خود را وسیله نژاد پرستی و قوم گرایی خویش قرار نداده و نمی دهیم و تاریخ انقلاب و جنگ نیز بر این مدعا صحت می گذارد.</span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="FA">سلام بر تاریخ</span></b></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="FA">هیئت برگزار کنند مراسم </span></b></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="FA">والسلام علیکم </span></b></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="FA">6/5/1377</span></b></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA" style="font-size: 14pt"><span style="font-size: large">&nbsp;</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: large"></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA" style="font-size: 14pt"><span style="font-size: large">&nbsp;</span></span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mojadam.maktoobblog.com/1554537/%d9%be%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%88-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b2%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>فكر ونظريات حزب الوفاق الوطني لتحرير الاحواز</title>
		<link>http://mojadam.maktoobblog.com/1554533/%d9%81%d9%83%d8%b1-%d9%88%d9%86%d8%b8%d8%b1%d9%8a%d8%a7%d8%aa-%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%81%d8%a7%d9%82-%d8%a7%d9%84%d9%88%d8%b7%d9%86%d9%8a-%d9%84%d8%aa%d8%ad%d8%b1%d9%8a%d8%b1-%d8%a7/</link>
		<comments>http://mojadam.maktoobblog.com/1554533/%d9%81%d9%83%d8%b1-%d9%88%d9%86%d8%b8%d8%b1%d9%8a%d8%a7%d8%aa-%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%81%d8%a7%d9%82-%d8%a7%d9%84%d9%88%d8%b7%d9%86%d9%8a-%d9%84%d8%aa%d8%ad%d8%b1%d9%8a%d8%b1-%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Jul 2009 18:46:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>كاظم مجدم</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[غير مصنف]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mojadam.maktoobblog.com/?p=1554533</guid>
		<description><![CDATA[هذا الميثاق هو نموذج جيد حتى تتعرف الاجيال الجديدة على مواثيق الاحزاب والتنظيمات فترة ماقبل ظهور حزب الوفاق عندما كان الخطاب القومي العربي الرومانسي هو السائد على الساحة الاهوازية.
فكر ونظريات حزب الوفاق الوطني لتحرير الاحواز
الف) ايديولوجية الحزب
1ـ المقدمة تشتمل على: تحرير الانسان، مرحلة التاسيس، الشرعية القانونية، المرحلة التنظيمية.
2ـ تعريف عقيدة الحزب، شعار الحزب،
( 2ـ1) النظام [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">هذا الميثاق هو نموذج جيد حتى تتعرف الاجيال الجديدة على مواثيق الاحزاب والتنظيمات فترة ماقبل ظهور حزب الوفاق عندما كان </span></b><b><span lang="AR-SA">الخطاب القومي العربي الرومانسي</span></b><b><span lang="AR-SA"> هو السائد على الساحة الاهوازية.</span></b></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">فكر ونظريات حزب الوفاق الوطني لتحرير الاحواز</span></b></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">الف) ايديولوجية الحزب</span></b></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">1ـ المقدمة تشتمل على: تحرير الانسان، مرحلة التاسيس، الشرعية القانونية، المرحلة التنظيمية.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">2ـ تعريف عقيدة الحزب، شعار الحزب،</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">( 2ـ1) النظام الداخلي، التنظيم الداخلي،</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">&nbsp;(2ـ2) ـ القانون الداخلي &quot;قسم الحزب&quot;.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">3ـ دور القيادة في الحزب.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">4ـ اللجان السبعة</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">5ـ مبادئ الحزب</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">ب) نظريات الحزب&nbsp; </span></b></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">اولاً: مفهوم السياسة، نوع الحكم، الحرية ومفهوم الديمقراطية</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ثانيا: الثقافة، الاعلام، التعليم </span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">رابعا: الاقتصاد، منابع الثروة الوطنية </span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">خامسا: العقيدة الدينية</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">سادسا: دور المرأة</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">سابعاً: الوضع العربي والدولي</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ثامناً: فلسفة الحزب السياسي</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">الاسم: حزب الوفاق الوطني لتحرير الاحواز</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">اولاً، تعريف عقيدة الحزب: الايمان والاعتقاد بصحة الفكر والعمل على تحقيقها بوسيلة النضال والكفاح وباسلوب سياسي شامل ليتم التحرير الجذري والكامل للارض والشعب العربي الاحوازي من براثن الاحتلال الفارسي وتقرير مصير الشعب بارجاع كافة حقوقه الشرعية والقانونية، الطبيعية والموضوعية المقتضي بالقوة القهرية وهذه الحقوق تشتمل:</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">آـ الحقوق السياسية،</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ب ـ الحقوق التاريخية والجغرافية،</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ج ـ حقوق التعليم والثقافة،</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">د ـ حقوق الاقتصادية، المادية والمعنوية،</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ثانياً، من خلال شعار الحزب الذي يرفع وهو، <b>الايمان، التضحية، التقدم</b></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ـ مفهوم الايمان: هو الاعتقاد والاقتناع الراسخان بعقيدة ومبادئ الحزب يدعي الى تحرير الانسان والوطن وتقرير مصير الشعب وارجاع حقوقه.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ـ مفهوم التضحية: من آمن (بعقيدة) ضحى بما يمتلك لاجل تحقيق العقيدة عن النضال والسعي ليتم تحرير الناجز للأرض والشعب.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">مفهوم التقدم: التقدم هو ثمرة الايمان الصادق والتضحية بتحقيق آمال وطموحات واحلام الشعب بالوصول لأهداف الشرعية من خلال العيش بحرية وكرامة تصان وشرف محفوظ وبناء حياة افضل في مجتمع خالٍ من الفقر والامراض والجهل &#8230; لتحقيق العدالة والمساواة الاجتماعية وأن يسود القانون&nbsp; ونظام المجتمع وتطبقهما ليتمتع كل فردٍ صالح بحقوقه الكاملة الشرعية والمعنوية والمادية على اساس مصلحة الشعب والوطن، لفتح المجالات امام الأفراد الذين يملكون قابليات ومواهب ذهنية وعقلية والتي تخدم المجتمع للوصول الى المركز والمناصب العليا لخدمة الشعب والحفاظ على الوطن وحمايةٍ له.&nbsp; </span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">ثالثاً: النظام الداخلي للحزب</span></b></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">اولا، التنظيم الداخلي</span></b></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">آـ كسب الكوادر وتعريفها بعقيدة ونظريات ومبادئ الحزب وصقل افكارها.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ب ـ غرس الايمان وبناء شخصية نموذجية من كلّ فرد ينتمي للحزب.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ج ـ واجب على كل فرد ينتمي للحزب ترويد القسم بكتم اسرار الحزب.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">د ـ القيام باتصالات التي تشمل كافة مدن الوطن وقراه.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">هـ ـ تناط بكل فرد من الكوادر مسؤولية في ضوء ما تقرره القيادة.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">وـ على كل من ينتمي للحزب الاخلاص في تنفيذ ما يُؤكل اليه (من مهام). </span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">ثانيا، القانون الداخلي للحزب </span></b></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">آـ الالتزام بعقيدة ومبادئ الحزب وتنفيذها</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ب ـ تعتبر مصلحة الحزب فوق كل اعتبار.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ج ـ على كل من ينتمي للحزب أن يستمد افكاره من عقيدة ومبادئ الحزب وهي الرافد الاساسي لنشاطه الفكري وتحركاته في كافة المجالات.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">د ـ لا يحق للفرد المنتمي التراجع الا بعذر مشروع وشرعي.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">هـ ـ كا من تثبت عليه الخيانة للحزب والوطن يتعرض للمعاقبة القانونية.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">رابعا ـ دور القيادة في الحزب</span></b></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">آ ـ القيادة وحدها صاحبة حق أتخاذ القرارات وتشكيل اللجان وفروعها وتعيين المسؤولين لها.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ب ـ يجب توفر الشروط الأتية بمن تناط به المسؤولية في القيادة:</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">الشجاعة والايمان، الاخلاص والالتزام، العقل النير والنظرة الثاقبة والصائبة والحكيمة، الصبر والتحمل، المثابرة الجدية والسعي الدائم للتضحية والنضال، الثقافة الراقية من خلال تقديم افضل الافكار وابداع الاساليب المتطورة، بذل الجهود المتواصلة حتى يصبح نبراس يقتداء به من قبل الاخرين.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ج ـ وضع الخطوط العريضة والاطار العام لحركة الكوادر وعلى كافة الاصعدة.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">د ـ تقوم القيادة بوضع ورسم السياسات الداخلية والخارجية للحزب.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">اللجان</span></b></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">اولا، اللجنة القيادية</span></b></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">التي تتكون من &#8230; اشخاص ينتخب احدهم قائدا للحزب ونائب له لمدة &#8230; .</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">تعيين مهام قائد الحزب في الواجبات والحقوق، كذلك تحديد سلسلة المراتب وتعيين الامور الفنية من خلال صلاحيات قائد الحزب وحدود هذه الصلاحيات عن طريق الممارسة الديمقراطية في اتخاذ القرارات وباكثرية مع احترام رأي الاقلية، كذلك يعقد اجتماع لأعضاء اللجنة القيادية قبل شهر من انتهاء فترة الرئاسة ينتخب فيه قائد الحزب ويحق لجميع اعضاء اللجنة القيادية بما فيها قائد الحزب ترشيح انفسهم لمنصب قائد الحزب.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">صلاحيات قائد الحزب</span></b></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">تعيين اللجان ومسؤوليها، فصل وتعيين اعضاء لجنة القيادة، تعيين مسؤولين التنظيمات على مستوى المدن مع صلاحيات اخرى.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">ثانياً، اللجنة التنظيمية </span></b></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">واجبها وعملها كسب الكوادر في ممارسة النضال السري من خلال التنسيق مع اللجان الاخرى.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">ثالثاً، اللجنة الأمنية </span></b></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">واجبها تحصين الكادر والبحث عن سوابقه وهدفه الحقيقي للأنتماء مع مراعاة القضايا الامنية الاخرى.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">رابعاً، اللجنة الثقافية</span></b></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">مهمتها تقديم البحوث بالبراهين الدامغة من خلال شرح مفهوم الحقوق الشرعية والقانونية.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">خامساً، اللجنة المالية</span></b></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">البحث عن موارد مالية تخدم مسيرة الحزب ونضاله السري.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">سادساً، اللجنة الاعلامية</span></b></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">التي تقوم بجمع التأييد والمساندة السياسية والاعلامية على صعيد الداخلي والخارجي للحزب من خلال شرح مضامين الحقوق المشروعة والقانونية القتضي للشعب العربي الاحوازي.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">سابعاً، اللجنة العسكرية</span></b></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">تتكفل بجمع القوة والمعدات العسكرية والفنية وتهية الارضية لتدريب القوات الرادعة التي تسهم في تحطيم القدرة القمعية التي تمد وتقوي قبضة الاحتلال.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">قسم الحزب</span></b></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">أقسم بالله العلي العظيم على كتمان اسرار الحزب والاخلاص للعقيدة والمبادئ.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">أقسم بالله العلي العظيم على عدم الخيانة للحزب والوطن والشعب.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">أقسم بالله العلي العظيم على أن اكون عنصراً فعالاً وأثر مصلحة الحزب على كل شيء.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><b><span lang="AR-SA">الاحوازـ 3/3/1373</span></b></span></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt"><span style="font-size: large">&nbsp;</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: large"></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p></span></p>
<p style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: larger"></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;</span></span></span></p>
<p></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: large"></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt"><span style="font-size: large">&nbsp;</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: large"></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p></span></p>
<p style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: larger"></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoNormal"><b><span style="font-size: 14pt" dir="LTR"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman">&nbsp;</span></span></span></b></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mojadam.maktoobblog.com/1554533/%d9%81%d9%83%d8%b1-%d9%88%d9%86%d8%b8%d8%b1%d9%8a%d8%a7%d8%aa-%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%81%d8%a7%d9%82-%d8%a7%d9%84%d9%88%d8%b7%d9%86%d9%8a-%d9%84%d8%aa%d8%ad%d8%b1%d9%8a%d8%b1-%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>بيان يحلل الوضع السياسي الاهوازي عقب الاطاحة بـ آية الله حسينعلي منتظري</title>
		<link>http://mojadam.maktoobblog.com/1554518/%d8%a8%d9%8a%d8%a7%d9%86-%d9%8a%d8%ad%d9%84%d9%84-%d8%a7%d9%84%d9%88%d8%b6%d8%b9-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%8a%d8%a7%d8%b3%d9%8a-%d8%a7%d9%84%d8%a7%d9%87%d9%88%d8%a7%d8%b2%d9%8a-%d8%b9%d9%82%d8%a8-%d8%a7/</link>
		<comments>http://mojadam.maktoobblog.com/1554518/%d8%a8%d9%8a%d8%a7%d9%86-%d9%8a%d8%ad%d9%84%d9%84-%d8%a7%d9%84%d9%88%d8%b6%d8%b9-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%8a%d8%a7%d8%b3%d9%8a-%d8%a7%d9%84%d8%a7%d9%87%d9%88%d8%a7%d8%b2%d9%8a-%d8%b9%d9%82%d8%a8-%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Jul 2009 13:53:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>كاظم مجدم</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[غير مصنف]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mojadam.maktoobblog.com/?p=1554518</guid>
		<description><![CDATA[

 مع الاسف لم نستطع معرفة الجهة التي نشرت هذا البيان ولكن من اجل تعرّف الجيل الجديد على الكتابات السائدة في فترة ما قبل الوفاق ارتئينا نشره &#160;لعله يعود بالفائدة على كل الاخوان. هذا البيان على الرغم من انه متشبع بالخطاب البعثي لكن يحمل ارهاسات تقود لتدشين مرحلة جديدة نجدها بارزة في صياغة هذا البيان. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify"><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p><!--[if gte mso 9]&gt;--> <strong><span lang="AR-SA">مع الاسف لم نستطع معرفة الجهة التي نشرت هذا البيان ولكن من اجل تعرّف الجيل الجديد على الكتابات السائدة في فترة ما قبل الوفاق ارتئينا نشره &nbsp;لعله يعود بالفائدة على كل الاخوان. هذا البيان على الرغم من انه متشبع بالخطاب البعثي لكن يحمل ارهاسات تقود لتدشين مرحلة جديدة نجدها بارزة في صياغة هذا البيان. </span></strong></p>
<p></span><strong><span style="font-family: Times New Roman"> </span></strong></p>
<p></span></span></p>
<p><span style="font-size: larger"><strong><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p style="text-align: center" dir="RTL" class="MsoListParagraphCxSpMiddle"><span lang="AR-SA">بسم الله الرحمن الرحيم</span></p>
<p></span></strong></span></p>
<p style="text-align: center" dir="RTL" class="MsoListParagraphCxSpMiddle"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; صدق الله العظيم</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: center"><span style="font-size: larger"><strong><span style="font-family: Times New Roman"> </span></strong></span></p>
<p><span style="font-size: larger"><strong><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoListParagraphCxSpMiddle"><span lang="AR-SA">ايها الشعب العربي الاحوازی- یا جماهیر امتنا العربیة المجیدة </span></p>
<p></span></strong></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoListParagraphCxSpMiddle"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">انها سن</span><span lang="AR-SA">ة</span><span lang="FA"> من سنن التاریخ بینها الله سبحانه وتعالی فی القران الکریم. فان اراد</span><span lang="AR-SA">ة</span><span lang="FA"> الله فی التغیر والتحول فی امر قوم ما، مکنون</span><span lang="AR-SA">ة</span><span lang="FA"> فی القدرا</span><span lang="AR-SA">ت</span><span lang="FA"> الذاتیة لذلک القوم وعزمه علی تغییر ما فی نفسه من الضعف وصولا</span><span lang="AR-SA">ً</span><span lang="FA"> الی الحال الافضل فان الشعب الذی یرضی بالذل والهوان محکوم علیه بالفناء والموت فی ساحة الحیاة وان کان حیا من الناحیة المادیة فمنذ مئات السنین (ولا سیما فی العقود الاخیرة) والفرس یخوضون معرکة التضلیل والاباده ضد شعبنا العربی الاحوازی من اجل اخماد شعلة صموده والقضاء علی اصالتة ودفن هویته المستقلة. ویتصدی شعبنا الاحوازی المظلوم لجمیع الاسالیب البشعة الموجة من قبل حکام الفرس المحتلین والتی تستهدف نسیانه لتاریخه وتقالیده وعمقه الانسانی والفکری المتصل بالأمة العربیة ومن اهم تلک الاسالیب هی:</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoListParagraphCxSpMiddle"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">اولا: بث وانتشار(<span style="color: red">نشر</span>) الثقافة الفارسیة والفکرة الدینیة الخاصة بالفرس والملیئة بالخرافات والاباطیل من اجل قطع العلاقات الدینیة والثقافیة التی تربط الاحوازیین با&#8230;&nbsp; فی الامة العربیة.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoListParagraphCxSpMiddle"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">ثانیا: منع المواطنین العرب عن ممارسة حقوقهم فی سوح العلم والادب باسالیب التمییز العنصری و المؤامرات المستهدفة منها توسیع النزاعات الطائفیة(<span style="color: red">القبلية</span>) و ممارسة الحرمان الاقتصادی.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoListParagraphCxSpMiddle"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">ثالثا: زرع المستوطنات الفارسیة وغصب الاراضی العربیة وترغیب وتطمیع رجال الاعمال وفلاحین الفرس للاستیطان فی الاحواز وذلک لاجل تغییر الموازنة البشریة فی المجتمع الاحوازی.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoListParagraphCxSpMiddle"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">رابعا: تزییف التاریخ العربی العام وتاریخ الاحواز بوجه خاص کتغییر اسماء المدن العربیة من اجل عدم اطلاع العرب علی الحقیقة التاریخیة والجغرافیة المستقلة لارضهم السليبة.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoListParagraphCxSpMiddle"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">خامسا:ممارسة الضغط والارهاب کالاعتقال والتعذیب والتشرید ضد ابناء الشعب من اجل اخماد شعلة الصمود بوجه الاحتلال.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoListParagraphCxSpMiddle"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">واضافة لتلک الاسالیب، فقد کشف العدو المحتل، النقاب عن مؤامرة اخری استهدفت عرض وکرامة الاحوازیین والعرب جمیعا. وذلک من خلال مقالة نشرها النظام فی جریدته اطلاعات فی (مایس ـ أيار 1985م) اردیبهشت 1364هـ .ش والتی تصف الاحوازیین بصفات ردیئة کالرقص والطرب وغیرها من اللهو واللعب. ولکن شعبنا الاصیل انتفض امام تلک المؤامرة واعلن بصوت موحد تمسکه باصالته وشرع رایة الصمود امام تلک الاهانة السافرة من قبل احفاد کسری المجوس ضد امة محمد حاملة الرسالات السماویة. فمن خلال المظاهرات الواسعة التی عمت جميع مدن ونواحی الاحواز. أکد الشعب عن غضبه العارم بوجه الاعداء وذلک من خلال هتافات مجیدة نتذکر ابرزها: عربی عربی حتی الموت، الما ینهض یلبس شیله، یا عگال انسوی لک هیبه.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoListParagraphCxSpMiddle"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">واعلن الشعب العربی الاحوازی بهذه الوقفة الباسلة عن استعداده للتضحیة دفاعا عن المبادئ وشرف الامة. فمن خلال المواجهة الدمویة من قبل النظام استشهد عدد من ابناء الاحواز واعتقل مئات منهم ولا یزال الکثیر منهم یعیشون فی الاعتقال. فقد فتح الشعب بالانتفاضة، صفحة جدیدة مشرقة من تاریخه واعلن بها &#8230; عصر الخذلان والتشتت والجهل. فان الحدیث عن الانتفاضة فی ذکراها السنویة الرابعة المتزامنة مع احتلال السفارة الایرانیة فی لندن من قبل ابطال الاحواز فی الفترة من الاول الی الخامس مایس عام1980 وذكرى احتلال الاحواز فی 20 من نیسان 1925 والمتزامنة ایضا باحتفالات العید الفطر المبارک تکتسب أهمية خاصة لا تختصر علی تزامن تلک الاحداث فحسب بل انما یتسع نطاقها فی تزامنها مع المجریات والاحداث فی الساحة الداخلیة و العربیة و العالمیة.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size: larger"><strong><span style="font-family: Times New Roman"> </span></strong></span></p>
<p style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: larger"><strong><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoListParagraphCxSpMiddle"><span lang="FA">ومن ابرز اوجه تلک الاهمیة هی:</span></p>
<p></span></strong></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoListParagraphCxSpMiddle"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">اولا: الارتباک والتشتت الذی یسود علی الساحة الداخلیة لایران فی ضوء الصراع علی الحکم الذی ادی الی عزل منتظری(آيت الله حسينعلي منتظري) واستقالة بعض رجال النظام الی جانب الاعلان عن المؤامرات التجسسیة والانقلابیة ضد النظام. الامر الذی یحثنا علی تزاید نشاطنا الثوری والحرکة فی سور امنی منیع کیلا یتسللون الاعداء من اجل عرقلة المسیرة النظالیة لشعبنا. لان الاعداء یشبهون حالیا الغریق الذی یتشبث بکل حشیش من اجل انقاذ نفسه.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoListParagraphCxSpMiddle"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">ثانیا: استمرار الانتفاضة الفلسطینیة الباسلة ودخولها فی الشهر الثامن عشر فی ضوء الاعلان عن دولة فلسطین المستقلة والاعتراف بها من قبل اکثر من 100. فمن هنا نؤکد تضامننا مع الشعب الفلسطینی الشقیق فی نظاله العادل ضد الصهاینة المتحالفین مع الفرس ضد الامة العربیة &#8230; فتحقیق شعار من النیل الی الفرات.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoListParagraphCxSpMiddle"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">فنظرا للاهداف المشترکة للاعداء التی ترید القضاء علی العرب والنیل من امکانیاتهم وقدراتهم فمن الضروری ان نتخذ من ثورة الحجارة فی فلسطین المحتلة، الاسلوب الامثل لنضالنا فی الاحواز المحتلة وذلک من منطلق المبادئ المشترکة للعرب عموما وللفسطینین والاحوازیین خصوصا لانهما یشکلان السواتر الامامیة فی نضال الامة ضد الاحتلال والعنصریة.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoListParagraphCxSpMiddle"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">ثالثا: ومن القضایا العالمیة التی علی وشک الاحل فی ضوء منعطفات السیاسة العالمیة فی هذه الایام، هی قضیة نامیبیا المحتلة مند 70 عاما من قبل القوی الاستعماریة والعنصریة. والیوم ها هو الشعب النامیبي یقطف ثمار نضاله المستمر واصراره علی حقوقه وتوحید کلمته بالتمسک بمنظمة شعب جنوب غرب افریقیا(سوابو) فهذه تذکرنا بان اطالة أمد الاحتلال لا یعنی اطلاقا علی بقائه الی الابد. فلا بد لقید ان ینکسر.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoListParagraphCxSpMiddle"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">هذه الامور کلها تؤکد باننا نعیش فی متعطف حساس من الزمان وان حان الوقت بان نعلن عن حقوقنا بصوت موحد وذلک من طریق اتحاد ابناء الشعب ومن اهم &#8230; ذلک الاتحاد هو التمسک بیوم الانتفاضة واحیاء ذکراها کیوم وطنی مجید اعلن الشعب عن یقظته وفهمه ومطالبته بحقوقه المغصوبة. وبهذا ندعو جمیع اشقائنا فی الامة العربیة بتوسیع نطاق حملاتهم الاعلامیة من اجل حمایة نضال اشقائهم فی الاحواز لکی یوصلوا اصواتهم الی الامم الاخری ونطالب ایضا الاوساط الدولیة المختصة بالضغط علی النظام الایراني المحتل بطلاق سراح المعتقلین فی الاحواز وعودتهم الی عوائلهم.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoListParagraphCxSpMiddle"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">وبهذه المناسبة، الذکری السنویة الرابعة لانتفاضة الشعب العربی الاحوازی، نوجه هذا النداء الی کافة ابناء العروبة فی الاحواز: ایها الغیاری والشرفاء من ابناء الاحواز والحویزة وعبادان والمحمرة والفلاحیة ومیناء معشور والخفاجیة والبسیتین والحمیدیة والشوش وجمیع القری والنواحی. یا رجال کرخه و کارون&nbsp; یا احرار هلال الخصیب!</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoListParagraphCxSpMiddle"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">لا حیاة مع الذل والهوان والتشتت. قوموا من اجل اعادة المجد للاحواز وعودة الحق الی صاحبه. ثورا من اجل التحریر وکافحوا مؤامرات الفرس ونوایاهم بتمزیق الجسد الاحوازی. انهضوا من اجل ارجاع ارض &#8230;&nbsp;&nbsp; تحت خیمة الامة لکی یرفرف علم الاحواز المفدی بجانب اعلام اشقائه فی سماء العز والعروبة ومن اجل ذلک فلنحتفل جمیعا بذکری الانتفاضة المجیدة. </span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size: larger"><strong><span style="font-family: Times New Roman"> </span></strong></span></p>
<p style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: larger"><strong><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoListParagraphCxSpMiddle"><span style="font-size: medium"><span lang="FA">المجد لشهداء الاحواز</span></span></p>
<p></span></strong></span></p>
<p><strong><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoListParagraphCxSpMiddle"><span style="font-size: medium"><span lang="FA">تحیه اجلال لمعتقلین الاحواز</span></span></p>
<p></span></strong></p>
<p><strong><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoListParagraphCxSpMiddle"><span style="font-size: medium"><span lang="FA">الله اکبر والنصر للعرب الی الامام نحو الغد المشرق</span></span></p>
<p></span></strong></p>
<p><span style="font-size: medium"></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoListParagraphCxSpMiddle"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="FA">مايس ـ أيار1989</span></span></strong></p>
<p></span></p>
<p style="text-align: justify" dir="RTL" class="MsoListParagraphCxSpLast"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span dir="LTR">&nbsp;</span></span></span></strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mojadam.maktoobblog.com/1554518/%d8%a8%d9%8a%d8%a7%d9%86-%d9%8a%d8%ad%d9%84%d9%84-%d8%a7%d9%84%d9%88%d8%b6%d8%b9-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%8a%d8%a7%d8%b3%d9%8a-%d8%a7%d9%84%d8%a7%d9%87%d9%88%d8%a7%d8%b2%d9%8a-%d8%b9%d9%82%d8%a8-%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>بيان يتناول التحديات الشرسة المتجسدة بمشاريع استيطانية</title>
		<link>http://mojadam.maktoobblog.com/1554514/%d8%a8%d9%8a%d8%a7%d9%86-%d9%8a%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%a7%d9%84%d8%aa%d8%ad%d8%af%d9%8a%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%84%d8%b4%d8%b1%d8%b3%d8%a9-%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%aa%d8%ac%d8%b3%d8%af%d8%a9/</link>
		<comments>http://mojadam.maktoobblog.com/1554514/%d8%a8%d9%8a%d8%a7%d9%86-%d9%8a%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%a7%d9%84%d8%aa%d8%ad%d8%af%d9%8a%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%84%d8%b4%d8%b1%d8%b3%d8%a9-%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%aa%d8%ac%d8%b3%d8%af%d8%a9/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Jul 2009 13:29:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>كاظم مجدم</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[غير مصنف]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mojadam.maktoobblog.com/?p=1554514</guid>
		<description><![CDATA[&#160;ننشرلكم اخوتي الاعزاء المتابعين لشأن الاهوازي، هذا البيان الذي يرجع تاريخه الى فترة ما قبل لجنة الوفاق ولم ينشر لاسباب امنية، كما هو واضح للقارئ اللبيب ان خطاب البيان لم يتحرر تماما بعد من النزعة البعثية التي كانت مهيمنة انذاك على الساحة السياسية. شارك بكتابة هذا البيان الهام المرحوم محمد نواصري. 

بسم الله الرحمن الرحيم
إن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><strong><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt"><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman">&nbsp;</span></span></span><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ننشرلكم اخوتي الاعزاء المتابعين لشأن الاهوازي، هذا البيان الذي يرجع تاريخه الى فترة ما قبل لجنة الوفاق ولم ينشر لاسباب امنية، كما هو واضح للقارئ اللبيب ان خطاب البيان لم يتحرر تماما بعد من النزعة البعثية التي كانت مهيمنة انذاك على الساحة السياسية. شارك بكتابة هذا البيان الهام المرحوم محمد نواصري. </span></span></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><strong><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt"><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><br />
</span></span></span><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">بسم الله الرحمن الرحيم</span></span></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">إن الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم</span></span></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">مازال شعبنا العربي يصارع الموت، بل كاد ان يموت تفسخاً نتيجة المؤامرات العنصرية لعملية (سياسة) التفريس. مازال شعبنا العربي يقاوم ما بين سندان واقعه الاجتماعي ومطرقة التحديات الفارسية.</span></span></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">يا ابناء الاحواز العربي يا من عانيتم وناضلتم طوال هذه السنين، يا من ناضلتم بالأمس من أجل الدفاع عن الارض وتناضلون اليوم من أجل الحرية وحياة حرة كريمة! لقدجابهتم منذُ عشرين من نيسان 1925 وحتى اليومنا هذا اكبر مخطط في تاريخ الحديث!</span></span></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">انكم تواجهون اليوم تحديات شرسة وهي الاقوى من نوعها بسبب بعض العناصر الشوفينية في مراكز صنع القرار السياسي والاقتصادي والثقافي&#8230; فعلى الصعيد التحديات الثقافية وكنموذج حيّ نذكر المقال الذي نشر في 2 بهمن 1376 هـ . ش في جريدة &quot;اطلاعات&quot; الرسمية تحت عنوان &quot;فارسي را باس بداريم&quot; &nbsp;أي &quot; لنصُن (اللغة) الفارسية &quot; والذي ادّعى خلاله الكاتب: &quot;<span style="color: red">ان ليس هناك وجوداً عربياً في ايران وانما كلما يوجد هو انطق باللغة العربية من قبل جماعات من الناس تقطن في مناطق المحاذية للعرب وذلك بسبب التأثيرات الاستعمارية للبلدان العربية المجاورة فهي التي في واقع الأمر صنعت من تلك الجماعات عرباً!!</span>&quot; وبالأخير يدعوا صاحب المقال سلطات النظام المختصة ليؤثروا بدورهم كنظام حاكم وبشكل فعال من أجل مسخ هوية هذه الجماعات من الناس الموجودة في المنطقة ولأعادتهم الى جوهرهم الحقيقي وهو العنصر الفارسي والثقافة الفارسية!</span></span></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">لم يكن هذا (كاتب المقال) وما شاكله آخر مخططاتهم كما أنه لم يكن أولها حيث أن في سنة 1985م (مايس ـ أيار 1985) نشرت الجريدة نفسها (أي اطلاعات) مقالاً يفتري به على عرب المنطقة (الاحواز) حيث رمى سكانها (أو وصفهم) بأنهم &quot;غجر&quot; أي كواوله (كولي بالفارسية) فأثر ذلك انتفضت الجماهير العربية ساخطة وصارخة تندّد هذه المؤامرة الخبيثة من قبل الفرس المحتلين.</span></span></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">فأما على الصعيد التحديات السياسية والاقتصادية والتي تتمثل بالمشاريع والمخططات الاستيطانية والتي جلبت الى هذه المنطقة (الاحواز) حشوداً فارسية كبيرة لتستحلّ (لتحتل)هذه الأراضي العربية وبالتالي لتغيير النسبة (التركيبة) السكانية لخدمة المشروع الاستعماري الفارسي &#8230; أقدم (النظام) على بناء مستوطنات فارسية والتي بلغت عددها 140 مستوطنة منتشرة في الاحواز وكذلك نذكر مشروع مزارع الاسماك والذي خصصت له مايقارب 12 الف هكتار من الاراضي الزراعية في منطقة جنوب شرق مدينة الاحواز وكذلك كارثة قصب السكر التي عمّت المنطقة باكملها لتتمّ العنصرية الفارسية مهمتها بضربتها هذه القاضية.</span></span></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ان مشروع قصب السكر والذي وصف من قبل النظام الحاكم في ايران بانه أكبر مشروع زراعي ـ صناعي في تاريخ البلاد والتي تبلغ ميزانيته اكثر من عشرة الاف ميليارد ريال ليس الاّ أكبر مؤامرة لاغتصاب الاراضي الزراعية من العرب وتجريدهم من أخر وأهم عنصر للمجتمع العربي.</span></span></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">لاريب ان العرب بما يمتلكون من سلاح والذي لم يكن الاّ صرخاتهم ودماءهم حاولوا ان يقفوا بوجه هذا العدوان العنصري وقاوموا اول مراحل هذا المخطط وهو ابتياع الاراضي بواسطة الاغراء والتخويف الاّ اصحاب النفوس المريضة منهم وفاقدوا الوعي القومي. لهذا بدأت المرحلة الثانية وهي تمّت من خلال عملية الحجز والاعتقال فكذلك فشلت هذه الخطة لان شعبنا العربي قد جرّب كثيراً من مثل هذه المظالم، نفياً واعتقالاً وسجناً وتعذيباً فكانت خطتهم الثالثة هي محاربة الفلاحين بأساليب الضغط مثل قطع كل الخدمات بالنسبة لهم (طبعاً ان تكن هناك خدمات اصلا) ولم يقتنعوا بهذا كلّه اذ أن الشعب لايزال معتزّاً بارضه حيث انها تعني كيانه، فقام النظام الفارسي بتنفيذ عملية اغتصاب الاراضي باستخدام القوة (أي القوات المرتبطة بالوزارة الداخلية والامن) والتي ادّت الى الاصصدام بين الشعب و القوات المذكورة وقد استشهد و جرح فيه عدد من المزارعين فاستمرت المقاومة الشعبية الي داخل المنازل وهتكت خلالها أعراض الناس و ما سلمت من هذا الاعتداء حتي نساءنا العربيات و اطفالنا الابرياء.</span></span></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">ايها الشعب العربي و يا ايها الغياري، ان العدوان الفارسي قد بدأ ليكمل مسيرته الاستعمارية على أتم صورتها فلم يردعه ضمير انساني ولا يمنعه دين سماوي و لا أي شيء آخر.</span></span></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">فأقبل علينا اخيراً- ولم تكن بالقطع واليقين هي الاخيرة- بمؤامرة الفيضانات المدروسة والمستهدفة والتي بدأت في سنة 1994 وذلك بفتح منافذ السدود ولغرق الاراضي الزراعية و القرى وما فيها من منشأت كالمعامل والدّواجن &#8230; وتحطيم بنية هذه المنطقة الاقتصادية و سكانها العرب حتى يقضي عليهم نهاءياً ولكي لاتقوم لهم قاءمة ابداً ولتخمد آخر بارقة أمل لديهم. واليوم وفي مستهل السنة الشمسية الجديدة أي سنة 1998م-1377 هـ. ش و بعد أربعة سنوات أعادت القوى المعادية الغاشمة نفس المؤامرة والمخطط الاستعماري الذي بدأته سنة 1994 م فكانت جرّاء ذلك كل هذه المعاناة و المأسي من مجاعة و تشريد وانتشار الامراض و زعزعه الامن والاستقرارو&#8230; .</span></span></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify"><strong><span style="font-size: larger"><span style="font-family: Times New Roman"><span lang="AR-SA">فندعوا شعبنا العربي المناضل أن يقف بوجه هذا الاعتداء كما قد وقف وناضل في ثورة الغلمان وثورة بني طرف الاولي والثانية والثالثة وحركة الناصريين الى أن خطّ بدماء شهداءه مسيرته النضالية والتي تجسدت في ثورة المحمرة الدامية سنة 1979 م وكذلك انتفاضته في سنه 1985م وأن يوحد صفوفه مدافعاً عن هويته العربية ومطالباً بحقوقه المشروعة من أجل الحرية والاستقلال والكرامة. &nbsp;&nbsp;</span></span></span></strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mojadam.maktoobblog.com/1554514/%d8%a8%d9%8a%d8%a7%d9%86-%d9%8a%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%a7%d9%84%d8%aa%d8%ad%d8%af%d9%8a%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%84%d8%b4%d8%b1%d8%b3%d8%a9-%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%aa%d8%ac%d8%b3%d8%af%d8%a9/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>وثيقة تكشف عن خفايأ واسرار العصابات الاجرامية في محافظة الاهواز والتي ادت الى تهديم  منازل عرب الاهواز في سبيدار</title>
		<link>http://mojadam.maktoobblog.com/1554504/%d9%88%d8%ab%d9%8a%d9%82%d8%a9-%d9%87%d8%a7%d9%85%d8%a9-%d8%aa%d9%83%d8%b4%d9%81-%d9%83%d9%8a%d9%81-%d8%aa%d9%85%d8%aa-%d8%b9%d9%85%d9%84%d9%8a%d8%a9-%d8%aa%d9%87%d8%af%d9%8a%d9%85-%d9%85%d9%86%d8%a7/</link>
		<comments>http://mojadam.maktoobblog.com/1554504/%d9%88%d8%ab%d9%8a%d9%82%d8%a9-%d9%87%d8%a7%d9%85%d8%a9-%d8%aa%d9%83%d8%b4%d9%81-%d9%83%d9%8a%d9%81-%d8%aa%d9%85%d8%aa-%d8%b9%d9%85%d9%84%d9%8a%d8%a9-%d8%aa%d9%87%d8%af%d9%8a%d9%85-%d9%85%d9%86%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 28 Jun 2009 16:34:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>كاظم مجدم</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[غير مصنف]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mojadam.maktoobblog.com/?p=1554504</guid>
		<description><![CDATA[&#160;
بعد الفوز النسبي التي حققته لجنة الوفاق الاسلامي في الانتخابات الدورة السادسة لمجلس الشورى، أصبحت لجنة الوفاق مصدر قلق للاستخبارات النظام. فحاولت زرع بعض من الجواسيس في هذه الحركة الفتية التي كانت تفتقر الى التجربة الكافية والامكانية اللازمة لمواجهة هذا التحدي الامني الخطير.
مع الاسف الشديد استطاعت الاستخبارات الايرانية فعلا ان تخترق الحركة وتزرع بعض من [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">بعد الفوز النسبي التي حققته لجنة الوفاق الاسلامي في الانتخابات الدورة السادسة لمجلس الشورى، أصبحت لجنة الوفاق مصدر قلق للاستخبارات النظام. فحاولت زرع بعض من الجواسيس في هذه الحركة الفتية التي كانت تفتقر الى التجربة الكافية والامكانية اللازمة لمواجهة هذا التحدي الامني الخطير.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">مع الاسف الشديد استطاعت الاستخبارات الايرانية فعلا ان تخترق الحركة وتزرع بعض من عناصرها هنا وهناك&hellip;</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">قصة الوثيقة الهامة التي ننشرها اليوم لأول مرة هي فالواقع تشرح احد اساليب الاستخبارات لاختراق الحركات السياسية المعارضة للنظام &hellip; عل وعسى يستفيد منها الناشطين السياسيين العرب الاهوازيين.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">بعد الهجمة التي شنتها قوات أمن النظام على مساكن العوائل المشردة جراء الحرب العراقية الايرانية في منطقة سبيدار الاهواز وادت الى تدمير منازلهم وتشريدهم للمرة الثانية &hellip; سلم شخص يدعى &hellip; لاحد اعضاء لجنة الوفاق رسالة، موجهة لوزير الداخلية للنظام انذاك، تشرح له اسباب وعلل تهديم منازل الناس العرب المساكين وتشريدهم &hellip;</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">جرى نقاش حاد بين اعضاء الهيئة المركزية للجنة الوفاق حول اهمية هذه الرسالة والاسباب المحتملة لاقدام هذا الشخص بهكذا خطوة خطرة، ولو ان مسؤولي محافظة الاهواز نشروا النص المعدل لهذه الرسالة في فترة لاحقة.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">قال حاج ابراهيم عامري في الجلسة بالحرف الواحد ان عرض هذه الرسالة علينا ليس الا حيلة استخباراتية تريد بها الاجهزة القمعية للنظام اختراق حركتنا ومن ثم اعتقالنا!!&nbsp; </span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">ولكن لم تسمع اذان الشباب المتحمسين لهذه النداءات واستمر التعاون مع هذا الشخص وحصلنا على بعض الرسائل والاخبار غير الخطرة على النظام منه &hellip; حتى ادى هذا الامر الى اعتقال بعض اعضاء لجنة الوفاق بتهمة حيازت ونشر هذه الوثاق المسربة!!</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">لعل أهم دليل الذي ابقى اعضاء الشابة للجنة الوفاق غير مبالين لانشطة الاستخبارات و&hellip; هو ان جلّ نشاطهم كان ثقافي لا يخترق كثيرا حدود القوانين الموجودة&hellip;</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">في واقع الامر طبيعة النشاط السلمي والقانوني للجنة الوفاق لم يكن حائلا او مانعا للاستخبارات من محاولة اختراق الحركة ..&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">فنظام الايراني لايريد تتكون لعرب الاهواز مرجعية سياسية مستقلة تحت اي لافتة حتى لو ان تعمل في اطار الدستور الايراني الحالي المجحف.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">كاظم مجدم ـ دانمارك</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">26/6/2009</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">حضرت حجة الاسلام والمسلمين موسوی لاری</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">مقام عالي وزارت كشور</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">سلام عليكم</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; احتراما باستحضار می رساند از زمان جنگ تحمیلی تعدادی از جنگزدگان به همراه دیگر متصرفین در 48 بلوک و جمعا 498 واحد مسکونی متعلق به سازمان مسکن و شهرسازی واقع در شهرک سپیدار اهواز سکنی گزیدند و پس از آتش بس نیز علیرغم&nbsp; پیگیریهای مستمر سازمان مذکور و حمایت شدید مسؤولین وقت استان توفیقی در تخلیه واحدهای یاد شده نگردید.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">جمعیت یاد شده به لحاظ وضعیت فرهنگی نامناسب عمدتا با گرایش به حرف کاذب و غیر قانونی نظیر سرقت, خرید و فروش مواد مخدر, امور منکراتی از جمله فحشاء, قاچاق و خرید وفروش سلاح و اقدام به شرارت و اعمال سوء اخلاقی در سطح منطقه و شهرستان یکی از کانونهای اصلی آلودگی و جرائم وهدایت بزهکاری محسوب می گردند.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">&nbsp;</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">از طرفی برخی از آنان با رعایت رسوم طایفه ای حاکم بر آنها و نهوه گیری از قدرت قبیله ای به اعمال سوء و رفتار ضد ارزشی دامن زده و مطلقا بدون واهمه از قانون در نهایت گستاخی و جسارت در سرقتهای بعنف, درگیریهای مسلحانه, عدم تمکین در برابر احکام قضایی صادره و&hellip; از مقاومت و حمله و ضرب و شتم مأمورین انتظامی نیز واهمه نداشته و با تشکیل منطقه ای امن و تقریبا غیر قابل نفوذ برای خود, معضلات عدیده ای را فراهم و عملا اقتدار حکومت را به زیر سئوال برده بودند.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">درگیری مسلحانه سال 1377 هـ . ش که 5 نفر کشته و 10 نفر مجروح در برداشت و اخیرا نیز در موردی مشابه منجر به شهادت یکی از افسران نیروی انتظامی گردید (29/5/1379) در مقابل ساختمانهای مذکور از شواهد این مدعاست.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">ویژگیهای آسیب پذیری منطقه موصوف که باعث جلب سران باندهای تبهکار و پناهگاه خلافکاران و مروجین فساد و فحشاء گردیده نگرانیها و بازتاب های سوء سیاسی اجتماعی و فرهنگی را فراهم و موجب شده است که بعنوان یکی از مهمترین تهدیدات امنیتی قابل توسعه استان, محسوب و به موازات اجرای اقدامات جاری دستگاههای ذیربط بصورت خاص از سال 78 مجددا در دستور کار شورای تامین قرار گرفته و با جمع آوری اطلاعات ریز و شناسایی کلیه ساکنین از ارتباطات فردی و قبیله ای, دارائیهای ملکی در سایر نقاط, تنگناهای قضایی&nbsp; و دیگر و عواملی که در گذشته منجر به شکست و عدم اجرای نظرات مسئولین وقت برای برچیدن منطقه مذکور شده بود با دستور صریح استانداری موجبات یک تصمیم و عزم قاطع در کلیه اعضاء فراهم گردید.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">بطورکلی تمهیدات لازم به شرح زیر جهت پاکسازی سپیدار صورت پذیرفت&hellip;</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">1-&nbsp;&nbsp;&nbsp; طرح ضرورت موضوع در جلسه شتا (شورای تأمین استان) و تصویب امر تهیه طرح امنیتی برخورد با عوامل فساد و پاکسازی منطقه سپیدار اهواز در حوزه معاونت سیاسی امنیتی.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">2-&nbsp;&nbsp;&nbsp; تهیه طرح مذکور با استفاده از کلیه سوابق و نقطه نظرات کارشناسی شتا (شورای تأمین استان) در اداره کل سیاسی انتظامی و ارائه آن به شتا و تصویب مراحل برای بازنگری در کمیته فرعی.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">3-&nbsp;&nbsp;&nbsp; بازنگری تصویب طرح شتا وهماهنگی نهائی برای اجرائی شدن آن در 8/6/79 درکمیته ویژه شتا.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">4-&nbsp;&nbsp;&nbsp; تشکیل و شروع بکار کمیته های تبلیغات روانی برای کاهش حداکثر ضایعات استفاده از این حربه و تشکیل کمیته های اطلاعاتی ـ قضائی برای هماهنگ کردن عناصر فعال مجری با تصمیمات قضائی و رفع مشکلات احتمالی.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">5-&nbsp;&nbsp;&nbsp; صدور حکم قضائی دستگیری برای 45 نفر از اشرار و قاچاقچیان مواد به استناد جمع بندیهای انجام شده در کمیته اطلاعاتی.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">6-&nbsp;&nbsp;&nbsp; تشکیل و احداث پاسگاه ویژه در قلب سپیدار بصورت اضطراری طی یک هفته.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">7-&nbsp;&nbsp;&nbsp; فعال کردن دو حوزه مقاومت بسیج و ایجاد حلقه دوم حفاظتی در اطراف شهرک.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">8-&nbsp;&nbsp;&nbsp; توجیه عوامل موثر در منطقه در راستای ایجاد فضای مناسب روانی.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">9-&nbsp;&nbsp;&nbsp; شروع دستگیری افراد مذکور در بند 5 توسط نیروی انتظامی با اقتدار کامل که تاکنون بیش از 10 مورد بازداشت و متواریان با دریافت حکم قضائی تحت پیگرد قرار گرفته و این امر همچنان استمرار دارد.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL">&nbsp;</p>
<p><strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">10- تخلیه یکصد و دو واحد تا زمان ارسال خبر توسط خانواده های متصرف وتشدید این موج با توجه به فعالیت های تبلیغاتی وسیع و تفهیم تصمیم مقامات سیاسی و امنیتی استان برای اعمال حاکمیت و برخورد با مجرمین.</span></span></span><span lang="AR-SA"><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><br />
</span></span></span></p>
<p></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">11-&nbsp; تشکیل کمیته ای خاص متشکل از مسکن و شهرسازی، شهرداری، نیروی انتظامی و فرمانداری اهواز جهت نحوه تخریب منازل تخلیه شده جهت جلوگیری از تصرف مجدد با توجه به پایان شهر مفید منازل به لحاظ فنی و دیگر ملاحظات امنیتی.</span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">12-&nbsp; استمرار طرح تا تحقق پاکسازی کامل با توجه به شرایط موجود پیش بینی می گردد.&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: right" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-family: Times New Roman"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA">&nbsp;(توضیح: كلمه شتا، خلاصه شورای تأمین استان خوزستان و استاندار وقت عبدالحسن مقتدایی بود) &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL">&nbsp;</p>
<p><strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><span style="font-size: medium"><span lang="AR-SA"><span style="font-family: Times New Roman">&nbsp;</span></span></span></p>
<p></strong></p>
<p style="text-align: justify"><strong>&nbsp;</strong></p>
<p style="text-align: justify"><strong>&nbsp;</strong></p>
<p><strong><span style="font-family: Times New Roman"> </span></strong><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL">&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong>&nbsp;</strong></p>
<p></span><strong><span style="font-family: Times New Roman"> </span> </strong></p>
<p style="text-align: justify" class="MsoNormal" dir="RTL"><strong><span style="font-size: medium"><span dir="LTR"><span style="font-family: Times New Roman">&nbsp;</span></span></span></strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mojadam.maktoobblog.com/1554504/%d9%88%d8%ab%d9%8a%d9%82%d8%a9-%d9%87%d8%a7%d9%85%d8%a9-%d8%aa%d9%83%d8%b4%d9%81-%d9%83%d9%8a%d9%81-%d8%aa%d9%85%d8%aa-%d8%b9%d9%85%d9%84%d9%8a%d8%a9-%d8%aa%d9%87%d8%af%d9%8a%d9%85-%d9%85%d9%86%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>النضال السلمي الاهوازي بين الواقع واطلاق الشعارات الفارغة</title>
		<link>http://mojadam.maktoobblog.com/1554497/%d8%a7%d9%84%d9%86%d8%b6%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d9%85%d9%8a-%d8%a7%d9%84%d8%a7%d9%87%d9%88%d8%a7%d8%b2%d9%8a-%d8%a8%d9%8a%d9%86-%d8%a7%d9%84%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9-%d9%88%d8%a7%d8%b7/</link>
		<comments>http://mojadam.maktoobblog.com/1554497/%d8%a7%d9%84%d9%86%d8%b6%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d9%85%d9%8a-%d8%a7%d9%84%d8%a7%d9%87%d9%88%d8%a7%d8%b2%d9%8a-%d8%a8%d9%8a%d9%86-%d8%a7%d9%84%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9-%d9%88%d8%a7%d8%b7/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 24 Mar 2009 06:42:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>كاظم مجدم</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[غير مصنف]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mojadam.maktoobblog.com/?p=1554497</guid>
		<description><![CDATA[&#160;



                          &#160;&#160;اصدر احد المنشقين عن احدى التنظيمات الاهوازية في الخارج، بياناً &#34;بمناسبة الذكرى الثلاثين لثورة فبراير، ثورة الشعوب المضطهدة&#34; ونشره على الموقع التابع له، كما هومعلوم فی الرابط التالي:

&#160;http://www.alahwaz.eu/bauan%2022%20bahman%202009.htm 
هذا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify">&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p style="text-align: justify"><a href="http://mojadam.maktoobblog.com/files/2009/03/160.jpg"><img height="203" width="300" src="http://mojadam.maktoobblog.com/files/2009/03/160-300x203.jpg" alt="" class="alignnone size-medium wp-image-1554496" /></a></p>
<p></span></span><span style="font-family: Times New Roman"></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size: large"><span style="font-family: Times New Roman"><!--[if gte mso 9]&gt;-->             <!--[if gte mso 9]&gt;--><span lang="AR-SA"> </span></span></span>     <!--[if gte mso 9]&gt;-->       <!--[if gte mso 9]&gt;-->&nbsp;<span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt"><span>&nbsp;</span>اصدر احد المنشقين عن احدى التنظيمات الاهوازية في الخارج،<b> بياناً </b>&quot;بمناسبة الذكرى الثلاثين لثورة فبراير، ثورة الشعوب المضطهدة&quot; ونشره على الموقع التابع له، كما هومعلوم فی الرابط التالي:</span></p>
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt"><span>&nbsp;</span></span><span style="font-size: 14pt"><a href="http://www.alahwaz.eu/bauan%2022%20bahman%202009.htm"><span dir="ltr">http://www.alahwaz.eu/bauan%2022%20bahman%202009.htm</span></a></span><span style="font-size: 14pt"> </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">هذا البيان مليء بتناقضات واتهامات لا اساس لها من الصحة حيث اطلقها بحق المثقفين الاهوازيين الذين كانوا ولايزالون يقاومون سياسة القهر والتفريس منذ اكثرمن ثلاثة عقود، واصفهم بالمتخاذلين والمتجاهلين لحقوق الشعب &#8230; ومما جاء في البيان:</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">&quot;اليوم، وبعد ثلاثين عام &#8230; من التجربة المريرة الفاشلة التي مر بها شعبنا سياسيا حيث جرب كثير من الأحوازيين تنظيمات وأفراد أساليب مختلفة <b>للتعايش السلمي</b> مع السلطة&#8230; ومع حصول على ولو جزء من حقوقه&#8230; اليوم مازال عدد من الأحوازيين متجاهلين العنصرية الفارسية وعدم قبولها التساوي مع أي عنصر آخر في ايران حيث مازالوا متشبثين بشعار&quot;<b><u>إيران لجميع الإيرانيين</u></b>&quot; ويأتون بشعبنا على رأس قائمة <b>&quot;<u>الإيرانيين</u></b>&quot; وهم يحلمون بإمكان التعايش مع الفئات الإجرامية العنصرية التي تحكم في إيران أو من تأتي للحكم مستقبلا حسب تصورهم،&#8230;&quot;<b> يقصد البيان الاكاديميين والمثقفين</b>!</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">وردا على هذه التصريحات غير المسؤولة نود ان نبيّن للراي العام الاهوازي مايلي، <b>اولا</b>:من خلال اصدار مثل هذه البيان يتضح ان كاتب البيان وفي معرض اشارته الى انتهاج الكفاح السلمي والمقاومة المدنية على ارض الواقع في الاهواز، يؤكد بان النشاط المدني أدى دوره بما فيه الكفاية وثبت بوضوح ـ على حد زعمه ـ <b>فشله</b> &#8230;<span>&nbsp; </span>نقول لواستثنينا احداث الشهورالخمس الاولى التي وقعت في اقليم الاهواز بعد انتصار الثورة الايرانية وخاصة في المحمرة ونشاط السلمي لبعض التنظيمات الاهوازية (مثل الكفاح والنضال وحزب الكادحين) انذاك وايضا المظاهرات التي اندلعت على خلفية المقال المسيء الذي نشرته صحيفة اطلاعات الايرانية سنة 1985م فلا نجد حركة أخرى غيرحركة الوفاق (1996ـ 2005)، انتهجت نضالا سلميا، حيث يمكن القول انها التنظيم الوحيد الذي تبنى ـ سرا وعلانية ومنذ انطلاقته حتى صدورالحكم الجائرالقاضي بحلها وبتجميد نشاطها القانوني ـ هذا الاسلوب من الكفاح ولكن وللاسف كاتب البيان لم يعترف بحركة الوفاق وبنضالها السلمي ولطالما اتهم ناشطيها بالتخاذل والهرولة وراء السراب كما يدعي.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><b><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt"><span>&nbsp;</span>ثانيا</span></b><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">: انطلاقا من تحديدنا لعبارة &quot;ا<span class="style22"><span style="color: black">ليوم وبعد ما جرب شعبنا كافة أنواع النضال السلمي للحصول على ولو جزء من حقوقه</span></span> &#8230;&quot; يمكننا أن نتساءل: <b>متى نحن الاهوازيون مارسنا حقا النضال السلمي؟ </b></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">لنترك حركة الوفاق ونضالها السلمي جانباً، </span><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">ونتصفح تاريخ الحركات الاهوازية على مدى ثمانين سنة الماضية</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">، فلا نجد الا <b>عام أو عامين</b> من النضال السلمي فقط على احسن تقدير فالسؤال الذي يطرح نفسه هنا، هل يجوز لنا ان نحكم <b>بالفشل</b> على تجربة النضال السلمي باكمله،الذي انتصرت وتحررت بفضله شعوب كثيرة، <b><span style="color: red">بعد ما تبنيناه نحن الاهوازيين فترة وجيزة من الزمن؟</span></b><span style="color: red"><span>&nbsp; </span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><b><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt"><span>&nbsp;</span>ثالثا</span></b><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">: خلافا لما يعتقد كاتب البيان فان حركة الوفاق لم تسع يوما ما، الى التعايش السلمي مع &quot;الفئات الاجرامية العنصرية &quot;كما هو وارد في بيانه<span>&nbsp; </span>بل انها مدت يدها الى مجموعات رفعت شعارات وتبنت مواقف لم يرفعها ولم يتبناها، لحد ذلك التاريخ، اي فئة في الحكومات الايرانية المتعاقبة <span>&nbsp;</span>مثل الشعارالمعروف &quot;<b>ايران لجميع الايرانيين</b>&quot; الذي يتضمن ـ لو تم<span>&nbsp; </span>تطبيقه حقا ـ حق المواطنة للعرب والدعوة الى المساواة في الحقوق مع باقي مكونات المجتمع الايراني فلا ضير للوفاق وللوفاقيين اذا صدقوا تلك الوعود وسعوا جاهدين الى تحقيقها على رغم التخاذل والضعف الذي ابدته الشخصيات والتنظيمات التي رفعت الشعار المذكور.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><b><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">رابعا</span></b><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">: نحن في حزب الوفاق كنا ومانزال نحرص كل الحرص على استعادة حقوق الشعب العربي الاهوازي حيث كانت هذه الحقوق هي المنطلق الاساسي<span>&nbsp; </span>لحشد الجماهيرالعربية لنصرة الاصلاحيين الايرانيين في الانتخابات السابقة<span>&nbsp; </span>فرأينا في شعاراتهم بصيص أمل لتحقيق<span>&nbsp; </span>بعض من مطالب الشعب العربي الاهوازي<span>&nbsp; </span>وازالة بعض من الحرمان عنه،<span>&nbsp; </span>ثم ان طرح شعار &quot;ايران لجميع الايرانيين&quot; يعد دليلا دامغا واعترافا جليا بوجود التمييز والانتهاكات بحق الملايين من الشعوب الايرانية فكان الحافز للمشاركة والاسهام في بناء مجتمع خال من التمييز والتعسف كما ان اداء تنظيم الوفاق كان استمرارا لتوجهات الوفد الثلاثيني(الوفد الاهوازي الذي سافر الى طهران بعد انتصار الثورة، بغية التعريف بالقضية الاهوازية وطرح مطالب الشعب على مسؤولي الثورة الايرانية انذاك) فطالب الوفاقيون بصوت عال بازالة التمييز العنصري الذي يعاني منه الشعب بشكل اساسي وحاولوا جاهدين التعريف بالقضية الاهوازية في الاوساط الثقافية والسياسية في داخل ايران وخارجه ولم يدخروا شيئا كان ممكنا فعله الا وفعلوه وذلك برغم الامكانات المتواضعة والمضايقات الامنية المتزايدة، ورأينا مدى تأييد والتفاف الجماهير حول هذا الخطاب.<span>&nbsp;&nbsp; </span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><b><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">خامسا</span></b><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">: نحن في حزب الوفاق لا تعني عندنا مقولة &quot;<b>ايران</b>&quot; الا، رقعة جغرافية، سياسية معترف بها دولياً ولم ولن نقبل يوما ما، مزاعم العنصريين الذين يعتقدون بأن &quot;<b>ايران</b>&quot; تعني الفرس ومتكلمي اللغة الفارسية وحدهم دون باقي الشعوب القاطنة في هذه<span>&nbsp; </span>الارض منذو آلاف السنين.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><b><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">سادسا</span></b><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">: يقول كاتب البيان في فقرة آخرى: &quot;اليوم وبعد ثلاثة وثمانين عاما وهناك آخرين من يتحدثوا عن ضرورة <b>العمل الثقافي</b> بعيدا عن النضال التحرري من اجل تطوير البنية الفكرية لشعبنا وكأنما هؤلاء لا يرون ان شعوب مقهورة فقيرة تعمها الأمية، تمكنت قبلنا من تحرير اراضها وهم لم يتمكنوا حتى التحدث بلغتهم تحت تأثير الإحتلال ولم يتكنوا من انهاء حتى صفا واحدا أو ان يجلسوا مرة واحدة في صفوف مدارس التنوير التي يقترحها هؤلاء على الثوار الأحوازيين قبل النضال&#8230;&quot;<span>&nbsp; </span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">لنفترض هذا الكلام صحيح فنسأل كاتب البيان انه طالما شهدنا تحريرالكثيرمن الشعوب دون الحاجة الى <b>العمل الثقافي</b> والدورالتنويري الذي يقوم به المثقفون، فلماذا يطالبهم بالبقاء بالاهوازويطلب منهم ان يفعلوا شيئا &quot; <b>لرفع الحرمان عن شعبهم</b>&quot;؟! فمطالبة <b>مَن</b> تُـعتبر بان نشاطهم لايخدم مصالح الشعب&#8230;، بالبقاء في الاهواز يعد تناقضا واضحا. في ما نحن نعتقد خلاف ذلك ويجب ان نذكرهنا اننا لم نقل يوماً بان يكون العمل الثقافي بعيداً عن النضال التحرري بل هو جزء لا يتجزأ من هذا النضال. </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">&nbsp;</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><b><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">سابعا</span></b><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">: لم يكتف البيان بما ورد بل شن هجوما سافرا على الجاليات الاهوازية خارج الاقليم فيقول، &quot;مازال عدد غير قليل من الأكاديميين الأحوازيين وبينهم<span>&nbsp; </span>ممن يحسبون على المثقفين والقوميين، يهربون إلى الأمام في أحضان المحتل حيث أسسوا جاليات كبيرة في طهران وكرج ومشهد وشيراز و إصفهان من اجل رفاه أبنائهم ومستقبل أولادهم حسب ظنهم الباطل&#8230;&quot;<span>&nbsp;&nbsp; </span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">يتهم كاتب البيان هنا جاهلا اومتجاهلا الاكادميين الاحوازيين بالهروب الى الامام<span>&nbsp; </span>والارتماء في احضان المحتل في حين يتجاهل كليا معاناة هولاء الاكادميين الذين تعرضوا الى الاعتقال والسجن والفصل من الوظائف والنفي والمنع من الكتابة و&#8230; وهذا ما تشهد عليه بيانات الادانة<span>&nbsp; </span>الصادرة عن البرلمانات الاوروبية ومنظمات حقوق الانسان العالمية والغالبية العظمى من اصحاب الضميرالحي في داخل ايران وخارجها الذين تضامنوا مع محنة هولاء المثقفين العرب الاهوازيين وما يعانونه من اعتقال وتعذيب وطرد من الوظائف. واليكم بعض الاسماء المعروفة لهؤلاء المثقفين:</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">1ـ حكم على السيد <b>يوسف عزيزي بني طرف</b> بالسجن 5 سنوات وقد جاء هذا الحكم على خلفية احداث انتفاضة الخامس عشر من نيسان عام 2005 التي وقعت في الاهواز قبل ثلاث سنوات في الوقت الذي كان فيه الاستاذ يوسف عزيزي مقيما في طهران العاصمة، حيث نقل مخفورا الى الاهواز وبقي 64 يوما في السجن الانفرادي. اما الاتهمات التي وجهت اليه من قبل المحكمة فهي &quot;العمل على زعزعة الامن القومي والتحريض على اندلاع تلك الانتفاضة&quot;.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">2ـ حكمت السلطات القضائية في إيران حكماً جائراً ضد الصحفي الأهوازي <b>محمد حسن فلاحية</b> وذلك بحبسه لمدة ثلاث سنوات مع الإشغال الشاقة. ان فلاحية مراسل عدة وكالات انباء عربية محتجز في القاطع رقم 209 الرهيب في سجن ايفين بطهران.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">3ـ استدعت الاجهزة الامنية في طهران السيد <b>حسن عباسیان </b>رئيس<b> </b>جمعیة عرب خوزستان المقيمين في طهران (بیت العرب) مراراً وتكرارا لشتى الحجج.<span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">4ـ اعتقل المرحوم <b>محمد نواصري</b> عندما كان مقيما في طهران وسجن في معتقل استخبارات الاهواز اكثر من شهر وكان اثناء انتفاضة الخامس عشر من نيسان هو وعددا من رفاقه مطاردا من بيت الى بيت!</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">5ـ وهناك عدد أخر من الصحفيين الاهوازيين التي كانوا مقيمين في العاصمة طهران ولدوافع أمنية لا نريد ذكر اسماءهم، الان أما مشردين في بعض البلدان طالبين اللجوء واما حاصلين على حق اللجوء السياسي في بعض البلدان الاوروبية. <span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">اما موقفنا بالنسبة لهجرة المثقفين الى خارج الاقليم لم تتغير فطالبنا ابناء شعبنا بان لا يتركوا وطنهم حد الامكان ونوهنا بانه مايريده النظام هو ان نترك وطننا . كما نختلف مع ما ذهب اليه كاتب البيان فعلل هجرة المثقفين بانها &quot;من اجل رفاه أبنائهم ومستقبل أولادهم&quot;!</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt"> ولمزيد اطلاع كاتب البيان ان اجهزة الامن الايرانية، بفضل السجون واساليب التعذيب الوحشية التي تمارس فيها و</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">سياسة التجويع لمن لم يمتثل لاوامر ولي الفقيه، استطاعت ارغام المثقفين الاهوازيين اما على سكوت واما على الهجرة&#8230;</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt"><span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><b><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">ثامناً</span></b><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">: ولكي نكشف للراي العام الاهوازي زيف ما جاء في البيان الصادرعن <b><span style="color: black">هذا الشخص</span></b>، نود ان نذكر ان ابناء شعبنا الاهوازي بما ورد على لسان احد مسؤولي النظام<span>&nbsp; </span>في الاقليم، حيث قال خلال انتفاضة<span>&nbsp; </span>15 نيسان 2005<span>&nbsp; </span>اننا &quot; لدينا بعض المشاكل مع 200 شخص من هؤلاء [العرب] فقط<span>&nbsp; </span>وسوف نتخلص من هؤلاء العابثين بالأمن باقرب فرصة &quot;فنسأل كاتب البيان: من هم هؤلاء الابطال الذي يريد النظام التخلص منهم والتي قدرعددهم هذا المسؤول بـ 200، الم يكونوا اكاديمي الشعب العربي الاهوازي ومثقفيه؟ اليس هم من وقفوا الى جانب شعبهم<span>&nbsp; </span>وتحملوا شتى انواع التعذيب؟ اليس هم من صدرت بحقهم<span>&nbsp; </span>احكام جائرة ولايزال يقبع الكثير منهم<span>&nbsp; </span>في غياهب السجون داخل العمق الايراني؟ كيف يسمح لنفسه انسان يدعي النضال من أجل الشعب يوجه اتهامات خطرة ضد هذه الفئة المناضلة من ابناء شعبنا العربي الاهوازي؟ والسؤال الذي يطرح نفسه هنا ما هو سبب تصريحات المسؤول الايراني في الاقليم الذي وجه اصابع الاتهام الى هؤلاء الاكاديميين والذي قدرعددهم بـ 200؟ الم تكشف تلك التصريحات عن مخطط اجرامي مدروس يرمي الى افراغ الساحة الاهوازية من النخب المثقفة والناشطة ميدانيا وعلى مدار اكثرمن ثلاثة عقود من اجل منعنا من استعادة حقوقنا المسلوبة؟ الم يتعرض منذ قرابة اربعة اعوام، رموز حركتنا النضالية<span>&nbsp; </span>من سياسيين وكتاب و شعراء وفنانين الى شتى صنوف التنكيل والتعذيب والسجن؟ هل نسى صاحب البيان ان المواجهة طالت حتى النشاط الاقتصادي؟ فصادرت واغلقت السلطات شريكات ومحلات مملوكة للعرب ومنها ما حدث مؤخرا لمكتبة &quot;<b>الاشراق</b>&quot;. هل يعرف كاتب البيان شيئا عن مصيرالعاملين في هذه المؤسسة الثقافية ـ الاقتصادية وهم من المثقفين منذ اكثرمن عامين؟&nbsp;وهناك العشرات من الامثلة لا يسع المجال لذكرها.<span>&nbsp; </span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><b><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">تاسعا</span></b><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">: نقول لكاتب البيان ان المؤسسات الامنية والقمعية استطاعت</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt"> <span style="color: red">بفضل اعمال غير المدروسة ـ ان لم نقل الطائشة ـ لبعض الاهوازيين التي ادت الى عسكرة انتفاضة الخامس عشر من نيسان السلمية</span></span><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">،</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt"> ان تقضي ولوموقتا على معظم النشاط السياسي والثقافي وافرغت الساحة السياسية والثقافية من كوادرها واغلقت منتدياتها ونواديها المتواضعة في الاقليم لكن نؤكد لكاتب البيان وأخرين ان الوعي الجماهيري قد ازداد عما سبق حيث يشكل الان قوة كامنة كـ ـ النار تحت الرمادـ يمكن ان تظهر على الساحة فور ان تجد منفذا للتعبير عن نفسها&#8230; <span>&nbsp;</span>كما </span><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">لا يستطيع أحد أن ينكر أنه </span><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">بسبب قلة الكوادر وقمع السلطات الامنية وتقييد النشاط السلمي والمدني، </span><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">أي تحرك للشباب العربي في ظل هذه الظروف سيكون ناقصا ولن يؤدي الى نتائج ملموسة&#8230; </span><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">فيرتكبون اخطاء لاجدوى لها و&#8230; هذا مع تاكيد إحترامنا لكل وجهة نظر، وتقديرنا لكل جهد مخلص. </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt"><span>&nbsp;</span>من هنا نرى بان ما ورد في البيان الذي اصدره <b>هذا الشخص</b> يندرج ضمن اطار البيانات المتسرعة وذات الرؤية المطلقة التي تعودنا على اصدارها بين فترة واخرى والمتضمنة الطعن بوطنية الاخرين وتخوينهم وهو بعيد كل البعد عن الموضوعية والمصداقية. حيث يرغب كاتب البيان ويريد فيه فرض آراءه المتطرفة وغير الموضوعية <span>&nbsp;</span>على من يدفعون ثمن صمودهم بوجه السلطات الايرانية فكانه يقول من كان مع خطابه المنفلت عن عقاله<span>&nbsp; </span>هو وطني ومن رفضه فهو خائن في حين ان معظم الوطنيين الاهوازيين صامدين في وطنهم لايريدون<span>&nbsp; </span>ترك الساحة خالية<span>&nbsp; </span>ليعبث بها المجرمون كما يشاء وهؤلاء الوطنيون ماضون في نضالهم العادل من اجل الحرية والديمقراطية و&#8230; حتى تتحقق اهداف شعبهم العالدلة وان طال الزمن ام قصر.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">وفي الختام طالما يذكر كاتب البيان &quot;<b>النضال التحرري</b>&quot; ويصفه بالسبيل الوحيد لتخليص الوطن، الاهواز، نطلب منه يعطينا رؤية محدد وواضحة عن هذا النوع من النضال وماهي الاستراتيجية المتخذة والآليات المتوفرة لبلوغ الاهداف المنظورة ولايكتفي باطلاق الشعارات الرنانة والمطلقة </span><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">التي تدقدق مشاعر واحاسيس الشباب </span><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">وايضا يذكر لنا ماهو دوره (غير توجيه النصح واطلاق الشعارات) في هذا النضال. </span></p>
<p align="right" class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: left"><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt"><span>&nbsp;</span><b>مجموعة<span>&nbsp; </span>من كوادر حزب الوفاق</b></span></p>
<p align="right" class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: left"><b><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">23\3\2009 </span></b></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify"><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt">&nbsp;</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mojadam.maktoobblog.com/1554497/%d8%a7%d9%84%d9%86%d8%b6%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d9%85%d9%8a-%d8%a7%d9%84%d8%a7%d9%87%d9%88%d8%a7%d8%b2%d9%8a-%d8%a8%d9%8a%d9%86-%d8%a7%d9%84%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9-%d9%88%d8%a7%d8%b7/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>من هم الأهوازيون وماذا يريدون؟ أين عربستان على خارطة مصائر الشعوب؟</title>
		<link>http://mojadam.maktoobblog.com/1554493/%d9%85%d9%86-%d9%87%d9%85-%d8%a7%d9%84%d8%a3%d9%87%d9%88%d8%a7%d8%b2%d9%8a%d9%88%d9%86-%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%b0%d8%a7-%d9%8a%d8%b1%d9%8a%d8%af%d9%88%d9%86%d8%9f-%d8%a3%d9%8a%d9%86-%d8%b9%d8%b1%d8%a8/</link>
		<comments>http://mojadam.maktoobblog.com/1554493/%d9%85%d9%86-%d9%87%d9%85-%d8%a7%d9%84%d8%a3%d9%87%d9%88%d8%a7%d8%b2%d9%8a%d9%88%d9%86-%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%b0%d8%a7-%d9%8a%d8%b1%d9%8a%d8%af%d9%88%d9%86%d8%9f-%d8%a3%d9%8a%d9%86-%d8%b9%d8%b1%d8%a8/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 Mar 2009 20:50:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>كاظم مجدم</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[غير مصنف]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mojadam.maktoobblog.com/?p=1554493</guid>
		<description><![CDATA[
فوزي اشرف الاهواز   
الثلثاء 18 تشرين الثاني (نوفمبر) 2008
أيدت قبل ايام محكمة الاستئناف بطهران الحكم الصادر من محكمة الثورة الإسلامية ضد الكاتب العربي الأهوازي يوسف عزيزي بني طُرُف وهو الحكم بالسجن لخمس سنوات بتهمة التحريض والتآمر على أمن البلاد، على خلفية أحداث وقعت في أبريل 2005 شهدتها بعض المدن الإيرانية ذات الغالبية السكانية [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><!--  [if gte mso 9]&gt;  Normal 0     false false false  EN-US X-NONE AR-SA              MicrosoftInternetExplorer4              &lt;![endif]--><!--  [if gte mso 9]&gt;                                                                                                                                            &lt;![endif]--></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-bottom: 0.0001pt;text-align: justify" dir="rtl"><strong><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">فوزي اشرف الاهواز</span> </strong> <strong> </strong></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-bottom: 0.0001pt;text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">الثلثاء 18 تشرين الثاني (نوفمبر) 2008</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">أيدت قبل ايام محكمة الاستئناف بطهران الحكم الصادر من محكمة الثورة الإسلامية ضد الكاتب العربي الأهوازي يوسف عزيزي بني طُرُف وهو الحكم بالسجن لخمس سنوات بتهمة التحريض والتآمر على أمن البلاد، على خلفية أحداث وقعت في أبريل 2005 شهدتها بعض المدن الإيرانية ذات الغالبية السكانية العربية وهي المنطقة المحاذية لدولة الكويت ومحافظتي البصرة وميسان العراقيتين والمسماة بالأهواز أو الأحواز وكذلك عربستان</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">لو سألت عدداً من شباب الدول العربية عما تعني له عربستان أو الأهواز لما أجابك أكثرهم بالإجابة الشافية الوافية. كما أنك لو سألت أي مراسل أو متابع للأحداث في إيران وخارجها عن سبب اعتقال يوسف عزيزي البالغ من العمر </span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">58 </span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">سنة لما حصلت على أي جواب مقنع أو مفهوم سوى أنه مارس ما يسمى في المواثيق الدولية بـ&quot;حق حرية التعبير&quot; وعارض سياسات طهران المتجاهلة لمصائر الشعوب في داخل إيران وجوارها. إنه كتب قدر ما استطاع ونطق قدر ما تمكن بهدف واحد وهو الدفاع عن كرامة الإنسان العربي الأهوازي وتحسن ظروفه لكي ينهض هذا الشعب ويتقدم أسوة بكافة شعوب العالم الناهضة</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">ولكن، من هم الأهوازيون وماذا يريدون؟ ما العلاقة بين الأهواز والأحواز وعربستان؟ أين تقع عربستان وما علاقتها بخوزستان؟ كيف كانت وكيف أصبحت أوضاع هذه الأرض وأهلها؟ ما العلاقة بين شعب هذه الأرض والشعوب المجاورة؟ وأين العرب كأمه في مجريات الأحداث هنا؟</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">فلنبدأ مما نراه الآن على أرض الواقع. نضع خريطة إيران أمامنا فنرى هنالك محافظة تسمى &quot;خوزستان&quot;. يقول بعضهم إن هذا الاسم آت من كلمة &quot;خوز</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">&quot; </span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">بمعنى السكر، لكثرة زراعة السكر هنا. ويقول البعض الآخر إنه يعود لشعب قديم بهذا الاسم. ولكن المعلوم لنا أنه اسم أطلق على هذه المنطقة أوأعيد اطلاقه عليها حسب تعبير البعض، أو أنه عُمّم من الجزء إلى الكل في عام </span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">1936 </span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">بقرار حكومي صدر من طهران في عهد رضا شاه العنصري بعد فترة وجيزة من اسقاط حكم الشيخ خزعل الكعبي آخر أمراء العرب لإمارة عربستان في شرق شط العرب وشمال الخليج عام 1925</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">كانت المنطقة تسمى &quot;عربستان&quot; أي أرض العرب، في كافة المواثيق والمستندات والكتب الإيرانية منذ العهد الصفوي (1501-1772م) حتى عام 1936</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">. </span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">وقبل ذلك كانت المنطقة تسمى بـ&quot;الأهواز&quot; حسب ما وصل لنا من كتب التاريخ والسير. يقول البعض أن &quot;الأهواز&quot; كانت في الأصل أحوازاً و&quot;الأحواز&quot; هي اسم جمع لمفردة &quot;حوز&quot; أو &quot;حوزة&quot; أي منطقة معمورة محددة. يستند هؤلاء على واقع التحريف اللغوي غير المتعمد لدى الشعوب وعبر الزمن وواقع التحريف السياسي المتعمد ومنه على سبيل المثال تحريف اسم &quot;الحويزة&quot; إحدى المدن العربية في شرق شط العرب إلى &quot;هويزه&quot; ومن ثم إلى &quot;هوزكان&quot; في بعض المستندات الفارسية</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">. </span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">فعلى أي حال، لم نشاهد في الكتب الموروثة والمقروءة حتى الآن اسم الإهواز إلاّ بالـ&quot;هاء&quot;، رغم كونها أرض عربية منذ القدم</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">نرى أيضاً على الخريطة الشيء الأهم وهو أن أسماء الكثير من القرى والضواحي والأرياف ما زالت عربية رغم كل محاولات التزوير والتحريف، من المنطقة المسماة بـ&quot;لورستان&quot;حتى جزيرة &quot;جسم&quot; التي تُعرف حالياً بـ&quot;قشم</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">&quot;. </span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">إن مقولة الأسماء موضوع عريض طويل، لا يسعنا هنا أن نخوضه. فبالمختصر المفيد لا بد من القول أن هنالك ثلاث محافظات في إيران تسكنها غالبية عربية وهي: خوزستان وبوشهر وهرمزكان حسب التسميات الرسمية، وهنالك عدة أسماء مدن تم تغييرها بقرار واحد - تقريباً - أصدره المجلس الثقافي و أقره مجلس وزراء رضا شاه عام 1936 وهي: المحَمَّرة (التي أصبحت: خورمشهر</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">)</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">، عبّادان (أصبحت: آبادان)، الخفاجية (سوسنكرد)، الفلاحية/ الدورق (شادكان</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">)</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">، معشور (ماهشهر)، العميدية (اميديه)، البسيتين (بستان)، ابوشهر(بوشهر</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">)</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">، لنجة (بندر لنكه)، وهنالك العشرات من القرى والنواحي والجزر والمواقع والشوارع التي تم استبدال اسمائها باسماء فارسية خلال السنوات أو تم تحريفها بشكل أو بآخر. فمثلاً المنطقة التي كانت تسمى بـ &quot;سهل ميسان&quot; أو </span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">&quot;</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">دست ميسان&quot; وسميت أيضاً بـ&quot;بني طُرُف&quot; وهي الضفة الشرقية لشط العرب، أطلق عليها: &quot;دشت ميشان&quot; أي سهل الأغنام، ثم تحول هذا الإسم بعد الثورة الإسلامية إلى: &quot;دشت آزادكان&quot; أي سهل الأحرار. وكذلك الحال لجزيرة قيس التي أصبحت &quot;كيش&quot; وبلدة علوان في شمال مدينة الأهواز التي أصبح اسمها </span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">&quot;</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">الوان&quot;، والحبل على الجرار</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">وعلى ذكر أسماء المدن أتذكر كلام أحد الأهوازيين عند ما كنا ننظر معه إلى تقرير خبري عن اشتباكات اسرائيلية- فلسطينية، حيث قال لي: هنالك لوحات تراها تذكر أسماء المدن بثلاثة ألسن، فمثلاً ترى مكتوباً على اللوحة</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">: </span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">القدس، جرازوليم بالإنجليزية وأورشليم بالعبرية، ولكننا في إيران العدل الإسلامي محرومون من أن نرى مثلاً (المحمرة- خورمشهر) أو (الخفاجية</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">- </span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">سوسنكرد</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr" lang="AR-SA"> </span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">. (</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">والنبذة، إنك إذا أردت أن تبحث عن المواقع التي هُدمت أو غُيرت معالمها وأسمائها في المناطق العربية داخل الحدود الإيرانية بشتى الذرائع أو بلا ذرائع، فإنك قد لا تسطيع مجرد إحصائها</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">فلنترك الأسماء وحتى المعالم والمواقع، لنعود إلى الإنسان العربي الأهوازي الذي دافع عنه يوسف وأمثال يوسف وضحّوا من أجل حريته وكرامته وبل مجرد معيشته أحياناً بالغالي والنفيس وراح منهم البعض نحو أعواد المشانق وجدران الرصاص وغياهب السجون والتعذيب</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">هنالك على اقل تقدير 4 ملايين نسمة وعلى أكثرها 9 ملايين إنسان عربي يسكن المحافظات الثلاثة في غرب و جنوب إيران وأهمها من حيث الثقل الديمغرافي العربي هي محافظة &quot;خوزستان&quot; بمركزها مدينة الأهواز التي كانت تسمى طوال قرون بـ&quot;سوق الأهواز&quot; أي المكان الذي يجتمع فيه سكان المدن الأهوازية لبيع بضائعهم وشراء حاجاتهم</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">ليست المسألة هنا تحديد أرض للإدعاء بفصلها بحروب دامية قد تشوبها المؤامرات من كل جانب ومكان. وليس الأمر هنا تمييزاً بين العنصر العربي عن الغير لمجرد أن هذا ينطق العربية وذلك لا. إنها مسألة اضطهاد وقضية سحق وطمس لقيم إنسانية سامية في عصر تتطلع به الشعوب إلى العدل والمساواة والإزدهار والتقدم</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">إن الشعب العربي الأهوازي شعب ذو جذور عريقه نابتة بأرضه منذ القدم</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">. </span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">لقد كشف الباحثون أن &quot;الهجرات العربية إلى جنوب إيران تزامنت مع الهجرة الآرية إلى واحات إيران، وقبل ذلك سكنت المنطقة الواقعة في جنوب غرب إيران أقوام سامية تدعى بالعيلاميين وكانت لهذه الأقوام حضارات عظيمة&quot; (يوسف عزيزي بني طُرُف، القبائل والعشائر العربية في خوزستان، ترجمة جابر أحمد، دار الكنوز الأدبية، بيروت، ص5</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">).</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">ولو فرضنا أنه باستطاعتنا ترك التاريخ وأحاديثه ونسيان الماضي بما فيه، فلننظر إلى لغة أبناء الأهواز وأسمائهم وملابسهم ومجالسهم وتقاليدهم ونظمهم الإجتماعية وآلاتهم الموسيقية وأشعارهم ورقصاتهم وصناعاتهم اليدوية وسبل عيشهم وكل ما يشكّل مكوناتهم المجتمعية، فلا نرى أي شيء يجعلنا نشك في عروبة أبناء هذا الشعب أو نرى أنهم مستعدون للتخلي عن عروبتهم. وللعلم فقط أن وجوه التشابه بين أبناء ضفتي شط العرب وجانبي ميسان تجعلك لا تفرّق بين هذا وذاك</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">صحيح أن المذهب الشيعي هو المذهب الغالب خاصة في محافظة خوزستان، وهذا من العوامل الجاذبة للأهوازيين نحو طهران، إلى جانب الاختلاط المجتمعي في المدارس والمصانع والدوائر والأسواق (ولو في علاقات غير متكافئة وبفرص شديدة الاختلاف). ولكن هنالك الكثير من الأمور التي تشدهم نحو القضايا العربية وتجعلهم يتابعون الأخبار والتعليقات بشأنها. كما أنهم لا يعترفون بالفوارق المذهبية عند الحديث عن العروبة. وللأمانة يجب القول أنهم بعيدون كل البعد عن العنصرية والتفاخر الجاهلي تجاه الآخرين من الإيرانيين</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">. </span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">ولكنهم معرضون للتمييز العنصري ولو بسياسات ناعمة</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">أما بخصوص الحراك العقائدي، فلا بد من القول أنه هنالك تيارات مختلفة بين أوساط المجتمع رغم كبت الحريات في زمن الشاه باسم &quot;رب واحد، ملك واحد، وطن واحد ولغة واحدة&quot; وفي الوقت الراهن باسم &quot;حزب واحد، قائد واحد، كلام واحد&quot;. فإنك قد تجد الليبرالي والقومي واليساري والملتزم بالدين ومن معارض لولاية الفقيه وهيمنة اللغة إلى المؤيد للنظام بما فيه. إن الشعب العربي الأهوازي حاله حال الشعوب الحية الأخرى له تنوعاته وتطلعاته وتحركاته</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">جدير بالذكر أيضاً أنه قد شاهدنا في السنوات التي تلت حرب الخليج الأولى بين العراق وإيران (1980-1988) أي بعد هدوء الأجواء نسبياً في الأهواز، شاهدنا مراجعات كبيرة قد جرت للكشف عما &quot;هو الأصح&quot; في الإسلام وتاريخه. ورغم شحة المصادر للباحثين الأهوازيين سمعنا بعض رجال الدين في الأهواز يذكرون اسماء الخلفاء الراشدين بالخير وبإضافة &quot;رضي الله عنه&quot; بعد ذكر أسمائهم وبدأ البعض من الشباب يتركون المستحبات الشيعية لصالح الواجبات الوحدوية التقريبية إلى أن وصل الأمر لتعرضهم لأذى من قبل المتشددين المغرور بهم</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">يجب القول أن العرب في إيران ليسوا فقط أولئك المتواجدين في محافظة خوزستان. فناهيك عن العشائر المبعثرة هنا وهناك من جراء الإجلاء على أيدى الملوك أو الهجرة الطوعية وما شابه، هنالك قبائل كبيرة عربية الجذور والانتماء تقطن غالبيتها في بر فارس أي محافظات فارس وبوشهر وهرمزكان حالياً، ذكر تفاصيلها الكاتب الباحث الكويتي &quot;المهندس محمد غريب حاتم&quot; في كتابه القيم &quot;تاريخ عرب الّهوِلَة&quot; الذي نشرته المكتبة الوطنية في البحرين والمؤسسة العربية للدراسات والنشر في بيروت،عام 199</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">7.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><strong><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">كيف يعيش عرب الأهواز وما هي عاداتهم وتقاليدهم؟</span> </strong> <strong> </strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">يعيش الأهوازيون العرب بعدة أنماط من الحياة على الأغلب، والكل مشترك في بعض المقومات والصفات والعادات والعلاقات. فبعضهم مزارعون يزرعون القمح والرز والفواكه والخضروات على ضفاف الأنهر وكذلك يربون المواشي. وهنالك أناس يسكنون الأهوار (المسنتقعات) يصيدون الاسماك والطيور ويستخدمون قصب البردي لبناء البيوت وصنع الفرش والسلال. وكذلك آخرون يركزون جهودهم على النخيل وإنتاج التمور ومحاصيلها. وهنالك العاملون في مجالات خدمية كسواقة السيارات ولكن الغالبية العظمى من العرب هم اولئك الذين يسكنون المدن وضواحيها ويعملون في بعض المصانع التي دُمر الكثير منها في زمن الحرب وهنالك البعض من سكان المدن الذين يعملون أساتذة أوأطباء أو مهندسين أويمارسون وظائف حكومية قلّ ما تشهد الرقي. أما الاسواق المركزية والمناصب الحكومية والشركات فهي تبدو حكراً على من جاؤوا من مدن أخرى، وخاصة المركزية منها</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">أما اللغة السائدة، فبحماية القانون هي اللغة الفارسية المسيطرة على كافة جوانب الحياة الرسمية من كتابة العقود إلى المرافعات في المحاكم ومن الدراسة في المدارس بكافة مستوياتها وفروعها إلى برامج الإذاعات المسموعة والمرئية كرتونية كانت أو روائية، خبرية كانت أو حتى برامج صحية وتربوية</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr"> . </span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">هنالك استثناء واحد وهو ما تبثه إيران باللغة العربية لخارج حدودها بألسنة محسوبة على العراق ولبنان تُصوِّر إيران الراهنة جنة وما قبلها وما سواها ناراً فحسب</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">يحترم العرب كبارهم من الشيوخ والسادة الأشراف (أحفاد الرسول) والوسط المتعلم والمثقف. يجتمع أبناء العشائر العربية بكثرة عند زواج أحدهم أو وفاته لكي يشاركوا أسرته الفرح والترح ويمدوها بالنقود والبضائع لتخفيف العبئ عليها. يحضرون بكثافة في بضعة أيام من شهر محرم وكذلك من شهر رمضان في المساجد والحسينيات لتعظيم ذكرى الإمامين الحسين بن علي وأبيه علي بن أبي طالب. يحتفلون بعيد الفطر بكافة أطيافهم وأعمارهم معتبرين إياه &quot;عيد العرب&quot;. يحترمون أيضاً عيد الأضحى ويتذكرون فيه الموتى ويترحمون لهم بشتى السبل</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">وفي موضوع المراة، رغم كل التطورات التي حصلت في أفكار الكثيرين من عرب الأهواز لكن الأجواء السائدة ما زالت غير مواتية للنساء. فالمرأة على الأغلب كما يقال هي الآخر من يأكل والآخر من يدرس والأول من يُقتل باسم الشرف وما إلى ذلك. صحيح أن انتخابات مجلس البلدية في الأهواز مثلاً شهد بروز أسماء نسائية عربية وصحيح أننا نرى في المجتمع العربي الأهوازي وجوهاً نسائية بارزة في الطب والفن والسياسة والتعليم ولكن بين الواقع وما هو حق وطموح ما زال البون شاسعاً. كان لبعض المثقفين العرب الأهوازيين وأخص بالذكر منهم القائد الشهيد بن الشهيد محمد نواصري دوراً بارزاً في تثقيف العربيات الأهوازيات وفتح المجال لتقدمهن جنباً إلى جنب النصف الآخر من المجتمع</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">البطالة والجهل والإدمان هم ثلاثة جيوش مازالت تقصف المنطقة الأهوازية بشدة وبلا هوادة. فالبطالة اتت خاصة بعد اندلاع حرب الخليج الأولى (1980</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">) </span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">حيث هربت الحكومة بأموالها وتركت مشاريعها وهرب التجار ببضائعهم وأقفلت المؤسسات ودُمرت المصانع ومنذ ذلك الحين حتى الآن لم يستعد الاقتصاد عافيته هنا ولم تنشط الموانئ وحتى المزارع والأهوار أصبحت ملغمة ومحددة بأسوار وسياج تحت مسميات وذرائع عسكرية فلا تجلب الخير لأهلها كسابق عهدهم بها</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">أما الجهل فيكفيك أن تعرف أن الطفل العربي الأهوازي لا يستوعب ما يقال له في المدرسة بلغة أجنبية عليه. فيبقى حيران متأخراً محبطاً إلى أن يغادر الدراسة في مرحلة من مراحلها. فيبقى أمامه التلفزيون الفارسي (لأن الأطباق اللاقطة ممنوعة في إيران) بكرتونياته وعمائمه وحكاياته المسلية، فهو قد يتعلم منها الفارسية كلغة في أبسط مستوياتها بلا ثقافة تذكر أوتعليم مهني يساعده في شق سبيل الحياة أو حتى مجرد اتصال بالقنوات كممارسة للنشاط المجتمعي بشكلٍ ما كما نراه في أنحاء العالم المتطور</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">وأما الإدمان فحدّث ولا حرج. عند ما يقال لك أن طهران هي أكبر وأضخم مدن العالم من حيث عدد المدمنين وانتشار الإدمان فعليك أن تتصور كيف يكون الحال في أرض شهدت الويلات منذ احتراق المئات من الضحايا الأبرياء في سينما ركس بمدينة عبادان قبيل انتصار الثورة الاسلامية بحريق متعمد، وحتى اندلاع واستمرار الحرب لمدة 8 سنوات والنيران تصب ليل نهار على رؤوس أبناء هذا الشعب المسالم الأعزل من الطرفين المتنازعين، إلى أن تصل بكل هذه السنوات العجاف التي تلت الحرب بلا أدنى إعمار يذكر أو مصنع يُنشأ أو جامعة تُفتح أو مشروع يُبدأ. اللهم إلاّ مشروع قصب السكر لنهب الأراضي وتمليح وتجفيف نهر قارون (أو كارون كما يسمى لدى الإيرانيين) أكبر الأنهر في إيران، ومشاريع بناء السدود المحرّفة لمياه المنطقة نحو اصفهان وكرمان </span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">(</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">وسط إيران) وإنشاء الثكنات والمستوطنات الفارسية في آلاف الهكتارات</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">هنالك لغز غامض لم يحله أحد في إيران وهو أنه كيف قضى حكم الملالي في هذه الدولة المترامية الأطراف على كل تنظيم مناوئ وبل كل من حمل منشوراً أو احتفظ بصورة أو شريط يتعارض مع الاتجاه السائد، لكنه في نفس الوقت ترك الحبل على القارب بشأن الإدمان والمدمنين؟ هل الحالة الإيرانية أسوأ مما كانت عليه الصين؟ وهل الافيون يتواجد في إيران أكثر من أفغانستان؟</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">لا يمكن الحديث عن عرب الأهواز وأرضهم دونما التطرق إلى النفط والغاز المتواجدين تحت أقدام هؤلاء المساكين الذين لا يرون منهما سوى الحروب والنيران والدخان الذي يملأ سماءهم ويدمر حياتهم. من جزيرة مجنون إلى بلدة عسلوية ومنهما إلى الأراضي البختيارية تمتد الأحواض الهائلة من النفط والغاز ولكنها لم تجلب السعادة وحتى أدنى الرفاهية لمن يقطن فوقها. عند ما طرح الخميني شعار توزيع أموال النفط على ابناء الشعب فرح العرب كغيرهم واستبشروا خيراً. ولكن جاءت الحرب واستمر التكالب على ثروات هذه الأرض دون أي رادع ولا حسيب ولم يتغير الوضع بعد الحرب إلاّ إلى الأسوأ اقتصادياً</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">وعند ما جاء السيد محمد خاتمي تنفس العرب كغيرهم ورأوا في تياره الأمل في النقد والتعبير عن الرأي ولكن تفوه هو الآخر بتحريف المياه نحو سيرجان في محافظة كرمان واستمر في عهده مشروع قصب السكر وجاءت الرسالة التي عُرفت برسالة مكتب أبطحي (كبار موظفي ديوان الرئاسة) لتطلق رصاصة الرحمة على ذلك الأمل</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">كانت الرسالة التي نُشرت في أبريل 2005 بين أوساط المجتمع الأهوازي وسببت أحداث الخامس عشر من نيسان التاريخية تشتمل على بعض القرارات الصادرة من كبار مسؤولي الأمن في إيران وهي تدور حول: تجفيف مصادر الرزق للعرب في المنطقة وتشغيل سكان المحافظات الأخرى في خوزستان ومنحهم الأرض والسكن وما إلى ذلك وإرغام المتعلمين والمثقفين من العرب بترك ديارهم بتطميع أو تهديد، وأمور أخرى في هذا المضمار</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" lang="AR-SA">فالآن وبعد ما حدث ليوسف عزيزي بتأييد حكمه بالسجن لخمس سنوات بتهمة التحريض والتآمر على أمن البلاد وذلك بخصوص مظاهرات لم يحضر فيها ولا قبلها في موقع الحدث ولم يصدر بيان بشأنها قبل حدوثها، فلك أيها القارئ الكريم أن تعرف مدى المعاناة وما ذا يُفعل بمن يتظاهر أو يحرض على التظاهر كما لك أن تعرف من هم الأهوازيون وما ذا يريدون</span> <span style="font-size: 14pt;font-family: &quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&amp;quot" dir="ltr">.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify" dir="rtl"><span style="font-size: 14pt" dir="ltr"> </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mojadam.maktoobblog.com/1554493/%d9%85%d9%86-%d9%87%d9%85-%d8%a7%d9%84%d8%a3%d9%87%d9%88%d8%a7%d8%b2%d9%8a%d9%88%d9%86-%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%b0%d8%a7-%d9%8a%d8%b1%d9%8a%d8%af%d9%88%d9%86%d8%9f-%d8%a3%d9%8a%d9%86-%d8%b9%d8%b1%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
	</channel>
</rss>
